در حال بارگذاری ابیات…
***
11383 : ردیف از کل
ازان خون که او ریخت بر بیگناه
کسی را نبود اندر آن روی راه
بنزدیک لهّاک وفرشیدرود
گذشته سخنها همه یاد کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11384 : ردیف از کل
کنون انجمن گر پراگنده ایم
همه پیش تو چاکر و بنده ایم
که دوزخ به از تخت افراسیاب
نشاید بدین کشور آرام وخواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11385 : ردیف از کل
چو چیره شدی بیگنه خون مریز
مکن چنگ گردون گردنده تیز
بتازیم ونزدیک پیران شویم
بتیمار ودرد اسیران شویم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11386 : ردیف از کل
ندانیم ماکان جفاگر کجاست
به ابرست گر در دم اژدهاست
سه اسپ گرانمایه کردند زین
همی بر نوشتند گفتی زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11387 : ردیف از کل
چو بشنید گفتار آن انجمن
بپیچید بینادل پیلتن
بپیران رسیدند هر سه سوار
رخان پر زخون وروان پر زخار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11388 : ردیف از کل
سوی مرز قچغار باشی براند
سران سپه را سراسر بخواند
بروبر شمردند یکسر سخن
که شاه از بدیها چه افگند بن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11389 : ردیف از کل
شدند انجمن پیش او بخردان
بزرگان و کارآزموده ردان
چو پیران بگفتار بنهاد گوش
زتخت اندر افتاد زو رفت هوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11390 : ردیف از کل
که کاووس بی دست و بی فر و پای
نشستست بر تخت بی رهنمای
همه جامها بر برش کرد چاک
همی کند موی وهمی ریخت خاک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11391 : ردیف از کل
گر افراسیاب از رهی بی درنگ
یکی لشکر آرد به ایران به جنگ
همی گفت زار ای سزاوار تاج
که چون تو نبیند دگر تخت عاج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11392 : ردیف از کل
بیابد بران پیر کاووس دست
شود کام و آرام ما جمله پست
بدو پیلسم گفت که بشتاب زود
که دردی بدین درد خواهد فزود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11393 : ردیف از کل
یکایک همه فام کین توختیم
همه شهر آباد او سوختیم
ببردند فرنگیس را هم زتخت
تنش بود لرزان بسان درخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11394 : ردیف از کل
کجا سالیان اندر آمد به شش
که نگذشت بر ما یکی روز خوش
بخواری ببردند ناله کشان
بر روزبانان مردم کشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11395 : ردیف از کل
کنون نزد آن پیر خسرو شویم
چو رزم اندر آید همه نو شویم
چو بشنید پیران چنین گفتگوی
خروشان وجوشان برآمد بگوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی