در حال بارگذاری ابیات…
***
9146 : ردیف از کل
بدو گفت گرسیوز این خواب شاه
نباشد جز از کامه نیک خواه
نشست از بر تخت سودابه شاد
زیاقوت وزر افسری بر نهاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9147 : ردیف از کل
همه کام دل باشد و تاج و تخت
نگون گشته بر بدسگال تو بخت
همه دخترانرا بر خویش خواند
بیآراست وبر تخت زرّین نشاند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9148 : ردیف از کل
گزارنده خواب باید کسی
که از دانش اندازه دارد بسی
بپیشش بتان نو آئین بپای
تو گفتی بهشتست نه کاخ سرای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9149 : ردیف از کل
بخوانیم بیدار دل موبدان
از اخترشناسان و از بخردان
چنین گفت با هیربد ماهروی
کز ایدر برو با سیاوش بگوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9150 : ردیف از کل
هر آنکس کزین دانش آگه بود
پراگنده گر بر در شه بود
که باید که رنجه کنی پای خویش
نمائی مرا سر وبالای خویش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9151 : ردیف از کل
شدند انجمن بر در شهریار
بدان تا چرا کردشان خواستار
بیآمد دمان هیربد نزد شاه
بدو داد پیغام آن نیکخواه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9152 : ردیف از کل
بخواند و سزاوار بنشاند پیش
سخن راند با هر یک از کم و بیش
چو بشنید پیغام خیره بماند
جهان آفرینرا فراوان بخواند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9153 : ردیف از کل
چنین گفت با نامور موبدان
که ای پاک دل نیک پی بخردان
بسی چاره بست ندید اندر آن
همی بود پیچان ولرزان برآن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9154 : ردیف از کل
گر این خواب و گفتار من در جهان
ز کس بشنوم آشکار و نهان
خرامان بیآمد سیاوش برش
بدید آن نشست وسر وافسرش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9155 : ردیف از کل
یکی را نمانم سر و تن به هم
اگر زین سخن بر لب آرند دم
فرود آمد از تخت وشد پیش اوی
بگوهر بیآراسته روی وموی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9156 : ردیف از کل
ببخشیدشان بیکران زر و سیم
بدان تا نباشد کسی زو ببیم
سیاوش بر تخت زرّین نشست
بپیشش بکش کرده سودابه دست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9157 : ردیف از کل
ازان پس بگفت آنچ در خواب دید
چو موبد ز شاه آن سخنها شنید
بتانرا بشاه نو آئین نمود
که بودند چو گوهر نابسود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9158 : ردیف از کل
بترسید و ز شاه زنهار خواست
که این خواب را کی توان گفت راست
بدو گفت بنگر برین تختگاه
پرستنده چندید بزرّین کلاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9159 : ردیف از کل
مگر شاه با بنده پیمان کند
زبان را به پاسخ گروگان کند
همه نارسیده بتان طراز
که بسرشت شان ایزد از شرم وناز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9160 : ردیف از کل
کزین در سخن هرچ داریم یاد
گشاییم بر شاه و یابیم داد
کسی کش خوش آید ازیشان بگوی
نگه کن بدیدار وبالای اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9161 : ردیف از کل
به زنهار دادن زبان داد شاه
کزان بد ازیشان نبیند گناه
سیاوش چو چشم اندکی برگماشت
ازیشان یکی چشم رو بر نداشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9162 : ردیف از کل
زبان آوری بود بسیار مغز
کجا برگشادی سخنهای نغز
همی این بدآن آن بدین گفت ماه
نیارد بدین شاه کردن نگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9163 : ردیف از کل
چنین گفت کز خواب شاه جهان
به بیدرای آمد سپاهی گران
برفتند هریک سوی تخت خویش
یکایک شمارنده بر بخت خویش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9164 : ردیف از کل
یکی شاهزاده به پیش اندرون
جهان دیده با وی بسی رهنمون
چو ایشان برفتند سودابه گفت
که چندین چه داری سخن در نهفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9165 : ردیف از کل
بران طالع او را گسی کرد شاه
که این بوم گردد بما بر تباه
نگوئی مرا تا مراد تو چیست
که بر چهر تو فرّ چهر پریست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9166 : ردیف از کل
اگر با سیاوش کند شاه جنگ
چو دیبه شود روی گیتی به رنگ
هرآنکس که از دور بیند ترا
شود بیهش وبرگزیند ترا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9167 : ردیف از کل
ز ترکان نماند کسی پارسا
غمی گردد از جنگ او پادشا
ازین خوبرویان بچشم خرد
نگه کن که با تو که اندر خورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9168 : ردیف از کل
وگر او شود کشته بر دست شاه
به توران نماند سر و تاج و گاه
سیاوش فرو ماند وپاسخ نداد
چنین آمدش بر دل پاک یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9169 : ردیف از کل
سراسر پر آشوب گردد زمین
ز بهر سیاوش بجنگ و به کین
که من بر تن خویش شیون کنم
اگر خیره از دشمنان زن کنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9170 : ردیف از کل
بدانگاه یاد آیدت راستی
که ویران شود کشور از کاستی
شنیدستم از نامور مهتران
همه داستانهای هاماوران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9171 : ردیف از کل
جهاندار گر مرغ گردد بپر
برین چرخ گردان نیابد گذر
که از پیش با شاه ایران چه کرد
زگردان ایران برآورد گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9172 : ردیف از کل
برین سان گذر کرد خواهد سپهر
گهی پر ز خشم و گهی پر ز مهر
پر از بند سودابه کو دخت اوست
نخواهد همی دوده را مغز وپوست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9173 : ردیف از کل
غمی شد چو بشنید افراسیاب
نکرد ایچ بر جنگ جستن شتاب
بپاسخ سیاوش چو نکشاد لب
پری چهره برداشت از رخ قصب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9174 : ردیف از کل
به گرسیوز آن رازها برگشاد
نهفته سخنها بسی کرد یاد
بدو گفت خورشید با ماه نو
گرایدونکه بینی توبرگاه نو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9175 : ردیف از کل
که گر من به جنگ سیاوش سپاه
نرانم نیاید کسی کینه خواه
نباشد شکفت ار شود ماه خوار
تو خورشید داری خود اندر کنار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9176 : ردیف از کل
نه او کشته آید به جنگ و نه من
برآساید از گفت و گوی انجمن
کسی کو چو من دید بر تخت عاج
زیاقوت وپیروزه بر سرش تاج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9177 : ردیف از کل
نه کاووس خواهد ز من نیز کین
نه آشوب گیرد سراسر زمین
نباشد شکفت از بمه ننگرد
کسیرا بخوبی بمن نشمرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9178 : ردیف از کل
بجای جهان جستن و کارزار
مبادم بجز آشتی هیچ کار
اگر با من اکنون تو پیمان کنی
نه پیچی واندیشه آسان کنی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9179 : ردیف از کل
فرستم به نزدیک او سیم و زر
همان تاج و تخت و فراوان گهر
یکی دختری نارسیده بجای
کنم چون پرستنده پشت بپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9180 : ردیف از کل
مگر کاین بلاها ز من بگذرد
که ترسم روانم فرو پژمرد
بسوگند پیمان اکنون یکی
زگفتار من سر نپیچ اندکی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9181 : ردیف از کل
چو چشم زمانه بدوزم به گنج
سزد گر سپهرم نخواهد به رنج
چو بیرون شود زین جهان شهریار
تو خواهی بدن زو مرا یادگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9182 : ردیف از کل
نخواهم زمانه جز آن کاو نوشت
چنان زیست باید که یزدان سرشت
نمانی که آید بما برگزند
بداری مرا هچو جان ارجمند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9183 : ردیف از کل
چو بگذشت نیمی ز گردان سپهر
درخشنده خورشید بنمود چهر
من اینک به پیش تو استاده ام
تن وجان روشن ترا داده ام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9184 : ردیف از کل
بزرگان بدرگاه شاه آمدند
پرستنده و با کلاه آمدند
زمین هرچه خواهی همی کام تو
برآید نه پیچم سر از دام تو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9185 : ردیف از کل
یکی انجمن ساخت با بخردان
هشیوار و کارآزموده ردان
رخش تنگ بگرفت ویک بوسه داد
بدو کش نبود آگه از ترس وداد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9186 : ردیف از کل
بدیشان چنین گفت کز روزگار
نبینم همی بهره جز کارزار
رخان سیاوش چو گل شد زشرم
بیآراست مژگان بخوناب گرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9187 : ردیف از کل
بسا نامداران که بر دست من
تبه شد به جنگ اندرین انجمن
چنین گفت با دل که از کار دیو
مرا دور داراد کیوان خدیو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9188 : ردیف از کل
بسی شارستان گشت بیمارستان
بسی بوستان نیز شد خارستان
نه من با پدر بیوفائی کنم
نه با اهرمن آشنائی کنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9189 : ردیف از کل
بسا باغ کان رزمگاه منست
به هر سو نشان سپاه منست
اگر سرد گویم بدین شوخ چشم
بجوید دلش گرم گردد زخشم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9190 : ردیف از کل
ز بیدادی شهریار جهان
همه نیکوی باشد اندر نهان
یکی جادوئی سازد اندر نهان
بدو بگرود شهریار جهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9191 : ردیف از کل
نزاید به هنگام در دشت گور
شود بچه باز را دیده کور
همان به که با او به آواز گرم
سخن گویمش اندکی چرب ونرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9192 : ردیف از کل
نپرد ز پستان نخچیر شیر
شود آب در چشمه خویش قیر
سیاوش از آنپس بسودابه گفت
که اندر جهان خود ترا نیست جفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9193 : ردیف از کل
شود در جهان چشمه آب خشک
نگیرد به نافه درون بوی مشک
نمانی بخوبی مگر ماهرا
نشائی تو کسرا بجز شاهرا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9194 : ردیف از کل
ز کژی گریزان شود راستی
پدید آید از هر سوی کاستی
کنون دخترت بس که باشد مرا
نباید جز او کس که باشد مرا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9195 : ردیف از کل
کنون دانش و داد یاد آوریم
بجای غم و رنج داد آوریم
برین باش وبا شاه ایران بگوی
نگه کن که پاسخ بیابی ازوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی