در حال بارگذاری ابیات…
***
13720 : ردیف از کل
برو انجمن شد یکی لشکری
هرانکس که بد از دلیران سری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13721 : ردیف از کل
کمان را بزه کرد بهرام گرد
بتیر از هوا روشنایی ببرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13722 : ردیف از کل
چو تیر اسپری شد سوی نیزه گشت
چو دریای خون شد همه کوه و دشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13723 : ردیف از کل
چو نیزه قلم شد بگرز و بتیغ
همی خون چکانید بر تیره میغ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13724 : ردیف از کل
چو رزمش برین گونه پیوسته شد
بتیرش دلاور بسی خسته شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13725 : ردیف از کل
چو بهرام یل گشت بی توش و تاو
پس پشت او اندر آمد تژاو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13726 : ردیف از کل
یکی تیغ زد بر سر کتف اوی
که شیر اندر آمد ز بالا بروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13727 : ردیف از کل
جدا شد ز تن دست خنجرگزار
فروماند از رزم و برگشت کار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13728 : ردیف از کل
تژاو ستمگاره را دل بسوخت
بکردار آتش رخش برفروخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13729 : ردیف از کل
بپیچید ازو روی پر درد و شرم
بجوش آمدش در جگر خون گرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13730 : ردیف از کل
چو خورشید تابنده بنمود پشت
دل گیو گشت از برادر درشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13731 : ردیف از کل
ببیژن چنین گفت کای رهنمای
برادر نیامد همی باز جای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13732 : ردیف از کل
بباید شدن تا وراکار چیست
نباید که بر رفته باید گریست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13733 : ردیف از کل
دلیران برفتند هر دو چو گرد
بدان جای پرخاش و ننگ و نبرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13734 : ردیف از کل
بدیدار بهرامشان بد نیاز
همی خسته و کشته جستند باز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13735 : ردیف از کل
همه دشت پرخسته و کشته بود
جهانی بخون اندر آغشته بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13736 : ردیف از کل
دلیران چو بهرام را یافتند
پر از آب و خون دیده بشتافتند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13737 : ردیف از کل
بخاک و بخون اندر افگنده خوار
فتاده ازو دست و برگشته کار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13738 : ردیف از کل
همی ریخت آب از بر چهراوی
پر از خون دو تن دیده از مهر اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13739 : ردیف از کل
چو بازآمدش هوش بگشاد چشم
تنش پر ز خون بود و دل پر ز خشم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13740 : ردیف از کل
چنین گفت با گیو کای نامجوی
مرا چون بپوشی بتابوت روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13741 : ردیف از کل
تو کین برادر بخواه از تژاو
ندارد مگر گاو با شیر تاو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13742 : ردیف از کل
مرا دید پیران ویسه نخست
که با من بدش روزگاری نشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13743 : ردیف از کل
همه نامداران و گردان چین
بجستند با من بآغاز کین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13744 : ردیف از کل
تن من تژاو جفاپیشه خست
نکرد ایچ یاد از نژاد و نشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13745 : ردیف از کل
چو بهرام گرد این سخن یاد کرد
ببارید گیو از مژه آب زرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13746 : ردیف از کل
بدادار دارنده سوگند خورد
بروز سپید و شب لاژورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13747 : ردیف از کل
که جز ترگ رومی نبیند سرم
مگر کین بهرام بازآورم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13748 : ردیف از کل
پر از درد و پر کین بزین برنشست
یکی تیغ هندی گرفته بدست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13749 : ردیف از کل
بدانگه که شد روی گیتی سیاه
تژاو از طلایه برآمد براه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13750 : ردیف از کل
چو از دور گیو دلیرش بدید
عنان را بپیچید و دم درکشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13751 : ردیف از کل
چو دانست کز لشکر اندر گذشت
ز گردان و گردنکشان دور گشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13752 : ردیف از کل
سوی او بیفکند پیچان کمند
میان تژاو اندر آمد به بند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13753 : ردیف از کل
بران اندر آورد و برگشت زود
پس آسانش از پشت زین در ربود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13754 : ردیف از کل
بخاک اندر افگند خوار و نژند
فرود آمد و دست کردش به بند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13755 : ردیف از کل
نشست از بر اسپ و او را کشان
پس اندر همی برد چون بیهشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13756 : ردیف از کل
چنین گفت با او بخواهش تژاو
که با من نماند ای دلیر ایچ تاو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13757 : ردیف از کل
چه کردم کزین بی شمار انجمن
شب تیره دوزخ نمودی بمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13758 : ردیف از کل
بزد بر سرش تازیانه دویست
بدو گفت کین جای گفتار نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13759 : ردیف از کل
ندانی همی ای بد شور بخت
که در باغ کین تازه کشتی درخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13760 : ردیف از کل
که بالاش با چرخ همبر بود
تنش خون خورد بار او سر بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13761 : ردیف از کل
شکار تو بهرام باید بجنگ
ببینی کنون زخم کام نهنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13762 : ردیف از کل
چنین گفت با گیو جنگی تژاو
که تو چون عقابی و من چون چکاو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13763 : ردیف از کل
ز بهرام بر بد نبردم گمان
نه او را بدست من آمد زمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13764 : ردیف از کل
که من چون رسیدم سواران چین
ورا کشته بودند بر دشت کین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13765 : ردیف از کل
بران بد که بهرام بیجان شدست
ز دردش دل گیو پیچان شدست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13766 : ردیف از کل
کشانش بیارد گیو دلیر
بپیش جگر خسته بهرام شیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13767 : ردیف از کل
بدو گفت کاینک سر بی وفا
مکافات سازم جفا را جفا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13768 : ردیف از کل
سپاس از جهان آفرین کردگار
که چندان زمان دیدم از روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
13769 : ردیف از کل
که تیره روان بداندیش تو
بپردازم اکنون من از پیش تو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی