در حال بارگذاری ابیات…
***
317 : ردیف از کل
بیایش بجای پسر داشتی
جز او بر کسی چشم نگماشتی
نیایش به جای پدر داشتی
جز او بر کسی چشم نگماشتی
نیایش بجای پدر داشتی
جز او بر کسی چشم نگماشتی
[نیایش بجای پسر داشتی
جز او بر کسی چشم نگماشتی]
نیایش بجای پسر داشتی
ز نزدیک خود دور نگذاشتی
نیایش بجای پسر داشتی
جز او بر کسی چشم نگماشتی
نیایش بجای پسر داشتی
جز او بر کسی چشم نگماشتی
نیایش بجای پسر داشتی
جز او بر کسی چشم نگماشتی
در حال بروزرسانی
***
318 : ردیف از کل
چو بنهاد دل کینه وجنگ را
بخواند آن گرانمایه هوشنگ را
چو بنهاد دل کینه و جنگ را
بخواند آن گرانمایه هوشنگ را
چو بنهاد دل کینه و جنگ را
بخواند آن گرانمایه هُوشنگ را
چو بنهاد دل کینه و جنگ را
بخواند آن گرانمایه هوشنگ را
چو بنهاد دل کینه و جنگ را
بخواند آن گرانمایه هوشنگ را
چو بنهاد دل کینه وجنگ را
بخواند آن گرانمایه هوشنگ را
چو بنهاد دل کینه وجنگ را
بخواند آن گرانمایه هوشنگ را
چو بنهاد دل کینه و جنگ را
بخواند آن گرانمایه هوشنگ را
در حال بروزرسانی
***
319 : ردیف از کل
همه گفتنیها بدو باز گفت
همه رازها بر گشاد از نهفت
همه گفتنی ها، بدو باز گفت
همه رازها، برگشاد از نهفت:
همه گفتنیها بدو باز گفت
همه رازها بر گشاد از نهفت
همه گفتنیها بدو باز گفت
همه رازها بر گشاد از نهفت
همه گفتنیها بدو باز گفت
همه رازها بر گشاد از نهفت
همه رفتنیها بدو باز گفت
همه رازها برگشاد از نهفت
همه گفتنیها بدو باز گفت
همه رازها برگشاد از نهفت
همه رفتنیها بدو باز گفت
همه رازها بر گشاد از نهفت
در حال بروزرسانی
***
320 : ردیف از کل
که من لشگری گرد خواهم همی
خروشی بر آورد خواهم همی
«گران لشکری کرد خواهم همی
خروشی برآورد خواهم همی
که من لشکری کرد خواهم همی
خرُوشی برآورد خواهم همی
که من لشکری کرد خواهم همی
خروشی برآورد خواهم همی
که من لشکری کرد خواهم همی
خروشی بر آورد خواهم همی
که من لشکری کرد خواهم همی
خروشی بر آورد خواهم همی
که من لشکری کرد خواهم همی
خروشی بر آورد خواهم همی
که من لشکری کرد خواهم همی
خروشی بر آورد خواهم همی
در حال بروزرسانی
***
321 : ردیف از کل
ترا بود باید همی پیشرو
که من رفتنیام تو سالار نو
ترا بود باید همی پیشرو
که من رفتنیام، تو، سالار نو»
ترا بود باید همی پیشرو
که من رفتنیام تو سالار نو
ترا بود باید همی پیشرو
که من رفتنی ام تو سالار نو
ترا بود باید همی پیش رو
که من رفتنیام تو سالار نو
ترا بود باید همی پیش رو
که من رفتنی ام تو سالار نو
ترا بود باید همی پیشرو
که من رفتنیام تو سالار نو
ترا بود باید همی پیشرو
که من رفتنیام تو سالار نو
در حال بروزرسانی
***
322 : ردیف از کل
پری و پلنگ انجمن کرد وشیر
ز درندگان گرگ وببر دلیر
پری و پلنگ انجمن کرد و شیر
ز درندگان گرگ و ببر دلیر
پری و پلنگ انجمن کرد و شیر
ز درّندگان گرگ و ببر دلیر
[پری و پلنگ انجمن کرد و شیر
ز درندگان گرگ و ببر دلیر]
پری و پلنگ انجمن کرده شیر
چو پیل وچو گرگ وچو ببر دلیر
پری وپلنگ انجمن کرد وشیر
زدرّندگان گرگ وببر دلیر
پری و پلنگ انجمن کرد و شیر
ز درّندگان گرگ و ببر دلیر
پریو پلنگ انجمن کرد و شیر
ز درندگان گرگ و ببر دلیر
در حال بروزرسانی
***
323 : ردیف از کل
بفرمان شاه جهان بد همه
سپاهی ووحشی و مرغ و رمه
این بیت را ندارد
بفرمان شاه جهان بُد همه
سپاهیّ ووحشیّ و مرغ و رمه
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
بفرمان شاه جهان بد همه
سپاهیّ ووحشیّ و مرغ و رمه
این بیت را ندارد
در حال بروزرسانی
***
324 : ردیف از کل
سپاهی دد و دام و مرغ وپری
سپهدار با کبر کند آوری
سپاهی دد و دام و مرغ و پری
سپهدار با كبر و گنداوری
سپاهی دد و دام و مرغ و پری
سپهدار با کبر کند آوری
سپاهی دد ودام و مرغ و پری
سپهدار پرکین و کندآوری
سپاهی دد و دام و مرغ و پری
سپهدار با کبر و کند آوری
سپاه دد و دام ومرغ وپری
سپهدار با کبر وکنداوری
سپاهی دد و دام و مرغ و پری
سپهدار با کبر کندآوری
سپاه دد و دام و مرغ و پری
سپهدار با کبر و کنداوری
در حال بروزرسانی
***
325 : ردیف از کل
پس پشت لشگر کیومرث شاه
نبیره به پیش اندرون با سپاه
پس پشت لشکر کیومرس شاه
نبیره به پیش اندرون با سپاه
پس پشت لشگر کیُومرث شاه
نبیره به پیش اندرُون با سپاه
[پس پشت لشکر کیومرث شاه
نبیره بپیش اندرون با سپاه]
پس پشت لشکر کیومرث شاه
نبیره بپیش اندرون با سپاه
پس پشت لشکر کیومرث شاه
نبیره به پیش اندرون با سپاه
پس پشت لشکر کیومرث شاه
نبیره به پیش اندرون با سپاه
پس پشت لشکر گیومرت شاه
نبیره بپیش اندرون با سپاه
در حال بروزرسانی
***
326 : ردیف از کل
بیامد سیه دیو با ترس و باک
همی باسمان بر پراکنده خاک
بیامد سیهدیو با ترس و باک
همی بآسمان بر، پراکند خاک
بیامد سیه دیو با ترس و باک
همی باسمان بر پراکند خاک
بیامد سیه دیو با ترس و باک
همی باسمان بر پراگند خاک
بیامد سیه دیو با ترس و باک
همی باسمان بر پراکند خاک
بیآمد سیه دیو با ترس و باک
همی بآسمان بر برآگند خاک
بیامد سیه دیو با ترس و باک
همی باسمان بر پراکند خاک
بیامد سیه دیو با ترس و باک
همی باسمان بر پراگند خاک
در حال بروزرسانی
***
327 : ردیف از کل
ز هر ای درندگان جنگ دیو
شده سست برچشم کیهان خدیو
ز هرّای درّندگان چنگ دیو
بشد سست، وز چنگِ گیهان خدیو
ز هرّای درّندگان جنگ دیو
شده سست بر چشم کیهان خدیو
[زهرای درندگان چنگ دیو
شده سست از خشم کیهان خدیو]
ز هرای درندگان چنگ دیو
شده سست بر خشم کیهان خدیو
زهرّای درّندگان چنگ دیو
شده سست بر چشم گیهان خدیو
زهرّای درّندگان جنگ دیو
شده سست بر چشم کیهان خدیو
ز هرای درندگان جنگ دیو
شده سست بر چشم گیهان خدیو
در حال بروزرسانی
***
328 : ردیف از کل
بهم در فتادند هر دو گروه
شدند از دد و دام دیوان ستوه
بهم برفتادند، هر دو گروه
شدند از ددودام، دیوان ستوه
بهم درفتادند هر دو گروه
شدند از دد و دام دیوان ستوه
بهم برشکستند هر دو گروه
شدند از دد ودام دیوان ستوه
بهم در فتادند هر دو گروه
شدند از دد و دام دیوان ستوه
بهم در فتادند هر دو گروه
شدند از دد ودام دیوان ستوه
بهم در فتادند هر دو گروه
شدند از دد و دام دیوان ستوه
بهم در فتادند هر دو گروه
شدند از دد و دام دیوان ستوه
در حال بروزرسانی
***
329 : ردیف از کل
بیازید هوشنگ چون شیر جنگ
جهان کرد بر دیو نستوه تنگ
بیازید هوشنگ چون شیر چنگ
جهان کرد بر دیوِ نستوه تنگ
بیازید هوشنگ چون شیر چنگ
جهان کرد بر دیو نستوه تنگ
بیازید هوشنگ چون شیر چنگ
جهان کرد بر دیو نستوه تنگ
بیازید چون شیر هوشنگ چنگ
جهان کرد بر دیو نستوه تنگ
بیازید هوشنگ چون شیر چنگ
جهان کرد بر دیو نستوه تنگ
بیازید هوشنگ چون شیر چنگ
جهان کرد بر دیو نستوه تنگ
بیازید هوشنگ چون شیر چنگ
جهان کرد بر دیو نستوه تنگ
در حال بروزرسانی
***
330 : ردیف از کل
کشیدش سر وپای یکسر دوال
سپهبد برید آن سر بی همال
کشیدش سر پای یکسر دوال
سپهبد برید آن سر بی همال
کشیدش سروپای یکسر دوال
سپهبد بُریدان سر بیهمال
[کشیدش سراپای یکسر دوال
سپهبد برید آن سر بیهمال]
کشیدش سراپای یکسر دوال
سپهبد برید آن سر بیهمال
کشیدش سرا پای یکسر دوال
سپهبد برید آن سر بی همال
کشیدش سرو پای یکسر دوال
سپهبد برید آن سر بیهمال
کشیدش سراپای یکسر دوال
سپهبد برید آن سر بی همال
در حال بروزرسانی
***
331 : ردیف از کل
بپای اندر افکند و بسپردخوار
دریده برو چرم و بر گشته کار
به پای اندر افکند بسپرد خوار
دریده بر و چرم و برگشته کار
بپای اندر افکند و بسپرد خوار
دریده برو چَرم و برگشته کار
بپای اندر افگند و بسپرد خوار
دریده برو چرم و برگشته کار
بپای اندر افکند و بسپرد خوار
دریده برو چرم و بر گشته کار
بپای اندر افگند و بسپرد خوار
دریده برو چرم وبرگشته کار
بپای اندر افکند و بسپرد خوار
دریده برو چرم و برگشته کار
بپای اندر افگندو بسپرد خوار
دریده برو چرم و برگشته کار
در حال بروزرسانی
***
332 : ردیف از کل
چو آمد مر آن کینه را خواستار
سرآمد کیومرث را روزگار
چو آمد، مرآن کینه را خواستار
سرآمد کیومرس را روزگار
چو آمد مران کینه را خواستار
سرآمد کیُومرث را رُوزگار
چو آمد مر آن کینه را خواستار
سرآمد کیومرث را روزگار
چو آید مران کینه را خواستار
سرامد کیومرث را روزگار
چوآمد مرآن کینه را خواستار
سرآمد کیومرث را روزگار
چو آمد مران کینه را خواستار
سرامد کیومرث را روزگار
چو آمد مرآن کینه را خواستار
سر آمد گیومرت را روزگار
در حال بروزرسانی
***
333 : ردیف از کل
برفت و جهان مر دری ماندازوی
نگر تا کرا نزد او آبروی
برفت و جهان مردری ماند ازو
نگر تاکه را نزد او آبرو
برفت و جهان دری ماند ازوی
نگر تا کرا نزد او آب رُوی
[برفت وجهان مر دری ماند ازوی
نگر تا کرا نزد او آبروی]
برفت و جهان باز پس ماند ازوی
نگر تا کرا نزد او آب روی
برفت وجهان مردری ماند ازوی
نگر تا کرا نزد او آبروی
برفت و جهان مردری ماند ازوی
نگر تا کرا نزداو آب روی
برفت و جهان مردری ماند ازوی
نگر تا کرا نزد او آبروی
در حال بروزرسانی
***
334 : ردیف از کل
جهانسر بسر چون فسانهاستو بس
نماند بد و نیک بر هیچکس
جهان سربهسر چون فسانهست و بس
نماند بد و نیک بر هیچکس
جهان سربسر چون فسانهاست و بس
نماند بد و نیک بر هیچکس
[جهان سربسر چو فسانست وبس
نماند بدو نیک بر هیچ کس]
جهان سربسر چون فسانه است وبس
نماند بد و نیک بر هیچ کس
جهان سربسر چون فسانستوبس
نماند بد ونیک بر هیچکس
جهان سربسر چون فسانه است وبس
نماند بد و نیک بر هیچکس
جهان سربسر چون فسانست وبس
نماند بدونیک بر هیچ کس
در حال بروزرسانی
***
335 : ردیف از کل
جهان فریبنده را گرد کرد
ره سود پیمود و مایه نخورد
جهان فریبندهٔ گِرد گَرد
ره سود بنمود و خود مایه خورد
جهان فریبنده را گرد کرد
ره سُود پیمود و مایه نخورد
[جهان فریبنده را گرد کرد
ره سود بنمود و خود مایه خورد]
جهان فریبنده را گرد کرد
ره سود بنمود و خود مایه خورد
جهان فریبنده را گرد کرد
ره سود بنمود ومایه نخورد
جهان فریبنده را گرد کرد
ره سود پیمود و مایه نخورد
جهان فریبنده را گرد کرد
ره سود پیمود و مایه نخورد
در حال بروزرسانی
***
336 : ردیف از کل
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
سرانجام چون باز باید سپرد
همه رنج ما باد باید شمرد
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
در حال بروزرسانی
***
337 : ردیف از کل
جهاندار هوشنگ با رای و داد
بجای نیا تاج بر سر نهاد
جهاندار هوشنگ با رای و داد
بجای نیا تاج بر سر نهاد
جهاندار هوشنگ با رای و داد
بجای نیا تاج بر سر نهاد
جهاندار هوشنگ با رای و داد
بجای نیا تاج بر سر نهاد
جهاندار هوشنگ با رای و داد
بجای نیا تاج بر سر نهاد
جهاندار هوشنگ با رای وداد
بجای نیا تاج بر سر نهاد
جهاندار هوشنگ با رای و داد
بجای نیا تاج بر سر نهاد
جهاندار هوشنگ با رای و داد
بجای نیا تاج بر سر نهاد
در حال بروزرسانی