در حال بارگذاری ابیات…
***
7345 : ردیف از کل
سیم را به درگاه شاه آمدند
به دیدار فرخ کلاه آمدند
بپرسید که الکوس جنگی کجاست
که چندان همی جنگ شیران بخواست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7346 : ردیف از کل
چنین است رسم سرای سپنج
یکی زو تن آسان و دیگر به رنج
بمستی همی گیورا خواستی
همه رزم با رستم آراستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7347 : ردیف از کل
برین و بران روز هم بگذرد
خردمند مردم چرا غم خورد
همیشه از ایران بدی یاد اوی
کجا شد کنون آتش وباد اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7348 : ردیف از کل
سخنهای این داستان شد به بن
ز سهراب و رستم سرایم سخن
به الکوس شد آگهی زین سخن
که سالار توران چه افگند بن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7349 : ردیف از کل
اگر تندبادی براید ز کنج
بخاک افگند نارسیده ترنج
برانگیخت الکوس شبرنگ را
بخون شسته بد بی گمان چنگرا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7350 : ردیف از کل
ستمکاره خوانیمش ار دادگر
هنرمند دانیمش ار بی هنر
بیآمد دمان تا بقلب سپاه
بر شاه توران بپیمود راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7351 : ردیف از کل
اگر مرگ دادست بیداد چیست
ز داد این همه بانگ و فریاد چیست
بآواز گفتا که جنگی منم
همان نرّه شیر ودرنگی منم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7352 : ردیف از کل
ازین راز جان تو آگاه نیست
بدین پرده اندر ترا راه نیست
چو فرمان دهد مر مرا شهریار
به تنها روم من بدین کارزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7353 : ردیف از کل
همه تا در آز رفته فراز
به کس بر نشد این در راز باز
چو بشنید سالار توران زمین
بگفتا زلشکر سران بر گزین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7354 : ردیف از کل
برفتن مگر بهتر آیدش جای
چو آرام یابد به دیگر سرای
برون رفت با او زلشکر سوار
زمردان جنگی فزون از هزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7355 : ردیف از کل
دم مرگ چون آتش هولناک
ندارد ز برنا و فرتوت باک
همه با سنان سرافشان بدند
چو ناهید وهرمزد درفشان بدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7356 : ردیف از کل
درین جای رفتن نه جای درنگ
بر اسپ فنا گر کشد مرگ تنگ
چو آمد بنزدیک ایران سپاه
بپوشیده از گرد خورشید وماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7357 : ردیف از کل
چنان دان که دادست و بیداد نیست
چو داد آمدش جای فریاد نیست
زواره پدیدار آمد بد جنگجوی
بدو نیز الکوس بنهاد روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7358 : ردیف از کل
جوانی و پیری به نزدیک مرگ
یکی دان چو اندر بدن نیست برگ
گمانش چنان بد که او رستمست
بدانست کز تخمۀ نیرمست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7359 : ردیف از کل
دل از نور ایمان گر آگنده ای
ترا خامشی به که تو بنده ای
زواره برآویخت با او بهم
بنیزه بکردار شیر دژم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7360 : ردیف از کل
برین کار یزدان ترا راز نیست
اگر جانت با دیو انباز نیست
سناندار نیزه بدو نیم گشت
زواره از الکوس پر بیم گشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7361 : ردیف از کل
به گیتی دران کوش چون بگذری
سرانجام نیکی بر خود بری
بزد دست وتیغ یلی بر کشید
زگرد سواران جهان ناپدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7362 : ردیف از کل
کنون رزم سهراب رانم نخست
ازان کین که او با پدر چون بجست
زکین اندرون تیغ بر هم شکست
سوی گرز بردند چو باد دست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7363 : ردیف از کل
ز گفتار دهقان یکی داستان
بپیوندم از گفته باستان
بینداخت الکوس گرز چو کوه
که از زخم او شد زواره ستوه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7364 : ردیف از کل
ز موبد برین گونه برداشت یاد
که رستم یکی روز از بامداد
بزین اندر از زخم بیهوش گشت
بخاک اندر افتاد وخاموش گشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7365 : ردیف از کل
غمی بد دلش ساز نخچیر کرد
کمر بست و ترکش پر از تیر کرد
فرود آمد الکوس تنگ از برش
همی خواست از تن بریدن سرش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7366 : ردیف از کل
سوی مرز توران چو بنهاد روی
جو شیر دژاگاه نخچیر جوی
چو رستم برادر بر آن گونه یافت
بکردار آتش سوی او شتافت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7367 : ردیف از کل
چو نزدیکی مرز توران رسید
بیابان سراسر پر از گور دید
بالکوس بر زد یکی بانگ تند
کجا دشت شد سست وشمشیر کند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7368 : ردیف از کل
برافروخت چون گل رخ تاج بخش
بخندید وز جای برکند رخش
چو الکوس آواز رستم شنید
دلش گفتی از پوست آمد پدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7369 : ردیف از کل
به تیر و کمان و به گرز و کمند
بیفگند بر دشت نخچیر چند
بزین اندر آمد بکردار باد
زمردی نیآمد بدل برش یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7370 : ردیف از کل
ز خاشاک وز خار و شاخ درخت
یکی آتشی برفروزید سخت
بدو گفت رستم که چنگال شیر
نپیمودۀ زآن شدستی دلیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7371 : ردیف از کل
چو آتش پراگنده شد پیلتن
درختی بجست از در بابزن
زواره بدرد از بر زین نشست
پر از خون دل آزرده از گرز پست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7372 : ردیف از کل
یکی نره گوری بزد بر درخت
که در چنگ او پر مرغی نسخت
برآویخت الکوس با پیلتن
بپوشیده بر زین توزی کفن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7373 : ردیف از کل
چو بریان شد از هم بکند و بخورد
ز مغز استخوانش برآورد گرد
یکی نیزه زد بر کمربند اوی
زجوشن نیآمد به پیوند اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7374 : ردیف از کل
بخفت و برآسود از روزگار
چمان و چران رخش در مرغزار
تهمتن یکی نیزه زد بر برش
بخون جگر غرقه شد مغفرش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7375 : ردیف از کل
سواران ترکان تنی هفت و هشت
بران دشت نخچیر گه برگذشت
به نیزه همیدون ززین بر گرفت
دو لشکر بدو ماند اندر شکفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7376 : ردیف از کل
یکی اسپ دیدند در مرغزار
بگشتند گرد لب جویبار
زدش بر زمین همچو یک لخت کوه
پر از بیم شد جان توران گروه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7377 : ردیف از کل
چو بر دشت مر رخش را یافتند
سوی بند کردنش بشتافتند
بزین هم نشان هفت گرد دلیر
گرفتند شمشیر برسان شیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7378 : ردیف از کل
گرفتند و بردند پویان به شهر
همی هر یک از رخش جستند بهر
پس پشت ایشان دلاور سران
نهادند بر کتف گرز گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7379 : ردیف از کل
چو بیدار شد رستم از خواب خوش
به کار امدش باره دستکش
چو افراسیاب آن شکفتی بدید
بسوی دلیران یکی بنگرید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7380 : ردیف از کل
بدان مرغزار اندرون بنگرید
ز هر سو همی بارگی را ندید
چنین گفت افراسیاب آن زمان
که بر جنگتان چیره شد بدگمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7381 : ردیف از کل
غمی گشت چون بارگی را نیافت
سراسیمه سوی سمنگان شتاف
بکوشید ورای پلنگ آورید
یکایک برین کین درنگ آورید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7382 : ردیف از کل
همی گفت کاکنون پیاده دوان
کجا پویم از ننگ تیره روان
چو لشکر شنیدند آواز اوی
برستم نهادند یکباره روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7383 : ردیف از کل
چه گویند گردان که اسپش که برد
تهمتن بدین سان بخفت و بمرد
چو آن دید رستم ابا هفت گرد
بتندی وتیزی یکی حمله کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7384 : ردیف از کل
کنون رفت باید به بیچارگی
سپردن به غم دل بیکبارگی
چنان برگرفتند لشکر زجای
که پیدا نیآمد همی سر زپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7385 : ردیف از کل
کنون بست باید سلیح و کمر
به جایی نشانش بیابم مگر
بکشتند چندان زجنگ آوران
که شد خاک لعل از کران تا کران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7386 : ردیف از کل
همی رفت زین سان پر اندوه و رنج
تن اندر عنا و دل اندر شکنج
فگندند پیلان بر آن جای بر
چه با سر چه از تن جدا کرده سر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7387 : ردیف از کل
چو نزدیک شهر سمنگان رسید
خبر زو بشاه و بزرگان رسید
برآوردگه جای رفتن نماند
سپه را ره برگذشتن نماند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7388 : ردیف از کل
که آمد پیاده گو تاج بخش
به نخچرگه زو رمیدست رخش
سپهدار توران چو زآن گونه دید
سبک سر از آن جنگ بیرون کشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی