در حال بارگذاری ابیات…
***
7687 : ردیف از کل
ازو نامه بستد به کردار آب
برفت و نجست ایچ آرام و خواب
غمین گشت وبرزد خروشب بدرد
برآورد از دل یکی باد سرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7688 : ردیف از کل
چو نزدیکی زابلستان رسید
خروش طلایه به دستان رسید
زنی بد بکردار گردی سوار
همیشه بجنگ اندرون نامدار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7689 : ردیف از کل
تهمتن پذیره شدش با سپاه
نهادند بر سر بزرگان کلاه
کجا نام او بود گردآفرید
که چون او بجنگ اندرون کس ندید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7690 : ردیف از کل
پیاده شدش گیو و گردان بهم
هر آنکس که بودند از بیش و کم
چنان ننگش آمد زکار هجیر
که شد لاله برکش بکردار قیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7691 : ردیف از کل
ز اسپ اندرآمد گو نامدار
از ایران بپرسید وز شهریار
بپوشید درّع سواران جنگ
نبود اندر آن کار جای درنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7692 : ردیف از کل
ز ره سوی ایوان رستم شدند
ببودند یکبار و دم برزدند
نهان کرد گیسو بزیر زره
بزد بر سر ترگ رومی گره
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7693 : ردیف از کل
بگفت آنچ بشنید و نامه بداد
ز سهراب چندی سخن کرد یاد
فرود آمد از دژ بکردار شیر
کمر بر میان بادپای بزیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7694 : ردیف از کل
تهمتن چو بشنید و نامه بخواند
بخندید و زان کار خیره بماند
به پیش سپاه اندر آمد چو گرد
چو رعد خروشان یکی ویله کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7695 : ردیف از کل
که ماننده سام گرد از مهان
سواری پدید آمد اندر جهان
که گردان کدامند و جنگ آوران
دلیران وکار آزموده سران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7696 : ردیف از کل
از آزادگان این نباشد شگفت
ز ترکان چنین یاد نتوان گرفت
که بر من یکی آزمونرا بجنگ
بگردد بسان دلاور نهنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7697 : ردیف از کل
من از دخت شاه سمنگان یکی
پسر دارم و باشد او کودکی
زجنگ آوران لشکر سرفراز
مر اورا نیآمد یکی پیش باز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7698 : ردیف از کل
هنوز آن گرامی نداند که جنگ
توان کرد باید گه نام و ننگ
چو سهراب شیر اوژن اورا بدید
بخندید ولبرا بدندان گزید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7699 : ردیف از کل
فرستادمش زر و گوهر بسی
بر مادر او به دست کسی
چنین گفت که آمد دیگر باره گور
بدام خداوند شمشیر وزور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7700 : ردیف از کل
چنین پاسخ آمد که آن ارجمند
بسی برنیاید که گردد بلند
بپوشید خفتان وبر سر نهاد
یکی ترگ رومی بکردار باد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7701 : ردیف از کل
همی می خورد با لب شیربوی
شود بی گمان زود پرخاشجوی
بیآمد دمان پیش گردآفرید
چو دخت کمند افگن اورا بدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7702 : ردیف از کل
بباشیم یک روز و دم برزنیم
یکی بر لب خشک نم برزنیم
کمانرا بزه کرد وبکشاد بر
نبد مرغ را پیش تیرش گذر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7703 : ردیف از کل
ازان پس گراییم نزدیک شاه
به گردان ایران نماییم راه
بسهراب بر تیز باران گرفت
چپ وراست جنگ سواران گرفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7704 : ردیف از کل
مگر بخت رخشنده بیدار نیست
وگرنه چنین کار دشوار نیست
نگه کرد سهراب وآمدش ننگ
برآشفت وتیز اندر آمد بجنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7705 : ردیف از کل
چو دریا به موج اندرآید ز جای
ندارد دم آتش تیزپای
سپر بر سرآورد وبنهاد روی
بنزدیک آن دختر جنگجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7706 : ردیف از کل
درفش مرا چون ببیند ز دور
دلش ماتم آرد به هنگام سور
هم آورد را دید گردآفرید
که برسان آتش همی بر دمید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7707 : ردیف از کل
بدین تیزی اندر نیاید به جنگ
نباید گرفتن چنین کار تنگ
کمانرا بزه بر ببازو فگند
سمندش برآمد بر ابر بلند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7708 : ردیف از کل
به می دست بردند و مستان شدند
ز یاد سپهبد به دستان شدند
سر نیزه را سوی سهراب کرد
عنان وسنان را پر از تاب کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7709 : ردیف از کل
دگر روز شبگیر هم پرخمار
بیامد تهمتن برآراست کار
برآشفت سهراب وشد چون پلنگ
چو بدخواه او کرد چاره بجنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7710 : ردیف از کل
ز مستی هم آن روز باز ایستاد
دوم روز رفتن نیامدش یاد
عنان برگرائید وبرداشت اسپ
بیآمد بکردار آذرگشسپ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7711 : ردیف از کل
سه دیگر سحرگه بیاورد می
نیامد ورا یاد کاووس کی
بدست اندرون نیزۀ جان ستان
پس پشت خود کرد آنگه سنان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7712 : ردیف از کل
