در حال بارگذاری ابیات…
***
10121 : ردیف از کل
ولیکن من اندر خور رای تو
به توران بجستم همی جای تو
که من با جوانی خرد یافتم
زکردار بد روی برتافتم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10122 : ردیف از کل
گر آنجا که هستی خوش و خرم است
چنان چون بباید دلت بی غم است
از آن آت مغز شاه جهان
دل من برافروخت اندر نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10123 : ردیف از کل
به شادی بباش و به نیکی بمان
تو شادان بداندیش تو با غمان
شبستان تو درد من شد نخست
بخون دلم رخ ببایست شست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10124 : ردیف از کل
بدان پادشاهی همی بازگرد
سر بدسگال اندرآور به گرد
ببایست بر کوه آتش گذشت
بمن زار بگریست آهو بدشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10125 : ردیف از کل
سیاوش سپه برگرفت و برفت
بدان سو که فرمود سالار تفت
وز آن ننگ وخواری بجنگ آمدم
خرامان بچنگ نهنگ آمدم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10126 : ردیف از کل
صد اشتر ز گنج و درم بار کرد
چهل را همه بار دینار کرد
دو کشور بدین آشتی شاد گشت
دل شاه چون تیغ پولاد گشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10127 : ردیف از کل
هزار اشتر بختی سرخ موی
بنه بر نهادند با رنگ و بوی
نیآمد همی هیچ کارش پسند
کشادن همان وهمان بود بند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10128 : ردیف از کل
از ایران و توران گزیده سوار
برفتند شمشیرزن ده هزار
چو چشمش زدیدار ما کشت سیر
بر سیر گشته نباشیم دیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10129 : ردیف از کل
به پیش سپاه اندرون خواسته
عماری و خوبان آراسته
زشادی دل او مبادا رها
شدم من زغم در دم اژدها
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10130 : ردیف از کل
ز یاقوت و ز گوهر شاهوار
چه از طوق و ز تاج وزگوشوار
ندانم کزین کارگردان سپهر
چه دارد براز اندر از کین ومهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10131 : ردیف از کل
چه مشک و چه کافور و عود و عبیر
چه دیبا و چه تختهای حریر
وز آنپس بفرمود بهرامرا
که اندر جهان تازه کن نامرا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10132 : ردیف از کل
ز مصری و چینی و از پارسی
همی رفت با او شتر بار سی
سپردم بتو تاج وپرده سرای
همان گنج آگنده وتخت وجای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10133 : ردیف از کل
چو آمد بران شارستان دست آخت
دو فرسنگ بالا و پهناش ساخت
درفش وسواران وپیلان وکوس
چو ایدر بیآید سپهدار طوس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10134 : ردیف از کل
از ایوان و میدان و کاخ بلند
ز پالیز وز گلشن ارجمند
چنین هم پذیرفته اورا سپار
تو بیدار دل باش وبه روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10135 : ردیف از کل
بیاراست شهری بسان بهشت
به هامون گل و سنبل و لاله کشت
زلشکر گزین کرد سیصد سوار
همه گرد وشایستۀ کارزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10136 : ردیف از کل
بر ایوان نگارید چندی نگار
ز شاهان وز بزم وز کارزار
درم نیز چندان که بودش بکار
زدینار واز گوهر شاهوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10137 : ردیف از کل
نگار سر و تاج و کاووس شاه
نگارید با یاره و گرز و گاه
صد اسپ گزیده بزرّین ستام
پرستار زرّین کمر صد غلام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10138 : ردیف از کل
بر تخت او رستم پیلتن
همان زال و گودرز و آن انجمن
بفرمود تا پیش او آورند
سلچ وستام وکمر بشمرند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10139 : ردیف از کل
ز دیگر سو افراسیاب و سپاه
چو پیران و گرسیوز کینه خواه
وز آن پس گرانمایگانرا بخواند
سخنهای بایسته چندی براند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10140 : ردیف از کل
بهر گوشه ای گنبدی ساخته
سرش را به ابراندر افراخته
چنین گفت کز نرد افراسیاب
گذشتست پیران از این روی آب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10141 : ردیف از کل
نشسته سراینده رامشگران
سر اندر ستاره سران سران
یکی راز پیغام دارد بمن
که ایمن بدو باشد آن انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10142 : ردیف از کل
سیاووش گردش نهادند نام
همه شهر زان شارستان شادکام
همی سازم اکنون پذیره شدن
شمارا هم ایدر بباید بدن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10143 : ردیف از کل
چو پیران بیامد ز هند و ز چین
سخن رفت زان شهر با آفرین
همه سوی بهرام دارید روی
مپیچید دلها زگفتار اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10144 : ردیف از کل
خنیده به توران سیاووش گرد
کز اختر بنش کرده شد روز ارد
همه بوسه دادند گردان زمین
به پیش سیاوخش با آفرین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10145 : ردیف از کل
از ایوان و کاخ و ز پالیز و باغ
ز کوه و در و رود وز دشت راغ
چو خورشید تابنده بنمود پشت
هوا شد سیاه وزمین شد درشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10146 : ردیف از کل
شتاب آمدش تا ببیند که شاه
چه کرد اندران نامور جایگاه
سیاوخش لشکر بجیحون کشید
از آب دو دیده رخش ناپدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10147 : ردیف از کل
هرآنکس که او از در کار بود
بدان مرز با او سزاوار بود
چو آمد بترمذ در بام وکوی
بسان بهار بد پر از رنگ وبوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10148 : ردیف از کل
هزار از هنرمند گردان گرد
چو هنگامه رفتن آمد ببرد
چنان هم همه شهرها نا بچاج
تو گفتی عروسست با طوق وتاج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10149 : ردیف از کل
چو آمد به نزدیک آن جایگاه
سیاوش پذیره شدش با سپاه
بهر منزلی ساخته خوردنی
خورشها وگسترده گستردنی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10150 : ردیف از کل
چو پیران به نزد سیاوش رسید
پیاده شد از دور کاو را بدید
چنین تا بقنجاق تاشی براند
فرود آمد آنجا وچندی بماند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10151 : ردیف از کل
سیاوش فرود آمد از نیل رنگ
مر او را گرفت اندر آغوش تنگ
وزین رو چو طوس اندر آمد ببلخ
بگفتند با وی سخنهای تلخ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10152 : ردیف از کل
بگشتند هر دو بدان شارستان
ز هر در زدند از هنر داستان
که شد پور فرخنده کاؤس شاه
که شد نزد سالار توران سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10153 : ردیف از کل
سراسر همه باغ و میدان و کاخ
همی دید هرسو بنای فراخ
سپهرا یکایک همه باز خواند
وز آنجا بدرگاه کاؤس راند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10154 : ردیف از کل
سپهدار پیران ز هر سو براند
بسی آفرین بر سیاوش بخواند
ازین آگهی شد رخ شاه زرد
بنالید وبر زد یکی باد سرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10155 : ردیف از کل
بدو گفت گر فر و برز کیان
نبودیت با دانش اندر جهان
شدش دل پر آتش دو دیده پر آب
زخشم سیاوش وافراسیاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10156 : ردیف از کل
کی آغاز کردی بدین گونه جای
کجا آمدی جای زین سان به پای
که تا چون شود گشت گردان سپهر
بود چرخ با او بکین یا بمهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10157 : ردیف از کل
بماناد تا رستخیز این نشان
میان دلیران و گردنکشان
دل وجنگ وکینرا بیکسو نهاد
وز آنپس نکرد او زپیکار یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10158 : ردیف از کل
پسر بر پسر همچنین شاد باد
جهاندار و پیروز و فرخ نژاد
پس آگاهی آمد به افراسیاب
که آمد سیاوش ازین روی آب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10159 : ردیف از کل
چو یک بهره از شهر خرم بدید
به ایوان و باغ سیاوش رسید
بدین مرز لشکر فرود آورید
فرستادۀ او بدرگه رسید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10160 : ردیف از کل
به کاخ فرنگیس بنهاد روی
چنان شاد و پیروز و دیهیم جوی
بفرمود اورا پذیره شدن
همه سرکشان با تبیره شدن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10161 : ردیف از کل
پذیره شدش دختر شهریار
به پرسید و دینار کردش نثار
زخویشان گزین کرد پیران هزار
پذیره شدنرا بیآراست کار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10162 : ردیف از کل
چو بر تخت بنشست و آن جای دید
بران سان بهشتی دلارای دید
سپهرا همه داد برگ ونوید
بیآراست پس چار پیل سپید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10163 : ردیف از کل
بدان نیز چندی ستایش گرفت
جهان آفرین را نیایش گرفت
یکی بر نهادند پیروزه تخت
درفش درفشان بسان درخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10164 : ردیف از کل
ازان پس بخوردن گرفتند کار
می و خوان و رامشگر و میگسار
سرش ماه زرّین وبومش بنفش
بزر بافته بر میان درفش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10165 : ردیف از کل
ببودند یک هفته با می به دست
گهی خرم و شاددل گاه مست
ابا تخت زرّین سه پیل دگر
بدیبا بیآراسته سر بسر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10166 : ردیف از کل
به هشتم ره آورد پیش آورید
همان هدیه شارستان چون سزید
صد اسپ گرانمایه با زین زر
بزرّ اندرون چند گونه گهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10167 : ردیف از کل
ز یاقوت و زگوهر شاهوار
ز دینار وز تاج گوهرنگار
سپاهی بدآن سان که گفتی سپهر
بیآراست روی زمینرا بمهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10168 : ردیف از کل
ز دیبا و اسپان به زین پلنگ
به زرین ستام و جناغ خدنگ
سیاوش چو بشنید که آمد سپاه
پذیره شدنرا بیآراست راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10169 : ردیف از کل
فرنگیس را افسر و گوشوار
همان یاره و طوق گوهرنگار
درفش سپهدار پیران بدید
خروشیدن پیل واسپان شنید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10170 : ردیف از کل
بداد و بیامد بسوی ختن
همی رای زد شاد با انجمن
بشد تیز وبگرفتش اندر کنار
بپرسیدش از شهر واز شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی