در حال بارگذاری ابیات…
***
9196 : ردیف از کل
برآساید از ما زمانی جهان
نباید که مرگ آید از ناگهان
بخواهم من اورا وپیمان کنم
زبانرا بنزدت گروگان کنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9197 : ردیف از کل
دو بهر از جهان زیر پای منست
به ایران و توران سرای منست
که تا او بگردد ببالای من
نیآید بدیگر کسی رای من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9198 : ردیف از کل
نگه کن که چندین ز کندآوران
بیارند هر سال باژ گران
ودیگر که پرسیدی از چهر من
بیآموخت با جان تو مهر من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9199 : ردیف از کل
گر ایدونک باشید همداستان
به رستم فرستم یکی داستان
مرا آفریننده از فرّ خویش
چنین آفرید ای نگارین زبیش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9200 : ردیف از کل
در آشتی با سیاووش نیز
بجویم فرستم بی اندازه چیز
تو این راز مکشای وبا کس مگوی
مرا جز نهفتن سخن نیست روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9201 : ردیف از کل
سران یک به یک پاسخ آراستند
همی خوبی و راستی خواستند
سر بانوانی وهم مهتری
من ایدون گمان که تو مادری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9202 : ردیف از کل
که تو شهریاری و ما چون رهی
بران دل نهاده که فرمان دهی
چنین گفت وبرخاست از پیش اوی
پر از مهر جان بداندیش اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9203 : ردیف از کل
همه بازگشتند سر پر ز داد
نیامد کسی را غم و رنج یاد
چو کاؤس که در شبستان رسید
نگه کرد سودابه اورا بدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9204 : ردیف از کل
به گرسیوز آنگه چنین گفت شاه
که ببسیج کار و بیپمای راه
بر شاه شد زآن سخن مژده داد
زکار سیاوش بسی کرد یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9205 : ردیف از کل
به زودی بساز و سخن را مه ایست
ز لشگر گزین کن سواری دویست
که آمد نگه کرد ایوان همه
بتان سیه چشم کردم رمه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9206 : ردیف از کل
به نزد سیاووش برخواسته
ز هر چیز گنجی بیاراسته
چنان بود ایوان زبس خوبچهر
که گفتی همی بارد از ماه مهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9207 : ردیف از کل
از اسپان تازی به زرین ستام
ز شمشیر هندی به زرین نیام
جز از دختر من پسندش نبود
زخوبان کسی ارجمندش نبود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9208 : ردیف از کل
یکی تاج پرگوهر شاهوار
ز گستردنی صد شتروار بار
چنان شاد شد زآن سخن شهریار
که ماه آمدش گفتی اندر کنار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9209 : ردیف از کل
غلام و کنیزک به بر هم دویست
بگویش که با تو مرا جنگ نیست
در گنج بکشاد وچندی گهر
چه دیبای زربفت وزرّین کمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9210 : ردیف از کل
بپرسش فراوان و او را بگوی
که ما سوی ایران نکردیم روی
همان یار وهم تاج وانگشتری
همان تخت وهم طوق کنداوری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9211 : ردیف از کل
زمین تا لب رود جیحون مراست
به سغدیم و این پادشاهی جداست
زهر چیز گنجی بد آراسته
جهان بد سراسر پر از خواسته
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9212 : ردیف از کل
همانست کز تور و سلم دلیر
زبر شد جهان آن کجا بود زیر
بسودابه فرمود کین را بدار
زبهر سیاوش چو آید بکار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9213 : ردیف از کل
از ایرج که بر بیگنه کشته شد
ز مغز بزرگان خرد گشته شد
بدوده بگویش که این هست خرد
دو صد گنج چونین ببایدت برد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9214 : ردیف از کل
ز توران به ایران جدایی نبود
که باکین و جنگ آشنایی نبود
نه کرد سودابه خیره بماند
به اندیشه افسون فراوان بخواند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9215 : ردیف از کل
ز یزدان بران گونه دارم امید
که آید درود و خرام و نوید
که گر او نیآید بفرمان من
زوا دارم ار بگسلد جان من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9216 : ردیف از کل
برانگیخت از شهر ایران ترا
که بر مهر دید از دلیران ترا
بد ونیک چاره که اندر جهان
کنند آشکارا واندر نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9217 : ردیف از کل
به بخت تو آرام گیرد جهان
شود جنگ و ناخوبی اندر نهان
بسازم اگر سر بپیچد زمن
کنم زو فغان بر سر انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9218 : ردیف از کل
چو گرسیوز آید به نزدیک تو
به بار آید آن رای تاریک تو
نشست از بر تخت با گوشوار
بسر بر نهاد افسری زر نگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی