در حال بارگذاری ابیات…
***
9425 : ردیف از کل
نیاید ز سودابه خود جز بدی
ندانم چه خواهد رسید ایزدی
فرود آمد از اسپ کاؤس شاه
پیاده سپهبد پیاده سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9426 : ردیف از کل
دو تن را ز لشکر ز کندآوران
چو بهرام و چون زنگه شاوران
سیاوش به پیش جهاندار پاک
بیآمد بمالید رخرا بخاک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9427 : ردیف از کل
بران رازشان خواند نزدیک خویش
بپرداخت ایوان و بنشاند پیش
که از تفّ آن کوه آتش برست
همه کامۀ دشمنان گشت پست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9428 : ردیف از کل
که رازش به هم بود با هر دو تن
ازان پس که رستم شد از انجمن
بدو گفت شاه ای دلیر وجوان
که پاکیزه تخمی وروشن روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9429 : ردیف از کل
بدیشان چنین گفت کز بخت بد
فراوان همی بر تنم بد رسد
چنانی که از مادر پارسا
بزاید شود بر جهان پادشا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9430 : ردیف از کل
بدان مهربانی دل شهریار
بسان درختی پر از برگ و بار
سیاوخش را تنگ در بر گرفت
زکردار بد پوزش اندر گرفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9431 : ردیف از کل
چو سودابه او را فریبنده گشت
تو گفتی که زهر گزاینده گشت
به ایوان خرامید وبنشست شاد
کلاه کیانی بسر بر نهاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9432 : ردیف از کل
شبستان او گشت زندان من
غمی شد دل و بخت خندان من
می آورد ورامشگرانرا بخواند
همه کامها با سیاوش براند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9433 : ردیف از کل
چنین رفت بر سر مرا روزگار
که با مهر او آتش آورد بار
سه روز اندر آن سور می در کشید
نبد بر گنج مهر وکلید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9434 : ردیف از کل
گزیدم بدان شوربختیم جنگ
مگر دور مانم ز چنگ نهنگ
چهارم بتخت کئی بر نشست
یکی گرزۀ گاو پیکر بدست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی