در حال بارگذاری ابیات…
***
2180 : ردیف از کل
چنین گفت که ز نزد تور آمدم
نفرمود تا یکزمان دم زنم
چنین گفت کز نزد تور آمدم
بفرمود تا یک زمان دم زدم
بدو گفت که از نزد تور آمدم
نفرمود تا یکزمان دم زدم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2181 : ردیف از کل
مرا گفت شو پیش دژبان بگوی
که روز و شب آرام و خوردن مجوی
مرا گفت شو پیش دژبان بگوی
که روز و شب آرام و خوردن مجوی
مرا گفت شو سوی دژبان بگوی
که روز و شب آرام و خوشی مجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2182 : ردیف از کل
کز ایدر درفش منوچهر شاه
سوی دز فرستد همی با سپاه
کز ایدر درفش منوچهر شاه
سوی دژ فرستد همی با سپاه
گر آید درفش منوچهر شاه
سوی دژ فرستد همی با سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2183 : ردیف از کل
تو با او به نیک و به بد یار باش
نگهبان دز باش و بیدار باش
تو با او به نیک و به بد یار باش
نگهبان دژ باش و بیدار باش
تو با بنیک و ببد یار باش
نگهبان دژ باش و بیدار باش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2184 : ردیف از کل
شما باز دارید و نیرو کنید
مگر کآن سپاه ورا بشکنید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2185 : ردیف از کل
چو دژبان سخن را سراسر شنید
همان مهر انگشتری را بدید
چو دژبان چنین گفتها را شنید
همان مهر انگشتری را بدید
چو دژبان چنین گفتها را شنید
همان مهر انگشتری را بدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2186 : ردیف از کل
همانگه در دژ گشادند باز
بدید آشکارا ندانست راز
همان گه در دژ گشادند باز
بدید آشکارا ندانست راز
همانگه در دژ گشادند باز
بدید آشکارا ندانست راز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2187 : ردیف از کل
نگر تا سخن گوی دهقان چه گفت
که راز دل از کودک خود نهفت
نگر تا سخنگوی دهقان چه گفت
که راز دل آن دید کو دل نهفت
نگر تا سخن گوی دهقان چه گفت
که راز دل آن دید کو دل نهفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2188 : ردیف از کل
مرا و ترا بندگی پیشه باد
ابا پیشه مان نیز اندیشه باد
مرا و ترا بندگی پیشه باد
ابا پیشه مان نیز اندیشه باد
مرا و ترا بندگی پیشه باد
ابا پیشه مان نیز اندیشه باد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2189 : ردیف از کل
به نیک و ببد هر چه شاید بدن
بباید همی داستانها زدن
به نیک و به بد هر چه شاید بدن
بباید همی داستهانها زدن
به نیک و ببد هر چه شاید بدن
بباید همی داستانها زدن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2190 : ردیف از کل
چو دژدار و چون قارن رزم جوی
یکایک بروی اندر آورده روی
چو دژدار و چون قارن رزمجوی
یکایک بروی اندر آورده روی
چو دژدار با قارن رزم جوی
یکایک بباره نهادند روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2191 : ردیف از کل
یکی بدسگال و یکی ساده دل
سپهبد بهر چاره آماده دل
یکی بدسگال و یکی ساده دل
سپهبد بهر چاره آماده دل
یکی بدسگال و یکی ساده دل
سپهبد بهر چاره آماده دل
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2192 : ردیف از کل
همی جست آن روز تا شب زمان
نه آگاه دژدار زان بدگمان
همی جست آن روز تا شب زمان
نه آگاه دژدار از آن بدگمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2193 : ردیف از کل
به بیگانه بر مهر خویشی نهاد
بداد از گزافه سر و دژ بباد
به بیگانه بر مهر خویشی نهاد
بداد از گزافه سر و دژ بباد
به بیگانه بر مهر خویش نهاد
بداد از گزافه سر و دژ بباد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2194 : ردیف از کل
چنین گفت با بچه جنگی پلنگ
که ای پرهنر بچة تیز چنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2195 : ردیف از کل
ندانسته در کار تندی مکن
بیندیش و بنگر زسر تا ببن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2196 : ردیف از کل
بگفتار شیرین بیگانه مرد
بویژه بهنگام ننگ و نبرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2197 : ردیف از کل
پژوهش نمای و بترس از کمین
سخن هرچه باشد بژونی ببین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2198 : ردیف از کل
نگر تا یکی مهتر تیر مغز
پژوهش چو ننمود در کار نغز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2199 : ردیف از کل
زنیرنگ دشمن نکرد ایچ یاد
حصاری بدآن گونه بر باد داد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2200 : ردیف از کل
چو بنمود شب رو به راه گریز
برآورد خورشید از او رستخیز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2201 : ردیف از کل
چو شب روز شد قارن رزم خواه
درفشی برافراخت چون گرد ماه
چو شب روز شد قارن رزمخواه
درفشی برافراخت چون گرد ماه
چو شب تیره شد قارن رزم خواه
درفشی برافراخت چون گرد ماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2202 : ردیف از کل
خروشید و بنمود یک یک نشان
بشیروی و گردان گردنکشان
خروشید و بنمود یک یک نشان
به شیروی و گردان گردنکشان
خروشید و بنمود یکیک نشان
بشیروی و گردان گردنکشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2203 : ردیف از کل
چو شیروی دید آن درفشی یلی
به کین روی بنهاد با پر دلی
چو شیروی دید آن درفش یلی
به کین روی بنهاد با پردلی
چو شیروی دید آن درفشی کیان
همی روی بنهاد زی پهلوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2204 : ردیف از کل
در حصن بگرفت و اندر نهاد
سران را ز خون بر سر افسر نهاد
در حصن بگرفت و اندر نهاد
سران را ز خون بر سر افسر نهاد
دو حصن بگرفت و اندر نهاد
سرانرا ز خون بر سر افسر نهاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2205 : ردیف از کل
بیک دست قارن بیک دست شیر
به سر گرز و تیغ آتش و آب زیر
به یک دست قارن به یک دست شیر
به سر گرز و تیغ آتش و آب زیر
بیک دست قارن بیک دست شیر
بسر بر زتیغ آتش و آب زیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2206 : ردیف از کل
چو خورشید بر تیغ گنبد رسید
نه آیین دژ بد نه دژبان پدید
چو خورشید بر تیغ گنبد رسید
نه آیین دژ بد نه دژبان پدید
چو خورشید بر تیغ گنبد رسید
نه آئین دژ بد نه دژبان پدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2207 : ردیف از کل
نه دژ بود گفتی نه کشتی بر آب
یکی دود دیدی سر اندر سحاب
نه دژ بود گفتی نه کشتی بر آب
یکی دود دیدی سراندر سحاب
یکی دود دیدی سر اندر سحاب
نه دژ بود پیدا نه کشتی بر آب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2208 : ردیف از کل
درخشیدن آتش و باد خاست
خروشی سواران و فریاد خاست
درخشیدن آتش و باد خاست
خروش سواران و فریاد خاست
درخشیدن آتش و باد خاست
خروشی سواران و فریاد خاست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2209 : ردیف از کل
چو خورشید تابان ز بالا بگشت
چه آن دژ نمود و چه آن پهن دشت
چو خورشید تابان ز بالا بگشت
چه آن دژ نمود و چه آن پهن دشت
چو خورشید تابان ز بالا بگشت
همان دژ نمود و همان پهن دشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2210 : ردیف از کل
بکشتند ازیشان فزون از شمار
همی دود آتش برآمد چو قار
بکشتند ازیشان فزون از شمار
همی دود از آتش برآمد چوقار
بکشتند ازیشان ده و دو هزار
همی دود از آتش برآمد چو قار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2211 : ردیف از کل
همه روی دریا شده قیره گون
همه روی صحرا شده جوی خون
همه روی دریا شده قیرگون
همه روی صحرا شده جوی خون
همه رود دریا شده قیره گون
همه روی سحرا شده جوی خون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
2212 : ردیف از کل
از آن جایگه قارن رزم خواه
بیامد بنزد منوچهر شاه
از آن جایگه قارن رزم خواه
بیآمد بنزد منوچهر شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی