در حال بارگذاری ابیات…
***
8263 : ردیف از کل
چو بگشاد خفتان و آن مهره دید
همه جامه بر خویشتن بردرید
نهان کرد ازو روی وچیزی نگفت
بماند خیره از گفتهای نهفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8264 : ردیف از کل
همی گفت کای کشته بر دست من
دلیر و ستوده به هر انجمن
زبالا زدش تند یک مشت دست
بیفگندش آمد بجای نشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8265 : ردیف از کل
همی ریخت خون و همی کند موی
سرش پر ز خاک و پر از آب روی
بسی کرد اندیشهای دراز
زهر گونۀ کرد پیکار ساز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8266 : ردیف از کل
بدو گفت سهراب کین بدتریست
به آب دو دیده نباید گریست
ببست از پی کینه آنگه کمر
نهاد از سر سروری تاج زر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8267 : ردیف از کل
ازین خویشتن کشتن اکنون چه سود
چنین رفت و این بودنی کار بود
زره بست وخفتان بپوشید شاد
یکی ترگ رومی بسر بر نهاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8268 : ردیف از کل
چو خورشید تابان ز گنبد بگشت
تهمتن نیامد به لشکر ز دشت
گرفتش سنان وکمان وکمند
گران گرز را پهلو دیو بند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8269 : ردیف از کل
ز لشکر بیامد هشیوار بیست
که تا اندر آوردگه کار چیست
زتندی بجوش آمدش خون برگ
نشست از بر بارۀ تیز تگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8270 : ردیف از کل
دو اسپ اندر آن دشت برپای بود
پر از گرد رستم دگر جای بود
خروشید وبگرفت نیزه بدست
به آوردگاه رفت چون پیل مست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8271 : ردیف از کل
گو پیلتن را چو بر پشت زین
ندیدند گردان بران دشت کین
برون آمد ورای ناورد کرد
برآورد بر چهرۀ ماه گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8272 : ردیف از کل
گمانشان چنان بد که او کشته شد
سرنامداران همه گشته شد
وز آنپس دمان شد بپرده سرای
بنیزه برآرد بالا زجای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8273 : ردیف از کل
به کاووس کی تاختند آگهی
که تخت مهی شد ز رستم تهی
بکردار گوران زچنگال شیر
رمیدند ازو سروران دلیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8274 : ردیف از کل
ز لشکر برآمد سراسر خروش
زمانه یکایک برآمد به جوش
کس از نامداران ایران سپاه
نیارست کردن بدو در نگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8275 : ردیف از کل
بفرمود کاووس تا بوق و کوس
دمیدند و آمد سپهدار طوس
زپای ورکاب وزدست وعنان
زبازو وآن تاب داده سنان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8276 : ردیف از کل
ازان پس بدو گفت کاووس شاه
کز ایدر هیونی سوی رزمگاه
سران ودلیران شدند انجمن
بگفتند که اینت گو پیلیت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8277 : ردیف از کل
بتازید تا کار سهراب چیست
که بر شهر ایران بباید گریست
نشاید نگاه کردن آسان بدوی
که بارد شدن پیش او جنگجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8278 : ردیف از کل
اگر کشته شد رستم جنگجوی
از ایران که یارد شدن پیش اوی
وز آنچس خروشید سهراب گرد
همی شاه کاؤس را بر شمرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8279 : ردیف از کل
به انبوه زخمی بباید زدن
برین رزمگه بر نشاید بدن
چنین گفت کای شاه آزاده مرد
چه گونه است کارت بدشت نبرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8280 : ردیف از کل
چو آشوب برخاست از انجمن
چنین گفت سهراب با پیلتن
چرا کردۀ نام کاؤس کی
که در جنگ شیران نداری تو پی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8281 : ردیف از کل
که اکنون که روز من اندر گذشت
همه کار ترکان دگرگونه گشت
گر این نیزه در مشت پیچان کنم
سپاه ترا حمله بی جان کنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8282 : ردیف از کل
همه مهربانی بران کن که شاه
سوی جنگ ترکان نراند سپاه
یکی سخت سوگند خوردم به بزم
در آن شب کجا کشته شد ژنده رزم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8283 : ردیف از کل
که ایشان ز بهر مرا جنگجوی
سوی مرز ایران نهادند روی
کز ایران نمانم یکی نیزه دار
کنم زنده کاؤس کی را بدار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8284 : ردیف از کل
بسی روز را داده بودم نوید
بسی کرده بودم ز هر در امید
که داری از ایرانیان تیز چنگ
که پیش من آید بدین دشت جنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8285 : ردیف از کل
نباید که بینند رنجی به راه
مکن جز به نیکی بر ایشان نگاه
بگفت وهمی بود خاموش بس
از ایران نداد ایچ پاسخش کس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8286 : ردیف از کل
نشست از بر رخش رستم چو گرد
پر از خون رخ و لب پر از باد سرد
خم آورد پشت وسنان ستیخ
بزد تند وبر کند هفتاد میخ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8287 : ردیف از کل
بیامد به پیش سپه با خروش
دل از کرده خویش با درد و جوش
سراپرده یک بهره آمد بپای
زهر سو درآمد در کرّه نای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8288 : ردیف از کل
چو دیدند ایرانیان روی اوی
همه برنهادند بر خاک روی
غمی گشت کاؤس وآواز داد
که این نامداران فرّخ نژاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8289 : ردیف از کل
ستایش گرفتند بر کردگار
که او زنده باز آمد از کارزار
یکی نزد رستم برید آگهی
کزین ترک شد مغز گردان تهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8290 : ردیف از کل
چو زان گونه دیدند بر خاک سر
دریده برو جامه و خسته بر
ندارم سواری ورا هم نورد
از ایران نیارد کس این کار کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8291 : ردیف از کل
به پرسش گرفتند کاین کار چیست
ترادل برین گونه از بهر کیست
بشد طوس وپیغام کاؤس برد
شنیده همه پیش او برشمرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8292 : ردیف از کل
بگفت آن شگفتی که خود کرده بود
گرامی تر خود بیازرده بود
بدو گفت رستم که هر شهریار
که کردی مرا ناگهان خواستار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8293 : ردیف از کل
همه برگرفتند با او خروش
زمین پر خروش و هوا پر ز جوش
گهی جنگ بودی گهی ناز وبزم
ندیدم زکاؤس جز رنج رزم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8294 : ردیف از کل
چنین گفت با سرفرازان که من
نه دل دارم امروز گویی نه تن
بفرمود تا رخشرا زین کنند
سواران بروها پر از چین کنند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8295 : ردیف از کل
شما جنگ ترکان مجویید کس
همین بد که من کردم امروز بس
زخیمه نگه کرد رستم بدشت
زرد گیو را بدید که ایدر گذشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8296 : ردیف از کل
چو برگشت ازان جایگه پهلوان
بیامد بر پور خسته روان
نهاد از بر رخش رخشنده زین
همی گفت گرگین که بشتاب همین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8297 : ردیف از کل
بزرگان برفتند با او بهم
چو طوس و چو گودرز و چون گستهم
همی بست بر باره رهّام تنگ
ببرگستوان بر زده طوس چنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8298 : ردیف از کل
همه لشکر از بهر آن ارجمند
زبان برگشادند یکسر ز بند
همی این بدین این بدان گفت زود
تهمتن چو از پرده آوا شنود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8299 : ردیف از کل
که درمان این کار یزدان کند
مگر کاین سخن بر تو آسان کند
بدل گفت این رزم آهرمنست
نه این رستخیز از پی یکتنست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8300 : ردیف از کل
یکی دشنه بگرفت رستم به دست
که از تن ببرد سر خویش پست
بزد دست وپوشید ببر بیان
ببست آن کیانی کمر بر میان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8301 : ردیف از کل
بزرگان بدو اندر آویختند
ز مژگان همی خون فرو ریختند
نشست از بر رخش و بگرفت راه
زواره نگهبان گاه وسپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8302 : ردیف از کل
بدو گفت گودرز کاکنون چه سود
که از روی گیتی برآری تو دود
بدو گفت از ایدر مرو پیشتر
بمن دار گوش یلان بیشتر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8303 : ردیف از کل
تو بر خویشتن گر کنی صدگزند
چه آسانی آید بدان ارجمند
درفشی ببردند با او بهم
همی رفت پرخاشجوی ودژم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8304 : ردیف از کل
اگر ماند او را به گیتی زمان
بماند تو بی رنج با او بمان
چو سهراب را دید با بال وشاخ
برش چون بر سام چنگی فراخ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8305 : ردیف از کل
وگر زین جهان این جوان رفتنیست
به گیتی نگه کن که جاوید کیست
بدو گفت از ایدر بیکسو شویم
ازین هر دو لشکر ببیرون شویم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8306 : ردیف از کل
شکاریم یکسر همه پیش مرگ
سری زیر تاج و سری زیر ترگ
بمالید سهراب کف را بکف
به آوردگاه رفت از پیش صف
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8307 : ردیف از کل
به گودرز گفت آن زمان پهلوان
کز ایدر برو زود روشن روان
بگفت او برستم برو تا رویم
بیکجای هر دو دو مرد گویم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8308 : ردیف از کل
پیامی ز من پیش کاووس بر
بگویش که مارا چه آمد به سر
از ایران نخواهی همی یار کس
چو من باشم وتو بآورد بس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8309 : ردیف از کل
به دشنه جگرگاه پور دلیر
دریدم که رستم مماناد دیر
به آوردگه مر ترا جای نیست
ترا خود بیک مشت من پای نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8310 : ردیف از کل
گرت هیچ یادست کردار من
یکی رنجه کن دل به تیمار من
ببالا بلندی وبا کتف ویال
ستم یافت یالت زبسیار سال
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8311 : ردیف از کل
ازان نوشدارو که در گنج تست
کجا خستگان را کند تن درست
نگه کرد رستم بدآن سرفراز
بدآن سفت وچنگ ورکاب دراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8312 : ردیف از کل
به نزدیک من با یکی جام می
سزد گر فرستی هم اکنون به پی
بدو گفت نرم این جوانمرد نرم
زمین خشک وسر وهوا نرم وگرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی