در حال بارگذاری ابیات…
***
7917 : ردیف از کل
بدین دژ بدم من بدان روزگار
کجا او بیامد بر شهریار
چو طوس وچو گودرز کشوادگان
پیاده شده پیش اسپش دوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7918 : ردیف از کل
غمی گشت سهراب را دل ازان
که جایی ز رستم نیامد نشان
پیاده شد از اسپ رستم همان
گرفتند پرسش برو بر مهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7919 : ردیف از کل
نشان داده بود از پدر مادرش
همی دید و دیده نبد باورش
از آنجا بدرگاه شاه آمدند
ابا شادمانی براه آمدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7920 : ردیف از کل
همی نام جست از زبان هجیر
مگر کان سخنها شود دلپذیر
چو رفتند بردند پیشش نماز
برآشفت وپاسخ نداد ایچ باز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7921 : ردیف از کل
نبشته به سر بر دگرگونه بود
ز فرمان نکاهد نخواهد فزود
شده تند کاؤس وچین بر جبین
شده راست ماننده شیر عرین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7922 : ردیف از کل
ازان پس بپرسید زان مهتران
کشیده سراپرده بد برکران
یکی بانگ بر زد بگیو نخست
پس آگاه شرم از دو دیده بشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7923 : ردیف از کل
سواران بسیار و پیلان به پای
برآید همی ناله کرنای
که رستم که باشد که پیمان من
کند سست و پیچد زفرمان من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7924 : ردیف از کل
یکی گرگ پیکر درفش از برش
برآورده از پرده زرین سرش
اگر تیغ بودی کنون پیش من
سرش کندمی چون ترنجی زتن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7925 : ردیف از کل
بدو گفت کان پور گودرز گیو
که خوانند گردان وراگیو نیو
بگیرش ببر زنده بر دار کن
وزو نیز مکشای با من سخن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7926 : ردیف از کل
ز گودرزیان مهتر و بهترست
به ایرانیان بر دو بهره سرست
زگفتار او گیو را دل بجست
که بردی برستم بر آن گونه دست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7927 : ردیف از کل
بدو گفت زان سوی تابنده شید
برآید یکی پرده بینم سپید
برآشفت با گیو وبا پیلتن
بدو خیره ماند همه انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7928 : ردیف از کل
ز دیبای رومی به پیشش سوار
رده برکشیده فزون از هزار
بفرمود پس طوس را شهریار
که رو هر دو را زنده بر کن بدار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7929 : ردیف از کل
پیاده سپردار و نیزه وران
شده انجمن لشکری بی کران
خود از جای برخاست کاؤس کی
برافروخت برسان آتش زنی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7930 : ردیف از کل
نشسته سپهدار بر تخت عاج
نهاده بران عاج کرسی ساج
بشد طوس ودست تهمتن گرفت
بدو مانده پرخاشجویان شکفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7931 : ردیف از کل
ز هودج فرو هشته دیبا جلیل
غلام ایستاده رده خیل خیل
که از پیش کاؤس بیرون برد
مگر کاندر آن تیزی افسون بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7932 : ردیف از کل
بر خیمه نزدیک پرده سرای
به دهلیز چندی پیاده به پای
تهمتن برآشفت با شهریار
که چندین مدار آتش اندر کنار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7933 : ردیف از کل
بدو گفت کاو را فریبرز خوان
که فرزند شاهست و تاج گوان
همه کارت از یکدگر بدتر است
ترا شهریاری نه اندر خور است
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7934 : ردیف از کل
بپرسید کان سرخ پرده سرای
به دهلیز چندی پیاده به پای
تو آن ترک را زنده بر دار کن
بر آشوب وبدخواه را خوار کن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7935 : ردیف از کل
به گرد اندرش سرخ و زرد و بنفش
ز هرگونه ای برکشیده درفش
همه روم وسگسار ومازندران
چو مصر وچو چین وچو هاماوران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7936 : ردیف از کل
درفشی پس پشت پیکرگراز
سرش ماه زرین و بالا دراز
همه بنده در پیش رخش منند
جگر خستۀ تیغ وتخش منند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7937 : ردیف از کل
چنین گفت کاو را گرازست نام
که در چنگ شیران ندارد لگام
تو اندر جهان خود زمن زندۀ
بکینه چرا دل پراگندۀ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7938 : ردیف از کل
هشیوار و ز تخمه گیوگان
که بر دردر و سختی نگردد ژگان
بزد تند یکدست بر دست طوس
تو گفتی زپیل ژیان یافت کوس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7939 : ردیف از کل
نشان پدر جست و با او نگفت
همی داشت آن راستی در نهفت
زبالا نگون اندر آمد بسر
بتندی برو کرد رستم گذر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7940 : ردیف از کل
تو گیتی چه سازی که خود ساخت ست
جهاندار ازین کار پرداخت ست
برون شد بخشم اندر آمد برخش
منم گفت شیر اوژن تاج بخش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7941 : ردیف از کل
زمانه نبشته دگرگونه داشت
چنان کاو گذارد بباید گذاشت
چو خشم آورد شاه کاؤس کیست
چرا دست بازد بمن طوس کیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7942 : ردیف از کل
دگر باره پرسید ازان سرفراز
ازان کش به دیدار او بد نیاز
مرا زور وفیروزی از داورست
نه از پادشاه ونه از لشکرست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7943 : ردیف از کل
ازان پرده سبز و مرد بلند
وزان اسپ و آن تاب داده کمند
زمین بنده ورخش گاه منست
نگین تیغ ومغفر کلاه منست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7944 : ردیف از کل
ازان پس هجیر سپهبدش گفت
که از تو سخن را چه باید نهفت
سر نیزه وگرز یار منند
دو بازو ودل شهریار منند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7945 : ردیف از کل
گر از نام چینی بمانم همی
ازان است کاو را ندانم همی
شب تیره از تیغ رخشان کنم
بآوردگه بر سرافشان کنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7946 : ردیف از کل
بدو گفت سهراب کاین نیست داد
ز رستم نکردی سخن هیچ یاد
که آزاد زادم نه من بنده ام
یکی بندۀ آفریننده ام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7947 : ردیف از کل
کسی کاو بود پهلوان جهان
میان سپه در نماند نهان
دلیران بشاهی مرا خواستند
همان گاه وافسر بیآراستند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7948 : ردیف از کل
تو گفتی که بر لشکر او مهترست
نگهبان هر مرز و هر کشورست
سوی تخت شاهی نکردم نگاه
نگه داشتم رسم وآئین وراه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7949 : ردیف از کل
چنین داد پاسخ مر او را هجیر
که شاید بدن کان گو شیرگیر
اگر من پذیرفتی تاج وتخت
نبودی ترا این بزرگی وبخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7950 : ردیف از کل
کنون رفته باشد به زابلستان
که هنگام بزمست در گلستان
همه هر چه گفتی سزای منست
زتو نیکوئیها بجای منست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7951 : ردیف از کل
بدو گفت سهراب کاین خود مگوی
که دارد سپهبد سوی جنگ روی
نشیدم بدین تخت من کیقباد
چه کاؤس دانم چه خشمش چه باد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7952 : ردیف از کل
به رامش نشیند جهان پهلوان
برو بر بخندند پیر و جوان
وگر کیقبادم زالبرز کوه
بزاری فتاده بدور از گروه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7953 : ردیف از کل
مرا با تو امروز پیمان یکیست
بگوییم و گفتار ما اندکیست
نیآوردمی من به ایران زمین
نه بستی کمربند وشمشیر کین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7954 : ردیف از کل
اگر پهلوان را نمایی به من
سرافراز باشی به هر انجمن
ترا این بزرگی نبودی وکام
که گوئی سخنها بدستان سام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7955 : ردیف از کل
ترا بی نیازی دهم در جهان
گشاده کنم گنجهای نهان
به ایرانیان گفت آن ترک گرد
بیآید نماند بزرگ ونه خورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7956 : ردیف از کل
ور ایدون که این راز داری ز من
گشاده بپوشی به من بر سخن
شما هر کس چارۀ جان کنید
خرد را برین کار پیمان کنید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7957 : ردیف از کل
سرت را نخواهد همی تن به جای
نگر تا کدامین به آیدت رای
به ایران نبینید ازین پس مرا
شمارا زمین پرّ کرگس مرا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7958 : ردیف از کل
نبینی که موبد به خسرو چه گفت
بدانگه که بگشاد راز از نهفت
بزد اسپ واز پیش ایشان برفت
همی پوست بر تنش گفتی بکفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7959 : ردیف از کل
سخن گفت ناگفته چون گوهرست
کجا نابسوده به سنگ اندرست
غمی شد دل ایرانیانرا همه
که رستم شبان بود وایشان رمه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7960 : ردیف از کل
چو از بند و پیوند یابد رها
درخشنده مهری بود بی بها
بگودرز گفتند که این کار تست
شکسته بدست تو گردد درست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7961 : ردیف از کل
چنین داد پاسخ هجیرش که شاه
چو سیر آید از مهر وز تاج و گاه
سپهبد گر از ما سخن نشنود
بگفتار تو بیگیان بگرود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7962 : ردیف از کل
نبرد کسی جویداندر جهان
که او ژنده پیل اندر آرد ز جان
بنزدیک این شاه دیوانه رو
وزین در سخن یاد کرن نو بنو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7963 : ردیف از کل
کسی را که رستم بود هم نبرد
سرش ز آسمان اندر آید به گرد
سخنهای خوب ودراز آوری
مگر بخت کم بوده باز آوری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7964 : ردیف از کل
تنش زور دارد به صد زورمند
سرش برترست از درخت بلند
هم آنگاه نشستند یک با دگر
سراسر بزرگان پرخاشخر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7965 : ردیف از کل
چنو خشم گیرد به روز نبرد
چه هم رزم او ژنده پیل و چه مرد
چو گیو وچو گودرز وبهرام شیر
چو رهّام وگرگین سوار دلیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7966 : ردیف از کل
هم آورد او بر زمین پیل نیست
چو گرد پی رخش او نیل نیست
همی آن بدین این بدآن گفت شاه
ندارد برسم وبآئین نگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی