در حال بارگذاری ابیات…
***
10033 : ردیف از کل
ازان پس یکی کوه بینی بلند
که بالای او برتر از چون و چند
ببردش همه خواسته هرچه بود
که از بیش گرسیوز آورده بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10034 : ردیف از کل
مرین کوه را گنگ دژ در میان
بدان کت ز دانش نیاید زیان
چو در شهر سالار ترکان رسید
خروش آمد ودیدبانش بدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10035 : ردیف از کل
چو فرسنگ صد گرد بر گرد کوه
ز بالای او چشم گردد ستوه
پذیره شدش نامداری بزرگ
کجا نام او بود جنگی طورگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10036 : ردیف از کل
ز هر سو که پویی بدو راه نیست
همه گرد بر گرد او در یکیست
چو زنگه بیآمد بنزدیک شاه
سپهدار برخاست از پیشگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10037 : ردیف از کل
بدین کوه بینی دو فرسنگ تنگ
ازین روی و زان روی دیوار سنگ
گرفتش ببر ننگ وبنواختش
گرامی بر خویش بنشاختش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10038 : ردیف از کل
بدین چند فرسنگ اگر پنج مرد
بباشد به راه از پی کارکرد
چو بنشست با شاه ونامه بداد
سراسر سخنها برو کرد یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10039 : ردیف از کل
نیابد بریشان گذر صد هزار
زره دار و بر گستوان ور سوار
بپیچید از آن نامه افراسیاب
دلش گشت پر درد وسر پرشتاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10040 : ردیف از کل
چو زین بگذری شهر بینی فراخ
همه گلشن و باغ و ایوان و کاخ
بفرمود تا جایگه ساختند
ورا چون سزا بود بنواختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10041 : ردیف از کل
همه شهر گرمابه و رود و جوی
به هر برزنی آتش و رنگ و بوی
سپهدار خود را بخواندش چون دود
بیآمد بنزدش سپهدار زود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10042 : ردیف از کل
همه کوه نخچیر و آهو به دشت
چو این شهر بینی نشاید گذشت
چو پیران بیآمد تهی کرد جای
سخن راند با نامور کدخدای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10043 : ردیف از کل
تذروان و طاووس و کبک دری
بیابی چو از کوهها بگذری
زکاؤس واز خام گفتار او
زخوی بد ورای پیکار او
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10044 : ردیف از کل
نه گرماش گرم و نه سرماش سرد
همه جای شادی و آرام و خورد
همی گفت ورخساره کرده دژم
زکار سیاوخش دل پر زغم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10045 : ردیف از کل
نبینی بدان شهر بیمار کس
یکی بوستان بهشتست و بس
فرستادن زنگۀ شاوران
همه یاد کرد از کران تا کران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10046 : ردیف از کل
همه آبها روشن و خوشگوار
همیشه بر و بوم او چون بهار
بپرسید که اینرا چو درمان کنیم
وزین راه جستن چو پیمان کنیم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10047 : ردیف از کل
درازی و پهناش سی بار سی
بود گر بپیمایدش پارسی
بدو گفت پیران که ای شهریار
انوشه بزی تا بود روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10048 : ردیف از کل
یک و نیم فرسنگ بالای کوه
که از رفتنش مرد گردد ستوه
تو از ما بهر کار داناتری
بگنچ وبمردی تواناتری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10049 : ردیف از کل
وزان روی هامونی آید پدید
کزان خوبتر جایها کس ندید
گمان ودل ودانش ورای من
چنینست اندیشه آرای من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10050 : ردیف از کل
همه گلشن و باغ و ایوان بود
کش ایوانها سر به کیوان بود
که هرکس که بر نیکوئی در جهان
توانا بود آشکار ونهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10051 : ردیف از کل
بشد پور کاووس و آنجای دید
مر آن را ز ایران همی برگزید
ازین شاهزاده نگیرند باز
زگنج وزرنج آنگه آید فراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10052 : ردیف از کل
تن خویش را نامبردار کرد
فزونی یکی نیز دیوار کرد
من ایدون شنیدم که اندر جهان
کسی نیست مانند او از مهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10053 : ردیف از کل
ز سنگ و ز گچ بود و چندی رخام
وزان جوهری کش ندانیم نام
ببالا ودیدار وآهستگی
بفرهنگ ورای وبشایستگی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10054 : ردیف از کل
دو صد رش فزونست بالای اوی
همان سی و پنچ ست پهنای اوی
هنر با خرد نیز بیش از نژاد
زمادر چنو شاهزاده نزاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10055 : ردیف از کل
که آن را کسی تا نبیند به چشم
تو گویی ز گوینده گیرند خشم
بدین کنون از شنیدن بهست
گرانمابه وشاهزاده مهست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10056 : ردیف از کل
نیاید برو منجنیق و نه تیر
بباید ترا دیدن آن ناگزیر
وگر خود جزینش نبودی هنر
که از خون صد نامور با پدر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10057 : ردیف از کل
ز تیغش دو فرسنگ تا بوم خاک
همه گرد بر گرد خاکش مغاک
برآشفت وبگذاشت تخت وکلاه
همی از تو جوید بدین گونه راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10058 : ردیف از کل
نبیند ز بن دیده بر تیغ کوه
هم از بر شدن مرد گردد ستوه
بدین کشور اندر بود مهتری
که باشد خریدار کنداوری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10059 : ردیف از کل
بدان آفرین کان چنان آفرید
ابا آشکارا نهان آفرید
نه نیکو نماید زراه خرد
کزین کشور ای مهتر او بگذرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10060 : ردیف از کل
نبایست یار و نه آموزگار
برو بر همه کار دشوار خوار
ودیگر که کاؤس شد پیر سر
زتخت آمدش روزگار گذر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10061 : ردیف از کل
جز او را مخوان کردگار جهان
جز او را مدان آشکار و نهان
سیاوش جوانست وبا فرّهی
برو ماند آئین وتخت مهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10062 : ردیف از کل
به پیغمبرش بر کنیم آفرین
بیارانش بر هر یکی همچنین
ترا سرزنش باشد از مهتران
سر او همان باشد از تو گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10063 : ردیف از کل
مرا فر نیکی دهش یار بود
خردمندی و بخت بیدار بود
اگر شاه بیند زرای بلند
نویسد یکی نامۀ پندمند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10064 : ردیف از کل
برین سان یکی شارستان ساختند
سرش را به پروین پرداختند
چنان چون نوزاند فرزندرا
نوازد جوان خردمندرا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10065 : ردیف از کل
کنون اندرین هم به کار آوریم
بدو در فراوان نگار آوریم
یکی جای سازد بدین کشورش
بدارد سزاوار واندر خورش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10066 : ردیف از کل
چه بندی دل اندر سرای سپنج
چه یازی به رنج و چه نازی به گنج
زپرده دهد دختری را بدوی
بداردش با ناز وبا آبروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10067 : ردیف از کل
که از رنج دیگر کسی برخورد
جهانجوی دشمن چرا پرورد
مگر کو بماند بنزدیک شاه
کند کشور وبومش آرامگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10068 : ردیف از کل
چو خرم شود جای آراسته
پدید آید از هر سوی خواسته
وگر باز گردد بر شهریار
ترا برتری باشد از روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10069 : ردیف از کل
نباشد مرا بودن ایدر بسی
نشیند برین جای دیگر کسی
سپاسی بود نزد شاه زمین
بزرگان گیتی کنند آفرین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10070 : ردیف از کل
نه من شاد باشم نه فرزند من
نه پرمایه گردی ز پیوند من
برآساید از کین دو لشکر مگر
اگر آردش نزد ما دادگر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10071 : ردیف از کل
نباشد مرا زندگانی دراز
ز کاخ و ز ایوان شوم بی نیاز
زداد جهان آفرین این سزاست
که گردد زمانه بدین گونه راست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10072 : ردیف از کل
شود تخت من گاه افراسیاب
کند بی گنه مرگ بر من شتاب
چو سالار گفتار پیران شنید
چنان هم همه بودنیها بدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10073 : ردیف از کل
چنین است رای سپهر بلند
گهی شاد دارد گهی مستمند
پس اندیشه کرد اندر آن یکزمان
همی داشت بر نیک وبر بد گمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10074 : ردیف از کل
بدو گفت پیران کای سرفراز
مکن خیره اندیشه دل دراز
چنین داد پاسخ بپیران پیر
که هست این سخنها همه دلپذیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10075 : ردیف از کل
که افراسیاب از بلا پشت تست
به شاهی نگین اندر انگشت تست
زکار آزموده گزیده مهان
بمانند تو نیست اندر جهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10076 : ردیف از کل
مرا نیز تا جان بود در تنم
بکوشم که پیمان تو نشکنم
ولیکن شنیدم یکی داستان
که باشد بدآن رای همداستان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10077 : ردیف از کل
نمانم که بادی به تو بگذرد
وگر موی بر تو هوا بشمرد
که چون بچّۀ شیر بر پروری
چو دندان کند تیز کیفر بری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10078 : ردیف از کل
سیاوش بدو گفت کای نیکنام
نبینم جز از نیکنامیت کام
چو با زور وبا چنگ برخیزد او
بپرودگار اندر آویزد او
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10079 : ردیف از کل
تو پپمان چنین داری و رای راست
ولیکن فلک را جز اینست خواست
بدو گفت پیران که اندر خرد
یکی شاه کنداوران بنگرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10080 : ردیف از کل
همه راز من آشکارا به تست
که بیدار دل بادی و تندرست
کسی کز پدر کژّی وخوی بد
نگیرد ازو بد خوئی کی سزد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10081 : ردیف از کل
من آگاهی از فر یزدان دهم
هم از راز چرخ بلند آگهم
تو نبینی که کاؤس دیرینه گشت
چو دیراینه گشت هم بباید گذشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10082 : ردیف از کل
بگویم ترا بودنیها درست
ز ایوان و کاخ اندرآیم نخست
سیاوش بگیرد جهان فراخ
بسی گنج بی رنج وایوان وکاخ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی