***
11110 : ردیف از کل
بزد کوس رویین و هندی درای
سواران سوی رزم کردند رای
چهارم شب اندر بر ماه روی
بخواب اندرون بود دیهیم جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11111 : ردیف از کل
سپهدار از گنگ بیرون کشید
سپه را ز تنگی به هامون کشید
بلرزید واز خواب نوشین بجست
خروشی برآورد چون پیل مست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11112 : ردیف از کل
فرستاد و مر سرخه را پیش خواند
ز رستم بسی داستانها براند
همی داشت اندر برش خوب چهر
همیگفت شاها چه بودت بمهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11113 : ردیف از کل
بدو گفت شمشیرزن سی هزار
ببر نامدار از در کارزار
خروشید وشمعی بر افروختند
برش عود وعنبر همی سوختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11114 : ردیف از کل
نگه دار جان از بد پور زال
به رزمت نباشد جزو کس همال
بپرسید ازو دخت افراسیاب
که فرزانه شاها چه دیدی بخواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11115 : ردیف از کل
تو فرزندی و نیکخواه منی
ستون سپاهی و ماه منی
سیاوش بدو گفت کز خواب من
لب هیج مکشای بر انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11116 : ردیف از کل
چو بیدار دل باشی و راه جوی
که یارد نهادن بروی تو روی
چنان دیدم ای سرو سیمین بخواب
که بودی یک بی کران رود آب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11117 : ردیف از کل
کنون پیش رو باش و بیدار باش
سپه را ز دشمن نگهدار باش
یکی کوه آتش بدیگر کران
گرفته لب آب نیزد وران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11118 : ردیف از کل
ز پیش پدر سرخه بیرون کشید
درفش و سپه را به هامون کشید
زیکسو شدی آتش تیز گرد
برافروختی زو سیاوخش گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11119 : ردیف از کل
طلایه چو گرد سپه دید تفت
بپیچید و سوی فرامرز رفت
بپیش اندرون پیل وافراسیاب
زیک دست آتش وزیک دست آب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11120 : ردیف از کل
از ایران سپه برشد آوای کوس
ز گرد سپه شد هوا آبنوس
بدیدی مرا روی کردی دژم
دمیدی بر آن آتش تیز دم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11121 : ردیف از کل
خروش سواران و گرد سپاه
چو شب کرد گیتی نهان گشت ماه
فرنگیس گفت این جز از نیکوی
نباشد یک امشب مگر نغنوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11122 : ردیف از کل
درخشیدن تیغ الماس گون
سنانهای آهار داده به خون
بگرسیوز آید هم بخت شرم
شود کشته بر دست خاقان روم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11123 : ردیف از کل
تو گفتی که برشد به گیتی بخار
برافروختند آتش کارزار
سیاوش سپه را یکایک بخواند
بدرگاه ایوان شان بر نشاند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11124 : ردیف از کل
ز کشته فگنده به هر سو سران
زمین کوه گشت از کران تا کران
بسچیده بنشست خنجر بچنگ
طلایه فرستاد در سوی گنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11125 : ردیف از کل
چو سرخه بران گونه پیگار دید
درفش فرامرز سالار دید
دو بهره چو از دیر شب گذشت
سوار طلایه بیآمد زدشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11126 : ردیف از کل
عنان را به بور سرافراز داد
به نیزه درآمد کمان باز داد
که افراسیاب وفراوان سپاه
پدید آمد از دور تازان براه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11127 : ردیف از کل
فرامرز بگذاشت قلب سپاه
بر سرخه با نیزه شد کینه خواه
زنزدیک گرسیوز آمد نوند
که بر چارۀ جان میانرا ببند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11128 : ردیف از کل
یکی نیزه زد همچو آذرگشسپ
ز کوهه ببردش سوی یال اسپ
نیآمد زگفتار من هیچ سود
از آتش ببینم مگر تیره دود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11129 : ردیف از کل
ز ترکان به یاری او آمدند
پر از جنگ و پرخاشجو آمدند
نگر تا چه باید کنون ساختن
سپه را کجا باید انداختن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11130 : ردیف از کل
از آشوب ترکان و از رزم سخت
فرامرز را نیزه شد لخت لخت
سیاوش ندانست بازار اوی
همی راست پنداشت گفتار اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11131 : ردیف از کل
بدانست سرخه که پایاب اوی
ندارد غمی گشت و برگاشت روی
فرنگیس گفت کای خردمند شاه
مکن هیچ گونه بما بر نگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11132 : ردیف از کل
پس اندر فرامرز با تیغ تیز
همی تاخت و انگیخته رستخیز
یکی بارۀ گام زن بر نشین
مباش ایچ ایمن بتوران زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11133 : ردیف از کل
سواران ایران به کردار دیو
دمان از پسش برکشیده غریو
ترا زنده خواهم که مانی بجای
سر خویشتن گیر وکسرا مپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11134 : ردیف از کل
فرامرز چون سرخه را یافت چنگ
بیازید زان سان که یازد پلنگ
سیاوش بدو گفت کآن خواب من
بجای آمد وتیره شد آب من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
