در حال بارگذاری ابیات…
***
8381 : ردیف از کل
پس آنگه سوی زابلستان کشید
چو آگاهی از وی به دستان رسید
تو گفتی زجنگش سرشت آسمان
نیآساید از تاختن یک زمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8382 : ردیف از کل
همه سیستان پیش باز آمدند
به رنج و به درد و گداز آمدند
وگر باره زیر اندرش آهنست
شکفتی روانش وروئین تنست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8383 : ردیف از کل
چو تابوت را دید دستان سام
فرود آمد از اسپ زرین ستام
شب تیره آمد سوی لشکرش
میان سوده از جنگ وآهن برش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8384 : ردیف از کل
تهمتن پیاده همی رفت پیش
دریده همه جامه دل کرده ریش
بهومان چنین گفت کامروز هور
برآمد جهان گشت پر جنگ شور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8385 : ردیف از کل
گشادند گردان سراسر کمر
همه پیش تابوت بر خاک سر
شمارا چه گفت آن سوار دلیر
که یال یلان داشت وچنگال شیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8386 : ردیف از کل
همی گفت زال اینت کاری شگفت
که سهراب گرز گران برگرفت
چه آمد ابا لشکرم سربسر
که چون او ندانم بگیتی دگر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8387 : ردیف از کل
نشانی شد اندر میان مهان
نزاید چنو مادر اندر جهان
بلشکر چه گفت وببازو چه کرد
که او بود هم زور من در نبرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8388 : ردیف از کل
همی گفت و مژگان پر از آب کرد
زبان پر ز گفتار سهراب کرد
یکی مرد پیرست برسان شیر
نگردد زجنگ وزپیکار سیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8389 : ردیف از کل
چو آمد تهمتن به ایوان خویش
خروشید و تابوت بنهاد پیش
ندانم بگرد جهان سربسر
که بندد گه کینه چون او کمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8390 : ردیف از کل
ازو میخ برکند و بگشاد سر
کفن زو جدا کرد پیش پدر
بدو گفت هومان که فرمان شاه
چنان بد کز ایدر نجنبد سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8391 : ردیف از کل
تنش را بدان نامداران نمود
تو گفتی که از چرخ برخاست دود
همه کار ما سخت ناساز بود
به آوردگاه رفتن آغاز بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8392 : ردیف از کل
مهان جهان جامه کردند چاک
به ابر اندر آمد سر گرد و خاک
بیآمد یکی مرد پرخاشجوی
بدین لشکر گشن بنهاد روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8393 : ردیف از کل
همه کاخ تابوت بد سر به سر
غنوده بصندوق در شیر نر
تو گفتی زمستی کنون خاستست
که این جنگ را یکتن آراستست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8394 : ردیف از کل
تو گفتی که سام است با یال و سفت
غمی شد ز جنگ اندر آمد بخفت
زهر سو پراگند گرد نبرد
زلشکرگه ما بسی کشت مرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8395 : ردیف از کل
بپوشید بازش به دیبای زرد
سر تنگ تابوت را سخت کرد
وز آنپس بدآن لشکر خویش روی
نهاد وهمی رفت در پویه پوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8396 : ردیف از کل
همی گفت اگر دخمه زرین کنم
ز مشک سیه گردش آگین کنم
چنین گفت سهراب کو زین سپاه
نکرد از دلیران کسیرا تباه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8397 : ردیف از کل
چو من رفته باشم نماند بجای
وگرنه مرا خود جزین نیست رای
از ایرانیان من بسی کشته ام
زمینرا بخون چون گل آغشته ام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8398 : ردیف از کل
یکی دخمه کردش ز سم ستور
جهانی ز زاری همی گشت کور
وزین بر شما جز نظاره نبود
ولیکن نیآمد کسی خود چه سود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8399 : ردیف از کل
چنین گفت بهرام نیکو سخن
که با مردگان آشنایی مکن
اگر شیر پیش آمدی بی گمان
نرستی چنین دان زگرز گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8400 : ردیف از کل
نه ایدر همی ماند خواهی دراز
بسیچیده باش و درنگی مساز
به پیشم چه ببر وپلنگ وهزبر
به پیکان فرود آرم آتش زابر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8401 : ردیف از کل
به تو داد یک روز نوبت پدر
سزد گر ترا نوبت آید بسر
چو ایشان مرا روی بینند تیز
زره بر تنانشان شود ریزه ریز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8402 : ردیف از کل
چنین است و رازش نیامد پدید
نیابی به خیره چه جویی کلید
کنون روز فرداست روز بزرگ
پدید آید از میش یکباره گرگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8403 : ردیف از کل
در بسته را کس نداند گشاد
بدین رنج عمر تو گردد بباد
بنام جهان آفرین یک خدای
یکی دشمنی را نمانم بجای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8404 : ردیف از کل
یکی داستانست پر آب چشم
دل نازک از رستم آید بخشم
کنون خوان ومی باید آراستن
بباید بمی غم زدل کاستن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8405 : ردیف از کل
برین داستان من سخن ساختم
به کار سیاووش پرداختم
وز آن روی رستم سپهرا بدید
سخن راند با گیو وگفت وشنید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8406 : ردیف از کل
کنون ای سخن گوی بیدار مغز
یکی داستانی بیآرای نغز
که امروز سهراب جنگ آزمای
چگونه بجنگ اندر آورد پای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8407 : ردیف از کل
سخن چون برابر شود با خرد
روان سراینده رامش برد
چنین گفت با رستم گرد گیو
کزین گونه هرگز ندیدیم نیو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8408 : ردیف از کل
کسی را که اندیشه ناخوش بود
بدان ناخوشی رای اوگش بود
بیآمد دمان تا میان سپاه
زلشکر بر طوس شد کینه خواه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8409 : ردیف از کل
همی خویشتن را چلیپا کند
به پیش خردمند رسوا کند
که او بود بر پای ونیزه بدست
چو گرگ این فرود آمد آن بر نشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8410 : ردیف از کل
ولیکن نبیند کس آهوی خویش
ترا روشن آید همه خوی خویش
بیآمد چو با نیزه اورا بدید
بکردار شیر ژیان بر دمید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8411 : ردیف از کل
اگر داد باید که ماند بجای
بیآرای ازین پس بدانا نمای
عمود خمیده بزد بر برش
زنیرو بیفتاد ترگ از سرش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8412 : ردیف از کل
چو دانا پسندد پسندیده گشت
به جوی تو در آب چون دیده گشت
نتابید با او بتابید روی
شدند از دلیرات بسی جنگجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8413 : ردیف از کل
زگفتار دهقان کنون داستان
تو برخوان و برگوی با راستان
زگردان کسی پایۀ او ندشت
بجز پیلتن مایۀ او نداشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8414 : ردیف از کل
کهن گشته این داستانها ز من
همی نو شود بر سر انجمن
هم آئین پیشین نگه داشتیم
سپاهی بر آن ساده نگماشتیم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8415 : ردیف از کل
اگر زندگانی بود دیریاز
برین وین خرم بمانم دراز
بتنها نشد کس برش جنگجوی
سپردیم میدان کینه بدوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8416 : ردیف از کل
یکی میوه داری بماند ز من
که نازد همی بار او بر چمن
سواری نشد پیش او یکتنه
همی تاخت از قلب تا میمنه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8417 : ردیف از کل
ازان پس که بنمود پنچاه و هشت
بسر بر فراوان شگفتی گذشت
زهر سو همی شد دمان ودنان
بزیر اندرون بود اسپش چمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8418 : ردیف از کل
همی آز کمتر نگردد بسال
همی روز جوید بتقویم و فال
غمی گشت رستم زگفتار اوی
بر شاه کاؤس بنهاد روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8419 : ردیف از کل
چه گفتست آن موبد پیش رو
که هرگز نگردد کهن گشته نو
چو کاؤس مر پهلوانرا بدید
بر خویش نزدیک جایش گزید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8420 : ردیف از کل
تو چندان که گویی سخن گوی باش
خردمند باش و جهانجوی باش
زسهراب رستم زبان برکشاد
زبالا وزورش همی کرد یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8421 : ردیف از کل
چو رفتی سر و کار با ایزدست
اگر نیک باشدت جای ار بدست
که کس در جهان کودک نارسید
بدین شیر مردی وگردی ندید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8422 : ردیف از کل
نگر تا چه کاری همان بدروی
سخن هرچه گویی همان بشنوی
ببالا ستاره بساید همی
تنش را زمین بر تنباید همی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8423 : ردیف از کل
درشتی ز کس نشنود نرم گوی
به جز نیکویی در زمانه مجوی
دو بازو ورانش چو ران هیون
همانا که دارد ستیزی فزون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8424 : ردیف از کل
به گفتار دهقان کنون بازگرد
نگر تا چه گوید سراینده مرد
بتیغ وبتیر وبگرز وکمند
زهر گونۀ آزموده ایم چند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8425 : ردیف از کل
چنین گفت موبد که یک روز طوس
بدانگه که برخاست بانگ خروس
سرنجام گفتم که من پیش ازین
بسی گرد را برگرفتم ززین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8426 : ردیف از کل
خود و گیو گودرز و چندی سوار
برفتند شاد از در شهریار
گرفتم دوال کمربند اوی
بیفشاردم سخت پیوند اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8427 : ردیف از کل
به نخچیر گوران به دشت دغوی
ابا باز و یوزان نخچیر جوی
همی خواستم کش ززین برکنم
چو دیگر کسانش بخاک افگمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8428 : ردیف از کل
فراوان گرفتند و انداختند
علوفه چهل روزه را ساختند
گر از باد جنبان بود کوهسار
بجنبانم از زین من آن نامدار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8429 : ردیف از کل
بدان جایگه ترک نزدیک بود
زمینش ز خرگاه تاریک بود
ازو بازگشتم چو بیگاه بود
که شب تاریک وبی ماه بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8430 : ردیف از کل
یکی بیشه پیش اندر آمد ز دور
به نزدیک مرز سواران تور
بدآن تا بگردیم فردا یکی
بکشتی گرائیم ما اندکی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی