در حال بارگذاری ابیات…
***
7967 : ردیف از کل
بدو گفت سهراب از آزادگان
سیه بخت گودرز کشوادگان
چو رستم که هست او جهان پهلوان
به بخشید کاؤس کی را روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7968 : ردیف از کل
چرا چون ترا خواند باید پسر
بدین زور و این دانش و این هنر
برنج وبسختیش فریادرس
نبودست هرگز چنو هیچکس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7969 : ردیف از کل
تو مردان جنگی کجا دیده ای
که بانگ پی اسپ نشنیده ای
چو بستند دیوان مازندران
همین شاه وگردان ببند گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7970 : ردیف از کل
که چندین ز رستم سخن بایدت
زبان بر ستودنش بگشایدت
زبهرش چه رنج وچه سختی کشید
جگرگاه دیو دژم بر درید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7971 : ردیف از کل
از آتش ترا بیم چندان بود
که دریا به آرام خندان بود
بشادیش بر تخت شاه پی نشاند
برو آفرین بزرگان بخواند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7972 : ردیف از کل
چو دریای سبز اندر آید ز جای
ندارد دم آتش تیزپای
دگر ره چو اورا بهاماوران
ببستند پایش ببند گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7973 : ردیف از کل
سر تیرگی اندر آید به خواب
چو تیغ از میان برکشد آفتاب
زبهرش چنان شهریاران بکشت
بهاماوران هیچ ننمود پشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7974 : ردیف از کل
به دل گفت پس کاردیده هجیر
که گر من نشان گو شیرگیر
بیآورد وی را سوی تخت باز
بشادی همی برد پیشش نماز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7975 : ردیف از کل
بگویم بدین ترک با زور دست
چنین یال و این خسروانی نشست
چو پاداش او باشد آویختن
نه بینیم جز روی بگریختن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7976 : ردیف از کل
ز لشکر کند جنگ او ز انجمن
برانگیزد این باره پیلتن
ولیکن کنون است هنگام کار
که ننگ اندر آمد چنین روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7977 : ردیف از کل
برین زور و این کتف و این یال اوی
شود کشته رستم به چنگال اوی
سپهدار گودرز کشواد رفت
بنزدیک خسرو خرامید تفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7978 : ردیف از کل
از ایران نیاید کسی کینه خواه
بگیرد سر تخت کاووس شاه
بکاؤس کی گفت چه کرد
کز ایران برآوردی امروز گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7979 : ردیف از کل
چنین گفت موبد که مردن به نام
به از زنده دشمن بدو شادکام
فراموش کردی بهاماوران
وز آن کار دیوان مازندران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7980 : ردیف از کل
اگر من شوم کشته بر دست اوی
نگردد سیه روز چون آب جوی
که گوئی ورا زنده بر دار کن
زشاهان نباید گزافه سخن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7981 : ردیف از کل
چو گودرز و هفتاد پور گزین
همه پهلوانان با آفرین
چو او رفت وآمد سپاهی بزرگ
یکی پهلوانی بکردار گرگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7982 : ردیف از کل
نباشد به ایران تن من مباد
چنین دارم از موبد پاک یاد
که داری که با او بدشت نبرد
شود بر فشاند برو تیره گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7983 : ردیف از کل
که چون برکشد از چمن بیخ سرو
سزد گر گیا را نبوید تذرو
یلان ترا سر بسر گژدهم
شنیدست دیدست همه بیش وکم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7984 : ردیف از کل
به سهراب گفت این چه آشفتنست
همه با من از رستمت گفتنست
همی گوید آن روز هرگز مباد
که با او سواری کند رزم باد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7985 : ردیف از کل
نباید ترا جست با او نبرد
برآرد به آوردگاه از تو گرد
کسی را که مردی چو رستم بود
بیآزارد اورا خرد گم بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7986 : ردیف از کل
همی پیلتن را نخواهی شکست
همانا که آسان نیاید به دست
جو بشنید گفتار گودرز شاه
بدانست که او دارد آئین وراه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7987 : ردیف از کل
چو بشنید این گفتهای درشت
نهان کرد ازو روی و بنمود پشت
پشیمان آن شد کجا رفته بود
ببیهودگی مغزش آشفته بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7988 : ردیف از کل
ز بالا زدش تند یک پشت دست
بیفگند و آمد به جای نشست
بگودرز گفت این سخن در خورست
لب پیر با پند نیکوترست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7989 : ردیف از کل
بپوشید خفتان و بر سر نهاد
یکی خود چینی به کردار باد
خرد باید اندر سر شهریار
که تندی وتیزی نیآید بکار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7990 : ردیف از کل
ز تندی به جوش آمدش خون برگ
نشست از بر باره تیزتگ
شمارا بباید بر او شدن
بخوبی بسی داستانها زدن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7991 : ردیف از کل
خروشید و بگرفت نیزه به دست
به آوردگه رفت چون پیل مست
سرش کردن از تیزی من تهی
نمودن ورا روزگار بهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7992 : ردیف از کل
کس از نامداران ایران سپاه
نیارست کردن بدو در نگاه
بیآورد تو اورا بنزدیک من
که روشن شود جان تاریک من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7993 : ردیف از کل
ز پای و رکیب و ز دست و عنان
ز بازوی وز آب داده سنان
چو گودرز برخاست از پیش اوی
پس پهلوان تیز بنهاد روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7994 : ردیف از کل
ازان پس دلیران شدند انجمن
بگفتند کاینت گو پیلتن
برفتند با او سران سپاه
پی رستم اندر گرفتند راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7995 : ردیف از کل
نشاید نگه کردن اسان بدوی
که یارد شدن پیش او جنگجوی
چو دیدند بر ره گو پیلتن
همه نامداران شدند انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7996 : ردیف از کل
ازان پس خروشید سهراب گرد
همی شاه کاووس را بر شمرد
ستایش گرفتند بر پهلوان
که جاوید باشی وروشن روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7997 : ردیف از کل
چنین گفت با شاه آزاد مرد
که چون است کارت به دشت نبرد
جهان سر بسر زیر رای تو باد
همیشه سر تخت جای او باد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7998 : ردیف از کل
چرا کرده ای نام کاووس کی
که در جنگ نه تاو داری نه پی
تو دانی که کاؤس را مغز نیست
بتندی سخن گفتنش نغز نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7999 : ردیف از کل
تنت را برین نیزه بریان کنم
ستاره بدین کار گریان کنم
بگوید همانگه پشیمان شود
بخوبی همان باز پیمان شود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8000 : ردیف از کل
یکی سخت سوگند خوردم به بزم
بدان شب کجا کشته شد ژنده رزم
تهمتن گر آزرده گردد زشاه
هم ایرانیانرا نباشد گناه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8001 : ردیف از کل
کز ایران نمانم یکی نیزه دار
کنم زنده کاووس کی را به دار
که بگذارد این شهر ایران همی
کند روی فرخنده پنهان همی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8002 : ردیف از کل
که داری از ایرانیان تیز چنگ
که پیش من آید به هنگام جنگ
کنون زآن سخنها پشیمان شدست
زتندی بخاید همی پشت دست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8003 : ردیف از کل
همی گفت و می بود جوشان بسی
از ایران ندادند پاسخ کسی
تهمتن چنین پاسخ آورد باز
که هستم زکاؤس کی بی نیاز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8004 : ردیف از کل
خروشان بیامد به پرده سرای
به نیزه درآورد بالا ز جای
مرا تخت زیر باشد وتاج ترگ
قبا جوشن ودل نهاده بمرگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8005 : ردیف از کل
خم آورد زان پس سنان کرد سیخ
بزد نیزه برکند هفتاد میخ
چه کاؤس پیشم چو یک مشت خاک
چرا دارم از خشم او ترس وباک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8006 : ردیف از کل
سراپرده یک بهره آمد ز پای
ز هر سو برآمد دم کرنای
سزایم بدین گفتن ناسزا
که گوید به تندی مرا پادشاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8007 : ردیف از کل
رمید آن دلاور سپاه دلیر
به کردار گوران ز چنگال شیر
که اورا زبند آوریدم برون
سوی تاج وتختش بدم رهنمون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8008 : ردیف از کل
غمی گشت کاووس و آواز داد
کزین نامداران فرخ نژاد
گهی رزم دیوان مازندران
گهی جنگ با شاه هاماوران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8009 : ردیف از کل
یکی نزد رستم برید آگهی
کزین ترک شد مغز گردان تهی
زبند وزسختی رهانیدمش
چو در دست دشمن چنان دیدمش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8010 : ردیف از کل
ندارم سواری ورا هم نبرد
از ایران نیارد کس این کار کرد
سرم سیر گشت ودلم کرد بس
جز از پاک یزدان نترسم زکس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8011 : ردیف از کل
بشد طوس و پیغام کاووس برد
شنیده سخن پیش او برشمرد
زگفتار چون سرد گشت انجمن
چنین گفت گودرز با پیلتن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8012 : ردیف از کل
بدو گفت رستم که هر شهریار
که کردی مرا ناگهان خواستار
که شاه ودلیران گردن کشان
بدیگر سخنها برند این گمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8013 : ردیف از کل
گهی گنج بودی گهی ساز بزم
ندیدم ز کاووس جز رنج رزم
کز آن ترک ترسنده شد سرفراز
همین گوید این گونه هرکس براز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8014 : ردیف از کل
بفرمود تا رخش را زین کنند
سواران بروها پر از چین کنند
که چون گژدهم دادمان آگهی
همین گوید این گونه هرکس براز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8015 : ردیف از کل
ز خیمه نگه کرد رستم بدشت
ز ره گیو را دید کاندر گذشت
که چون رستم ازوی بترسد بجنگ
مرا وترا نیست جای درنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8016 : ردیف از کل
نهاد از بر رخش رخشنده زین
همی گفت گرگین که بشتاب هین
از آشفتن شاه وبیکار اوی
بدیدم بدرگاه بر گفت وگوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی