در حال بارگذاری ابیات…
***
17006 : ردیف از کل
نهاد از میان گوان پیش پای
ابر شاه کرد آفرین خدای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17007 : ردیف از کل
که جاوید بادی و پیروز و شاد
سرت سبز باد و دلت پر ز داد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17008 : ردیف از کل
گرفته بدست اندرون جام می
شب و روز بر یاد کاوس کی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17009 : ردیف از کل
که خرم بمینو بود جان تو
بگیتی پراگنده فرمان تو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17010 : ردیف از کل
من آیم بفرمان این کار پیش
ز بهر تو دارم تن و جان خویش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17011 : ردیف از کل
چو بیژن چنین گفت گیو از کران
نگه کرد و آن کارش آمد گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17012 : ردیف از کل
نخست آفرین کرد مر شاه را
ببیژن نمود آنگهی راه را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17013 : ردیف از کل
بفرزند گفت این جوانی چراست
بنیروی خویش این گمانی چراست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17014 : ردیف از کل
جوان گرچه دانا بود با گهر
ابی آزمایش نگیرد هنر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17015 : ردیف از کل
بد و نیک هر گونه باید کشید
ز هر تلخ و شوری بباید چشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17016 : ردیف از کل
براهی که هرگز نرفتی مپوی
بر شاه خیره مبر آبروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17017 : ردیف از کل
ز گفت پدر پس برآشفت سخت
جوان بود و هشیار و پیروز بخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17018 : ردیف از کل
چنین گفت کای شاه پیروزگر
تو بر من به سستی گمانی مبر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17019 : ردیف از کل
تو این گفته ها از من اندر پذیر
جوانم ولیکن باندیشه پیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17020 : ردیف از کل
منم بیژن گیو لشکرشکن
سر خوک را بگسلانم ز تن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17021 : ردیف از کل
چو بیژن چنین گفت شد شاه شاد
برو آفرین کرد و فرمانش داد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17022 : ردیف از کل
بدو گفت خسرو که ای پر هنر
همیشه بپیش بدیها سپر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17023 : ردیف از کل
کسی را کجا چون تو کهتر بود
ز دشمن بترسید سبکسر بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17024 : ردیف از کل
بگرگین میلاد گفت آنگهی
که بیژن بتوران نداند رهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17025 : ردیف از کل
تو با او برو تا سر آب بند
همیش راهبر باش و هم یار مند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17026 : ردیف از کل
از آنجا بسیچید بیژن براه
کمر بست و بنهاد بر سر کلاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17027 : ردیف از کل
بیاورد گرگین میلاد را
همآواز ره را و فریاد را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17028 : ردیف از کل
برفت از در شاه با یوز و باز
بنخچیر کردن براه دراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17029 : ردیف از کل
همی رفت چون پیل کفک افگنان
سر گور و آهو ز تن برکنان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17030 : ردیف از کل
ز چنگال یوزان همه دشت غرم
دریده بر و دل پر از داغ و گرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17031 : ردیف از کل
همه گردن گور زخم کمند
چه بیژن چه طهمورث دیوبند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17032 : ردیف از کل
تذروان بچنگال باز اندرون
چکان از هوا بر سمن برگ خون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17033 : ردیف از کل
بدین سان همی راه بگذاشتند
همه دشت را باغ پنداشتند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17034 : ردیف از کل
چو بیژن به بیشه برافگند چشم
بجوشید خونش بتن بر ز خشم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17035 : ردیف از کل
گرازان گرازان نه آگاه ازین
که بیژن نهادست بر بور زین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17036 : ردیف از کل
بگرگین میلاد گفت اندرآی
وگرنه ز یکسو بپرداز جای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17037 : ردیف از کل
برو تا بنزدیک آن آبگیر
چو من با گراز اندر آیم بتیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17038 : ردیف از کل
بدانگه که از بیشه خیزد خروش
تو بردار گرز و بجای آر هوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17039 : ردیف از کل
ببیژن چنین گفت گرگین گو
که پیمان نه این بود با شاه نو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17040 : ردیف از کل
تو برداشتی گوهر و سیم و زر
تو بستی مرین رزمگه را کمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17041 : ردیف از کل
چو بیژن شنید این سخن خیره شد
همه چشمش از روی او تیره شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17042 : ردیف از کل
ببیشه درآمد بکردار شیر
کمان را بزه کرد مرد دلیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17043 : ردیف از کل
چو ابر بهاران بغرید سخت
فرو ریخت پیکان چو برگ درخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17044 : ردیف از کل
برفت از پس خوک چون پیل مست
یکی خنجر آب داده بدست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17045 : ردیف از کل
همه جنگ را پیش او تاختند
زمین را بدندان برانداختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17046 : ردیف از کل
ز دندان همی آتش افروختند
تو گفتی که گیتی همی سوختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17047 : ردیف از کل
گرازی بیامد چو آهرمنا
زره را بدرید بر بیژنا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17048 : ردیف از کل
چو سوهان پولاد بر سنگ سخت
همی سود دندان او بر درخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17049 : ردیف از کل
برانگیختند آتش کارزار
برآمد یکی دود زان مرغزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17050 : ردیف از کل
بزد خنجری بر میان بیژنش
بدو نیمه شد پیل پیکر تنش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17051 : ردیف از کل
چو روبه شدند آن ددان دلیر
تن از تیغ پر خون دل از جنگ سیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17052 : ردیف از کل
سرانشان بخنجر ببرید پست
بفتراک شبرنگ سرکش ببست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17053 : ردیف از کل
که دندانها نزد شاه آورد
تن بی سرانشان براه آورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17054 : ردیف از کل
بگردان ایران نماید هنر
ز پیلان جنگی جدا کرده سر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
17055 : ردیف از کل
بگردون برافگند هر یک چو کوه
بشد گاومیش از کشیدن ستوه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی