***
20536 : ردیف از کل
چنینست کردار گردان سپهر
ببرد ز پرورده خویش مهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20537 : ردیف از کل
چو سر جوییش پای یابی نخست
وگر پای جویی سرش پیش تست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20538 : ردیف از کل
بزین بر چنان خسته بد گستهم
که بگسست خواهد تو گفتی ز هم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20539 : ردیف از کل
بیامد خمیده بزین اندرون
همی راند اسب و همی ریخت خون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20540 : ردیف از کل
و زآنجا سوی چشمه ساری رسید
هم آب روان دید و هم سایه دید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20541 : ردیف از کل
فرود آمد و اسب را بر درخت
ببست و بآب اندر آمد ز بخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20542 : ردیف از کل
بخورد آب بسیار و کرد آفرین
ببستش تو گفتی سراسر زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20543 : ردیف از کل
بپیچید و غلتید بر تیره خاک
سراسر همه تن بشمشیر چاک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20544 : ردیف از کل
همی گفت کای روشن کردگار
پدید آر زان لشکر نامدار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20545 : ردیف از کل
بدلسوزگی بیژن گیو را
وگرنه دلاور یکی نیو را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20546 : ردیف از کل
که گر مرده گر زنده زین جایگاه
برد مر مرا سوی ایران سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20547 : ردیف از کل
سر نامداران توران سپاه
ببرد برد پیش بیدار شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20548 : ردیف از کل
بدان تا بداند که من جز بنام
نمردم بگیتی همینست کام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20549 : ردیف از کل
همه شب بنالید تا روز پاک
پر از درد چون مار پیچان بخاک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20550 : ردیف از کل
چو گیتی ز خورشید شد روشنا
بیامد بدانجایگه بیژنا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20551 : ردیف از کل
همی گشت بر گرد آن مرغزار
که یابد نشانی ز گم بوده یار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20552 : ردیف از کل
پدید آمد از دور اسب سمند
بدان مرغزار اندرون چون نوند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20553 : ردیف از کل
چمان و چران چون پلنگان بکام
نگون گشته زین و گسسته لگام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20554 : ردیف از کل
همه آلت زین برو بر نگون
رکیب و کمند و جنا پر ز خون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20555 : ردیف از کل
چو بیژن بدید آن ازو رفت هوش
برآورد چو شیر شرزه خروش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20556 : ردیف از کل
همی گفت که ای مهربان نیک یار
کجایی فگنده در این مرغزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20557 : ردیف از کل
که پشتم شکستی و خستی دلم
کنون جان شیرین ز تن بگسلم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20558 : ردیف از کل
بشد بر پی اسب بر چشمه سار
مر او را بدید اندران مزغزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20559 : ردیف از کل
همه جوشن ترگ پر خاک و خون
فتاده بدان خستگی سرنگون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20560 : ردیف از کل
فروجست بیژن ز شبرنگ زود
گرفتش بآغوش در تنگ زود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20561 : ردیف از کل
برون کرد رومی قبا از برش
برهنه شد از ترگ خسته سرش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20562 : ردیف از کل
ز بس خون دویدن تنش بود زرد
دلش پر ز تیمار و جان پر ز درد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20563 : ردیف از کل
بران خستگیهاش بنهاد روی
همی بود زاری کنان پیش اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20564 : ردیف از کل
همی گفت کای نیک دل یار من
تو رفتی و این بود پیکار من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20565 : ردیف از کل
شتابم کنون بیش بایست کرد
رسیدن بر تو بجای نبرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20566 : ردیف از کل
مگر بودمی گاه سختیت یار
چو با اهرمن ساختی کارزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20567 : ردیف از کل
کنون کام دشمن همه راست کرد
برآنرد سر هرچ می خواست کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20568 : ردیف از کل
بگفت این سخن بیژن و گستهم
بجنبید و برزد یکی تیز دم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20569 : ردیف از کل
ببیژن چنین گفت کای نیک خواه
مکن خویشتن پیش من در تباه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20570 : ردیف از کل
مرا درد تو بتر از مرگ خویش
بنه بر سر خسته بر ترگ خویش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20571 : ردیف از کل
یکی چاره کن تا ازین جایگاه
توانی رسانیدنم نزد شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20572 : ردیف از کل
مرا باد چندان همی روزگار
که بینم یکی چهره شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20573 : ردیف از کل
ازان پس چو مرگ آیدم باک نیست
مرا خود نهالی بجز خاک نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20574 : ردیف از کل
نمردست هرکس که با کام خویش
بمیرد بیابد سرانجام خویش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20575 : ردیف از کل
و دیگر دو بد خواه با ترس و باک
که بر دست من کرد یزدان هلاک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20576 : ردیف از کل
مگرشان بزین بر توانی کشید
وگرنه سرانشان ز تنها برید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20577 : ردیف از کل
سلیح و سر نامبردارشان
ببر تا بدانند پیکارشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20578 : ردیف از کل
کنی نزد شاه جهاندار یاد
که من سر بخیره ندادم بباد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20579 : ردیف از کل
بسودم بهر جای بابخت جنگ
گه نام جستن نمردم بننگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20580 : ردیف از کل
ببیژن نمود آنگهی هر دو تور
که بودند کشته فگنده بدور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20581 : ردیف از کل
بگفت این و سستی گرفتش روان
همی بود بیژن بسر بر نوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20582 : ردیف از کل
وز آن جایگه اسب او بیدرنگ
بیاورد و بگشاد از باره تنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20583 : ردیف از کل
نمد زین بزیر تن خفته مرد
بیفگند و نالید چندی بدرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20584 : ردیف از کل
همه دامن قرطه را کرد چاک
ابر خستگیهاش بر بست پاک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
20585 : ردیف از کل
وز آن جایگه سوی بالا دوان
بیامد ز غم تیره کرده روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
