در حال بارگذاری ابیات…
***
8313 : ردیف از کل
مگر کاو ببخت تو بهتر شود
چو من پیش تخت تو کهتر شود
به پیری بسی دیدم آوردگاه
بسی بر زمین پست کردم سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8314 : ردیف از کل
بیامد سپهبد بکردار باد
به کاووس یکسر پیامش بداد
تبه شد بسی دیو بر دست من
نگشتم بسوئی که بودم شکن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8315 : ردیف از کل
بدو گفت کاووس کز انجمن
اگر زنده ماند چنان پیلتن
نگه کن مرا جون بینی به جنگ
اگر زنده مانی نترس از نهنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8316 : ردیف از کل
شود پشت رستم به نیرو ترا
هلاک آورد بی گمانی مرا
مرا دید در جنگ دریا وکوه
که با نامداران توران گروه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8317 : ردیف از کل
اگر یک زمان زو به من بد رسد
نسازیم پاداش او جز به بد
چه کردم ستاره گوای منست
بمردی جهان زیر پای منست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8318 : ردیف از کل
کجا گنجد او در جهان فراخ
بدان فر و آن برز و آن یال و شاخ
همی رحمت آمد بتو بر دلم
نخواهم که جانت زتن بگذلم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8319 : ردیف از کل
شنیدی که او گفت کاووس کیست
گر او شهریارست پس طوس کیست
نمانی بترکان بدین یال وسفت
به ایران ندانم ترا تیز جفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8320 : ردیف از کل
کجا باشد او پیش تختم به پای
کجا راند او زیر فر همای
چو آمد زرستم چنین گفت وگوی
بجنبید سهراب را دل بدوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8321 : ردیف از کل
چو بشنید گودرز برگشت زود
بر رستم آمد به کردار دود
بدو گفت کز تو بپرستم سخن
همه راستی باید افگند بن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8322 : ردیف از کل
بدو گفت خوی بد شهریار
درختیست خنگی همیشه به بار
یکایک نژادت مرا یاد دار
زگفتار خوبت مرا شاد دار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8323 : ردیف از کل
ترا رفت باید به نزدیک او
درفشان کنی جان تاریک او
من ایدون گمانم که تو رستمی
هم از تخمۀ نامور نیرمی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8324 : ردیف از کل
بفرمود رستم که تا پیشکار
یکی جامه افگند بر جویبار
چنین داد پاسخ که رستم نیم
هم از تخمۀ سام نیرم نیم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8325 : ردیف از کل
جوان را بران جامه آن جایگاه
بخوابید و آمد به نزدیک شاه
که او پهلوانست ومن کهترم
نه با تخت وگاهم نه با افسرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8326 : ردیف از کل
گو پیلتن سر سوی راه کرد
کس آمد پسش زود و آگاه کرد
از امّید سهراب شد ناامید
بدو تیره شد روی روز سفید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8327 : ردیف از کل
که سهراب شد زین جهان فراخ
همی از تو تابوت خواهد نه کاخ
به آوردگاه رفت ونیزه گرفت
همی مانده از گفت مادر شکفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی