در حال بارگذاری ابیات…
پلنگش بدی کاشکی مام و باب
مگر سایه ای یافتی ز آفتاب
خداوند مهری به سیمرغ داد
نکرد او بخوردن از آن بچّه باد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
فرود آمد از ابر سیمرغ و چنگ
بزد برگرفتش از آن گرم سنگ
فرود آمد از ابر سیمرغ و چنگ
بزد و گرفش از آن گرم سنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
ببردش دمان تا به البرز کوه
که بودش بدانجا کنام و گروه
ببردش دمان تا البرز کوه
که بودش در آنجا کنام گروه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
سوی بچگان برد تا بشکرند
بدان ناله زار او ننگرند
سوی بچّگان برد تا بنگرند
بدآن نالة زار لو نشکرند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
ببخشود یزدان نیکی دهش
کجا بودنی داشت اندر بوش
ببخشود یزدان نیکی دهش
کجا بودنی داشت اندر بوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
نگه کرد سیمرغ با بچگان
بران خرد خون از دو دیده چکان
نگه کرد سیمرغ با بچّگان
بدآن خرد خون از دو دیده چکان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
شگفتی برو بر فگندند مهر
بماندند خیره بدان خوب چهر
شگفتی برو بر فگندند مهر
بماندند خیره بدآن خوب چهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
شکاری که نازکتر آن برگزید
که بی شیر مهمان همی خون مزید
شکاری که نازکتر آن برگزید
کة بی شیر مهمان همی خون مزید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
بدین گونه تا روزگاری دراز
برآورد داننده بگشاد راز
بدین گونه تا روزگاری دراز
برآمد که بد کودک آنجا براز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
چو آن کودک خرد پر مایه گشت
برآن کوه بر روزگاری گذشت
چو آن کودک خود پرمایه گشت
برآن کوه بر روزگاری گذشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
یکی مرد شد چون یکی زاد سرو
برش کوه سیمین میانش چو غرو
یکی مرد شد چو یکی راد سرو
برش کوه سیم و میانش چو غرو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
نشانش پراگنده شد در جهان
بد و نیک هرگز نماند نهان
نشانش پراگنده شد در جهان
بد و نیک هرگز نماند نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
به سام نریمان رسید آگهی
از آن نیک پی پور با فرهی
بسام نریمان رسید آگهی
از آن نیکپی پور با فرّهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
شبی از شبان داغ دل خفته بود
ز کار زمانه برآشفته بود
شبی از شبان داغ دل خفته بود
زکار زمانه برآشفته بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی