***
41991 : ردیف از کل
ببیشی نهادست مردم دو چشم
ز کمی بود دل پر از درد وخشم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
41992 : ردیف از کل
نه آن ماند ای مرد دانا نه این
ز گیتی همه شادمانی گزین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
41993 : ردیف از کل
اگر چند بفزاید از رنج گنج
همان گنج گیتی نیرزد به رنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
41994 : ردیف از کل
زقلب سپه چون نگه کرد گو
ندید آن درفش سپهدار نو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
41995 : ردیف از کل
سواری فرستاد تا پشت پیل
بگردد بجوید همه میل میل
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
41996 : ردیف از کل
ببیند که آن لعل رخشان درفش
کزو بود روی سواران بنفش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
41997 : ردیف از کل
کجاشد که بنشست جوش نبرد
مگر چشم من تیره گون شد ز گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
41998 : ردیف از کل
سوار آمد و سر به سر بنگرید
درفش سرنامداران ندید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
41999 : ردیف از کل
همه قلب گه دید پر گفت و گوی
سواران کشور همه شاه جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42000 : ردیف از کل
فرستاده برگشت و آمد چو باد
سخنها همه پیش او کرد یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42001 : ردیف از کل
سپهبد فرود آمد از پشت پیل
پیاده همی رفت گریان دو میل
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42002 : ردیف از کل
بیامد چوطلخند را مرده دید
دل لشکر از درد پژمرده دید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42003 : ردیف از کل
سراپای او سر به سر بنگرید
به جایی برو پوست خسته ندید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42004 : ردیف از کل
خروشان همه گوشت بازو بکند
نشست از برش سوگوار و نژند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42005 : ردیف از کل
همی گفت زار ای نبرده جوان
برفتی پر از درد و خسته روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42006 : ردیف از کل
تو راگردش اختر بد بکشت
وگرنه نزد بر تو بادی درشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42007 : ردیف از کل
بپیچید ز آموزگاران سرت
تو رفتی ومسکین دل مادرت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42008 : ردیف از کل
بخوبی بسی راندم با تو پند
نیامد تو را پند من سودمند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42009 : ردیف از کل
چو فرزانه گو بد آنجا رسید
جهان جوی طلخند را مرده دید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42010 : ردیف از کل
برادرش گریان و پر درد گشت
خروش سواران بران پهن دشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42011 : ردیف از کل
خروشان بغلتید در پیش گو
همی گفت زار ای جهان دار نو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42012 : ردیف از کل
ازان پس بیاراست فرزانه پند
بگو گفت کای شهریار بلند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42013 : ردیف از کل
ازین زاری و سوگواری چه سود
چنین رفت و این بودنی کار بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42014 : ردیف از کل
سپاس از جهان آفرینت یکیست
که طلخند بر دست تو کشته نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42015 : ردیف از کل
همه بودنی گفته بودم به شاه
ز کیوان و بهرام و خورشید و ماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42016 : ردیف از کل
که چندان به پیچید برزم این جوان
که برخویشتن بر سر آرد زمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42017 : ردیف از کل
کنون کار طلخند چون بادگشت
بنادانی و تیزی اندر گذشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42018 : ردیف از کل
سپاهست چندان پر از درد و خشم
سراسر همه برتو دارند چشم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42019 : ردیف از کل
بیارام و ما را تو آرام ده
خرد را به آرام دل کام ده
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42020 : ردیف از کل
که چون پادشا را ببیند سپاه
پر از درد و گریان پیاده به راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42021 : ردیف از کل
بکاهدش نزد سپاه آبروی
فرومایه گستاخ گردد بروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42022 : ردیف از کل
به کردار جام گلابست شاه
که از گرد یکباره گردد تباه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42023 : ردیف از کل
ز دانا خردمند بشنید پند
خروشی ز لشکر برآمد بلند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42024 : ردیف از کل
که آن لشکر اکنون جدا نیست زین
همه آفرین باد بر آن و این
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42025 : ردیف از کل
همه پاک در زینهار منید
وزین بر منش یادگار منید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42026 : ردیف از کل
ازان پس چو دانندگان را بخواند
به مژگان بسی خون دل برفشاند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42027 : ردیف از کل
ز پند آنچ طلخند را داده بود
بدیاشن بگفت آنچ ازو هم شنود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42028 : ردیف از کل
یکی تخت تابوت کردش ز عاج
ز زر و ز پیروزه و خوب ساج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42029 : ردیف از کل
بپوشید رویش به چینی پرند
شد آن نامور نامبردار هند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42030 : ردیف از کل
بدبق و بقیر و بکافور و مشک
سرتنگ تابوت کردند خشک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42031 : ردیف از کل
وزان جایگه تیز لشکر براند
به راه و به منزل فراوان نماند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42032 : ردیف از کل
چو شاهان گزیدند جای نبرد
بشد مادر از خواب و آرام و خورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42033 : ردیف از کل
همیشه بره دیدبان داشتی
به تلخی همی روز بگذاشتی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42034 : ردیف از کل
چوازراه برخاست گرد سپاه
نگه کرد بینادل از دیده گاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42035 : ردیف از کل
همی دیده بان بنگرید از دو میل
که بیند مگر تاج طلخند و پیل
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42036 : ردیف از کل
ز بالا درفش گو آمد پدید
همه روی کشور سپه گسترید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42037 : ردیف از کل
نیامد پدید از میان سپاه
سواری برافگند از دیده گاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42038 : ردیف از کل
که لشکر گذر کرد زین روی کوه
گو وهرک بودند با او گروه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42039 : ردیف از کل
نه طلخند پیدا نه پیل و درفش
نه آن نامداران زرینه کفش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
42040 : ردیف از کل
ز مژگان فروریخت خون مادرش
فراوان به دیوار بر زد سرش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
