***
1149 : ردیف از کل
چرابر نسازی همی کار خویش
که هر گز نیامد چنین کار پیش
چرا تو نسازی همی کار خویش
که هرگز نیامدت ازین کار پیش؟
چرا بر نسازی همی کار خویش
که هرگز نیاید چنین کار پیش
چرا تو نسازی همی کار خویش
که هرگز نیامدت ازین کار پیش
چرا بر نسازی همی کار خویش
که هرگزت نامد چنین کار پیش
چرا بر نسازی تو از کار خویش
که هرگزت نیآمد چنین کارپیش
چرا بر نسازی همی کار خویش
که هرگز نیامد چنین کار پیش
چرا بر نسازی همی کار خویش
که هرگز نیامد چنین کار پیش
***
1150 : ردیف از کل
جهاندار ضحاک ازین گفتگوی
بجوش آمد و تیز بنهاد روی
جهاندار ضحاک از آن گفتو گوی
بجوش آمد و تیز بنهاد روی
جهاندار ضحّاک ازین گفتگوی
بهوش آمد و تیز بنهاد رُوی
جهاندار ضحاک از ان گفت گوی
بجوش آمد و زود بنهاد روی
جهاندار ضحاک زان گفت وگوی
بجوش آمد و زود بنهاد روی
جهاندار ضحّاک از آن گفت و گوی
بجوش آمد وزود بنهاد روی
جهاندار ضحّاک ازین گفتگوی
بهوش آمد و تیز بنهاد روی
جهاندار ضحاک ازان گفتو گوی
بجوش آمدو تیز بنهاد روی
***
1151 : ردیف از کل
این بند را ندارد
این بند را ندارد
این بند را ندارد
[چو شب گردش روز پر گار زد
فروزنده را مهره در قار زد]
این بند را ندارد
این بند را ندارد
این بند را ندارد
این بند را ندارد
***
1152 : ردیف از کل
بفرمود تا بر نهادند زین
بر آن راه پویان باریک بین
بفرمود تا برنهادند زین
بر آن بادپایان باریکبین
بفرموُد تا برنهادند زین
بران راه پویان باریک بین
بفرمود تا برنهادند زین
بران بادپایان باریک بین
بفرمود تا برنهادند زین
بدان راه پویان باریک بین
بفرمود تا بر نهادند زین
بر آن راه پویان باریک بین
بفرمود تا بر نهادند زین
برانراه پویانباریک بین
بفرمود تا بر نهادند زین
بران راه پویان باریک بین