به روز چهارم برآراست گیو
چنین گفت با گرد سالار نیو
بزد بر کمربند گردآفرید
زره بر تنش سربسر بر درید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7713 : ردیف از کل
که کاووس تندست و هشیار نیست
هم این داستان بر دلش خوار نیست
ززین برگرفتش بکردار گوی
که چگوان بزخم اندر آید بروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7714 : ردیف از کل
غمی بود ازین کار و دل پرشتاب
شده دور ازو خورد و آرام و خواب
چو بر زین بپیچید گردآفرید
یکی تیغ تیز از میان برکشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7715 : ردیف از کل
به زابلستان گر درنگ آوریم
ز می باز پیگار و جنگ آوریم
بزد تیغ ونیزه بدو نیم کرد
نشست از بر زین وبرخاست گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7716 : ردیف از کل
شود شاه ایران به ما خشمگین
ز ناپاک رایی درآید بکین
به آورد با او پسنده نبود
بتابید ازو روی وبرگشت زود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7717 : ردیف از کل
بدو گفت رستم که مندیش ازین
که با ما نشورد کس اندر زمین
سپهبد عنان اژدهارا سپرد
بخشم از جهان روشنائی ببرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7718 : ردیف از کل
بفرمود تا رخش را زین کنند
دم اندر دم نای رویین کنند
چو آمد خروشان بتنگ اندرش
بجنبید وبرداشت خود از برش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7719 : ردیف از کل
سواران زابل شنیدند نای
برفتند با ترگ و جوشن ز جای
رها شد زنبد زره موی اوی
درفشان چو خورشید شد روی اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7720 : ردیف از کل
گرازان بدرگاه شاه آمدند
گشاده دل و نیک خواه آمدند
بدانست سهراب که او دختر است
سر موی او از در افسر است
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7721 : ردیف از کل
چو رفتند و بردند پیشش نماز
برآشفت و پاسخ نداد ایچ باز
شکفت آمدش گفت از ایران سپاه
چنین دختر آید به آوردگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7722 : ردیف از کل
یکی بانگ بر زد به گیو از نخست
پس آنگاه شرم از دو دیده بشست
سواران جنگی بروز نبرد
برآرند بر چرخ گردنده گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7723 : ردیف از کل
که رستم که باشد فرمان من
کند پست و پیچد ز پیمان من
زفتراک بکشاد پیچان کمند
بینداخت وآمد میانش ببند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7724 : ردیف از کل
بگیر و ببر زنده بردارکن
وزو نیز با من مگردان سخن
بدو گفت از من رهائی مجوی
چرا جنگ جستی تو ای ماه روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7725 : ردیف از کل
ز گفتار او گیو را دل بخست
که بردی برستم بران گونه دست
بیآمد بدامم بسان تو گور
زچنگم رهائی نیابی بزور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7726 : ردیف از کل
برآشفت با گیو و با پیلتن
فرو ماند خیره همه انجمن
کشادش رخ آنگاه گردآفرید
که آنرا جز این هیچ چاره ندید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7727 : ردیف از کل
بفرمود پس طوس را شهریار
که رو هردو را زنده برکن به دار
بدو روی بنمود وگفت ای دلیر
میان دلیران بکردار شیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7728 : ردیف از کل
خود از جای برخاست کاووس کی
برافروخت برسان آتش ز نی
دو لشکر نظاره برین جنگ ما
بدین گرز وشمشمیر وآهنگ ما
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7729 : ردیف از کل
بشد طوس و دست تهمتن گرفت
بدو مانده پرخاش جویان شگفت
کنون من کشاده چنین روی وموی
سپاه از تو گردد پر از گفتگوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7730 : ردیف از کل
که از پیش کاووس بیرون برد
مگر کاندر آن تیزی افسون برد
که با دختری او بدشت نبرد
بدینسان بروی اندر آورد گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7731 : ردیف از کل
تهمتن برآشفت با شهریار
که چندین مدار آتش اندر کنار
نباید که چندی درنگ آورد
همان نامرا زیر ننگ آورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7732 : ردیف از کل
همه کارت از یکدگر بدترست
ترا شهریاری نه اندرخورست
نهانی بسازیم بهتر بود
خرد داشتن کار مهتر بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7733 : ردیف از کل
تو سهراب را زنده بر دار کن
پرآشوب و بدخواه را خوار کن
زبهر من از هر سو آهو مخواه
میان دو صف برکشیده سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7734 : ردیف از کل
بزد تند یک دست بر دست طوس
تو گفتی ز پیل ژیان یافت کوس
کنون لشکر ودژ بفرمان تست
نباید گه آشتی جنگ جست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7735 : ردیف از کل
ز بالا نگون اندرآمد به سر
برو کرد رستم به تندی گذر
دژ وگنج ودژبان سراسر تراست
چو آئی چنانکت مردا وهواست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7736 : ردیف از کل
به در شد به خشم اندرآمد به رخش
منم گفت شیراوژن و تاج بخش
چو رخساره بنمود سهراب را
زخوش آب بکشود عنّاب را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی