***
4651 : ردیف از کل
یکی خلعتش داد کاندر جهان
کس از کهتران نستد آن از مهان
یکی خلعتش داد که اندر جهان
کس از کهتران آن ندید از مهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4652 : ردیف از کل
چو او کشته شد قارن رزمجوی
سپه را بیاورد و بنهاد روی
چو او کشته شد قارن رزم جوی
سپهرا بیآورد وبنهاد روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4653 : ردیف از کل
دو لشکر به کردار دریای چین
تو گفتی که شد جنب جنبان زمین
دو لشکر بسان دو دریای چین
تو گفتی که شد جنب جنبان زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4654 : ردیف از کل
بیآمد دمان قارن رزم زن
وز آن سوی گرسیوز پیلتن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4655 : ردیف از کل
از آواز اسپان و گرد سپاه
نه خورشید پیدا نه تابنده ماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4656 : ردیف از کل
درخشیدن تیغ الماس گون
شده لعل و آهار داده به خون
درخشیدن تیغ الماس گون
ستانهای آهار داده بخون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4657 : ردیف از کل
به گرد اندرون همچو دریای آب
که شنگرف بارد برو آفتاب
بگرد اندرون همچو پرّ عقاب
که شنگرف بارد بر آن آفتاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4658 : ردیف از کل
پر از ناله کوس شد مغز میغ
پر از آب شنگرف شد جان تیغ
پر از نالۀ کوس شد مغز میغ
پر از آب شنگرف شد جان تیغ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4659 : ردیف از کل
به هر سو که قارن برافگند اسپ
همی تافت آهن چو آذرگشسپ
بهر سو که قارن برافگند اسپ
همی تافت آهن چو آذرگشسپ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4660 : ردیف از کل
تو گفتی که الماس مرجان فشاند
چه مرجان که در کین همی جان فشاند
تو گفتی که الماس مرجان فشاند
چه مرجان که در کین همی جان نشاند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4661 : ردیف از کل
ز قارن چو افراسیاب آن بدید
بزد اسپ و لشکر سوی او کشید
ز قارن چو افراسیاب آن بدید
بزد اسپ و لشکر سوی او کشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4662 : ردیف از کل
یکی رزم تا شب برآمد ز کوه
بکردند و نامد دل از کین ستوه
یکی رزم تا شب برآمد ز کوه
بکردند ونآمد دل از کین ستوه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4663 : ردیف از کل
چو شب تیره شد قارن رزمخواه
بیاورد سوی دهستان سپاه
چو شب تیره شد قارن رزمخواه
بیآورد پیش دهستان سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4664 : ردیف از کل
بر نوذر آمد به پرده سرای
ز خون برادر شده دل ز جای
بر نوذر آمد بپرده سرای
ز خون برادر شده دل زجای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4665 : ردیف از کل
ورا دید نوذر فروریخت آب
ازان مژه سیرنادیده خواب
ورا دید نوذر فرو ریخت آب
از آن مژّۀ سیر ناخورده خواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4666 : ردیف از کل
چنین گفت کز مرگ سام سوار
ندیدم روان را چنین سوگوار
چنین گفت کز مرگ سام سوار
ندیدم روانرا چنین سوگوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4667 : ردیف از کل
چو خورشید بادا روان قباد
ترا زین جهان جاودان بهر باد
چو خورشید بادا روان قباد
ترا زین جهان جاودان بهره باد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4668 : ردیف از کل
جهانرا چنینست آئین وشان
یکی روز شادی و دیگر غمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4669 : ردیف از کل
کزین رزم وز مرگمان چاره نیست
زمی را جز از گور گهواره نیست
بپروردن از مرگ مان چاره نیست
زمین را بجز گور گهواره نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4670 : ردیف از کل
چنین گفت قارن که تا زاده ام
تن پرهنر مرگ را داده ام
چنین گفت قارن که تا زاده ام
تن پرهنر مرگ را داده ام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4671 : ردیف از کل
فریدون نهاد این کله بر سرم
که بر کین ایرج زمین بسپرم
فریدون نهاد این کله بر سرم
که بر کین ایرج زمین بسپرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4672 : ردیف از کل
هنوز آن کمربند نگشاده ام
همان تیغ پولاد ننهاده ام
هنوز آن کمربند نکشاده ام
همان تیغ پولاد ننهاده ام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4673 : ردیف از کل
برادر شد آن مرد سنگ و خرد
سرانجام من هم برین بگذرد
برادر شد آن مرد هنگ و خرد
سرنجام من هم برین بگذرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4674 : ردیف از کل
انوشه بدی تو که امروز جنگ
به تنگ اندر آورد پور پشنگ
انوشه بزی تو که امروز جنگ
بتنگ اندر آورد پور پشنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4675 : ردیف از کل
چو از لشکرش گشت لختی تباه
از آسودگان خواست چندی سپاه
چو از لشکرش گشت لختی تباه
از آسودگان خواند چندی سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4676 : ردیف از کل
مرا دید با گرزه گاوروی
بیامد به نزدیک من جنگجوی
مرا دید با گرزهٔ گاو روی
بیآمد بنزدیک من جنگ جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4677 : ردیف از کل
به رویش بران گونه اندر شدم
که با دیدگانش برابر شدم
برویش برآنگونه اندر شدم
که با دیدگانش برابر شدم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4678 : ردیف از کل
یکی جادوی ساخت با من به جنگ
که با چشم روشن نماند آب و رنگ
یکی جادوئی ساخت با من بجنگ
که بر چشم روشن نماند آب ورنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4679 : ردیف از کل
شب آمد جهان سر به سر تیره گشت
مرا بازو از کوفتن خیره گشت
شب آمد جهان سر بسر تیره گشت
مرا بازو از گوفتن خیره گشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4680 : ردیف از کل
تو گفتی زمانه سرآید همی
هوا زیر خاک اندر آید همی
تو گفتی زمانه سر آید همی
هوا زی ابر اندر آمد همی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4681 : ردیف از کل
ببایست برگشتن از رزمگاه
که گرد سپه بود و شب شد سیاه
ببایست برگشتن از رزمگاه
که مانده بد وشب شد سیاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4682 : ردیف از کل
برآسود پس لشکر از هر دو روی
برفتند روز دوم جنگجوی
برآسود پس لشکر از هر دو سوی
برفتند روز دوم جنگ جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4683 : ردیف از کل
رده برکشیدند ایرانیان
چنان چون بود ساز جنگ کیان
رده بر کشیدند ایرانیان
چنان چون بود ساز جنگ کیان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
