در حال بارگذاری ابیات…
***
8750 : ردیف از کل
بینداخت افسر ز مشکین سرم
چنین چاک شد جامه اندر برم
نیابی همان رفته را باز جای
روانش کهن دان بدیگر سرای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8751 : ردیف از کل
پراندیشه شد زان سخن شهریار
سخن کرد هرگونه را خواستار
من از دور دیدم بر ویال اوی
چنان برز بالا وگوپال اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8752 : ردیف از کل
به دل گفت ار این راست گوید همی
وزین گونه زشتی نجوید همی
زمانه برانگیختش با سپاه
که ایدر بدست تو گردد تباه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8753 : ردیف از کل
سیاووش را سر بباید برید
بدینسان بودبند بد را کلید
چه سازی ودرمان این کار چیست
برین رفته تا چند خواهی گریست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8754 : ردیف از کل
خردمند مردم چه گوید کنون
خوی شرم ازین داستان گشت خون
بدو گفت رستم که او خود گذشت
نشستست هومان بر آن پهن دشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8755 : ردیف از کل
کسی را که اندر شبستان بدند
هشیوار و مهترپرستان بدند
زتوران سرانند وچندی زچین
از ایشان بدل در مدار ایچ کین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8756 : ردیف از کل
گسی کرد و بر گاه تنها بماند
سیاووش و سودابه را پیش خواند
زواره سپهرا گذارد براه
بنیروی یزدان وفرمان شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8757 : ردیف از کل
به هوش و خرد با سیاووش گفت
که این راز بر من نشاید نهفت
بدو گفت شاه ای گو نامجوی
از این رزم اندوهت آمد بروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8758 : ردیف از کل
نکردی تو این بد که من کرده ام
ز گفتار بیهوده آزرده ام
گر ایشان بمن چند بد کرده اند
وگر دود از ایران برآورده اند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8759 : ردیف از کل
چرا خواندم در شبستان ترا
کنون غم مرا بود و دستان ترا
دل من زدرد تو شد پر زدرد
نخواهم از ایشان بکین یاد کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8760 : ردیف از کل
کنون راستی جوی و با من بگوی
سخن بر چه سانست بنمای روی
وز آنجایگه شاه لشکر براند
به ایران خرامید ورستم بماند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی