در حال بارگذاری بندها…
***
29089 : ردیف از کل
چو آگاه شد شاه کابلستان
ازان نامداران زابلستان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29090 : ردیف از کل
سپاه پراگنده را گرد کرد
زمین آهنین شد هوا لاژورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29091 : ردیف از کل
پذیره فرامرز شد با سپاه
بشد روشنایی ز خورشید و ماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29092 : ردیف از کل
سپه را چو روی اندر آمد به روی
جهان شد پرآواز پرخاشجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29093 : ردیف از کل
ز انبوه پیلان و گرد سپاه
به بیشه درون شیر گم گرد راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29094 : ردیف از کل
برآمد یکی باد و گردی کبود
زمین ز آسمان هیچ پیدا نبود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29095 : ردیف از کل
بیامد فرامرز پیش سپاه
دو دیده نبرداشت از روی شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29096 : ردیف از کل
چو برخاست آواز کوس از دو روی
بی آرام شد مردم جنگجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29097 : ردیف از کل
فرامرز با خوارمایه سپاه
بزد خویشتن را بر آن قلبگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29098 : ردیف از کل
ز گرد سواران هوا تار شد
سپهدار کابل گرفتار شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29099 : ردیف از کل
پراگنده شد آن سپاه بزرگ
دلیران زابل به کردار گرگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29100 : ردیف از کل
ز هر سو بریشان کمین ساختند
پس لشکراندر همی تاختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29101 : ردیف از کل
بکشتند چندان ز گردان هند
هم از بر منش نامداران سند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29102 : ردیف از کل
که گل شد همی خاک آوردگاه
پراگنده شد هند و سندی سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29103 : ردیف از کل
دل از مرز وز خانه برداشتند
زن و کودک خرد بگذاشتند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29104 : ردیف از کل
تن مهتر کابلی پر ز خون
فگنده به صندوق پیل اندرون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29105 : ردیف از کل
بیاورد لشکر به نخچیرگاه
به جایی کجا کنده بودند چاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29106 : ردیف از کل
همی برد بدخواه را بسته دست
ز خویشان او نیز چل بت پرست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29107 : ردیف از کل
ز پشت سپهبد زهی برکشید
چنان کاستخوان و پی آمد پدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29108 : ردیف از کل
ز چاه اندر آویختنش سرنگون
تنش پر ز خاک و دهن پر ز خون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29109 : ردیف از کل
چهل خویش او را بر آتش نهاد
ازان جایگه رفت سوی شغاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29110 : ردیف از کل
به کردار کوه آتشی برفروخت
شغاد و چنار و زمین را بسوخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29111 : ردیف از کل
چو لشکر سوی زابلستان کشید
همه خاک را سوی دستان کشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29112 : ردیف از کل
چو روز جفاپیشه کوتاه کرد
به کابل یکی مهتری شاه کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29113 : ردیف از کل
ازان دودمان کس به کابل نماند
که منشور تیغ ورا برنخواند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29114 : ردیف از کل
ز کابل بیامد پر از داغ و دود
شده روز روشن بروبر کبود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29115 : ردیف از کل
خروشان همه زابلستان و بست
یکی را نبد جامه بر تن درست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29116 : ردیف از کل
به پیش فرامرز باز آمدند
دریده بر و با گداز آمدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29117 : ردیف از کل
به یک سال در سیستان سوک بود
همه جامه هاشان سیاه و کبود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29118 : ردیف از کل
چنین گفت رودابه روزی به زال
که از زاغ و سوک تهمتن بنال
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29119 : ردیف از کل
همانا که تا هست گیتی فروز
ازین تیره تر کس ندیدست روز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29120 : ردیف از کل
بدو گفت زال ای زن کم خرد
غم ناچریدن بدین بگذرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29121 : ردیف از کل
برآشفت رودابه سوگند خورد
که هرگز نیابد تنم خواب و خورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29122 : ردیف از کل
روانم روان گو پیلتن
مگر باز بیند بران انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29123 : ردیف از کل
ز خوردن یکی هفته تن باز داشت
که با جان رستم به دل راز داشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29124 : ردیف از کل
ز ناخوردنش چشم تاریک شد
تن نازکش نیز باریک شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29125 : ردیف از کل
ز هر سو که رفتی پرستنده چند
همی رفت با او ز بیم گزند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29126 : ردیف از کل
سر هفته را زو خرد دور شد
ز بیچارگی ماتمش سور شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29127 : ردیف از کل
بیامد به بستان به هنگام خواب
یکی مرده ماری بدید اندر آب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29128 : ردیف از کل
بزد دست و بگرفت پیچان سرش
همی خواست کز مار سازد خورش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29129 : ردیف از کل
پرستنده از دست رودابه مار
ربود و گرفتندش اندر کنار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29130 : ردیف از کل
کشیدند از جای ناپاک دست
به ایوانش بردند و جای نشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29131 : ردیف از کل
به جایی که بودیش بشناختند
ببردند خوان و خورش ساختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29132 : ردیف از کل
همی خورد هرچیز تا گشت سیر
فگندند پس جامه نرم زیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29133 : ردیف از کل
چو باز آمدش هوش با زال گفت
که گفتار تو با خرد بود جفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29134 : ردیف از کل
هرانکس که او را خور و خواب نیست
غم مرگ با جشن و سورش یکیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29135 : ردیف از کل
برفت او و ما از پس او رویم
به داد جهان آفرین بگرویم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29136 : ردیف از کل
به درویش داد آنچ بودش نهان
همی گفت با کردگار جهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29137 : ردیف از کل
که ای برتر از نام وز جایگاه
روان تهمتن بشوی از گناه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
29138 : ردیف از کل
بدان گیتیش جای ده در بهشت
برش ده ز تخمی که ایدر بکشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی