در حال بارگذاری ابیات…
***
4871 : ردیف از کل
چو مهراب را پای بر جای دید
به سرش اندرون دانش و رای دید
چو مهراب را پای برجای دید
بسرش اندرون دانش ورای دید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4872 : ردیف از کل
به دل گفت کاکنون ز لشکر چه باک
چه پیشم خزروان چه یک مشت خاک
بدل گفت اکنون زلشکر چه باک
چه پیشم خزروان چه بکشمت خاک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4873 : ردیف از کل
پس آنگه سوی شهر بنهاد روی
چو آمد به شهر اندرون نامجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4874 : ردیف از کل
به مهراب گفت ای هشیوار مرد
پسندیده اندر همه کارکرد
بمهراب گفت ای هشیوار مرد
پسندیدۀ در همه کار کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4875 : ردیف از کل
کنون من شوم در شب تیره گون
یکی دست یازم بریشان به خون
کنون من شوم در شب تیره گون
یکی دست بازم بریشان بخون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4876 : ردیف از کل
شوند آگه از من که بازآمدم
دل آگنده و کینه ساز آمدم
شوند آگه از من که باز آمدم
دل آگنده وکینه ساز آمدم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4877 : ردیف از کل
کمانی به بازو در افگند سخت
یکی تیر برسان شاخ درخت
کمانی ببازو در افگند سخت
یکی تیر بر سان شاخ درخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4878 : ردیف از کل
نگه کرد تا جای گردان کجاست
خدنگی به چرخ اندرون راند راست
نگه کرد تا جای گردان کجاست
خدنگش بچوخ اندرون راند راست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4879 : ردیف از کل
بینداخت سه جای سه چوبه تیر
برآمد خروشیدن دار و گیر
بینداخت سه جای سه چوبه تیر
برآمد خروشیدن دار وگیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4880 : ردیف از کل
چو شب روز شد انجمن شد سپاه
بران تیر کردند هر کس نگاه
چو شب وروز گشت انجمن شد سپاه
بدآن تیر کدند هر کس نگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4881 : ردیف از کل
بگفتند کاین تیر زالست و بس
نراند چنین در کمان تیر کس
بگفتند کین تیر زالست وبس
نراند چنین در کمان هیچ کس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4882 : ردیف از کل
شماساس گفت ای خزروان شیر
نکردی چنین رزم را خیر خیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4883 : ردیف از کل
نه مهراب ماندی نه لشکر نه گنج
نه از زال بودی ونه از آهن است
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4884 : ردیف از کل
خزروان بدو گفت کین یک تنست
نه آهرمنست ونه از آهن است
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4885 : ردیف از کل
تو از جنگ او دل مدار ایچ تنگ
هم اکنون که آرم من اورا بجنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4886 : ردیف از کل
چو خورشید تابان ز بالا بگشت
خروش تبیره برآمد ز دشت
چو خورشید تابان زگنبد بگشت
خروشی تبیره برآمد زدشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4887 : ردیف از کل
به شهر اندرون کوس با کرنای
خروشیدن زنگ و هندی درای
بشهر اندرون کوس با کرّنای
خروشیدنی زنگ وهندی درای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4888 : ردیف از کل
دمان زال پوشید ساز نبرد
بر اسپ اندر آمد بکردار گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4889 : ردیف از کل
سپاهش نشستند بر پشت زین
سر پر زکین ابروان پر زچین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4890 : ردیف از کل
برآمد سپه را به هامون کشید
سراپرده و پیل بیرون کشید
بیآمد سپهرا بهامون کشید
سراپرده وپیل بیرون کشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4891 : ردیف از کل
سپاه اندرآورد پیش سپاه
چو هامون شد از گرد کوه سیاه
سپه اندر آمد بپیش سپاه
شد از گرد هامون چو کوه سیاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4892 : ردیف از کل
خزروان دمان با عمود و سپر
یکی تاختن کرد بر زال زر
خزروان دمان با عمود وسپر
یکی تاختن کرد بر زال زر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4893 : ردیف از کل
عمودی بزد بر بر روشنش
گسسته شد آن نامور جوشنش
عمودی بزد بر بر روشنش
شکسته شد آن نامور جوشنش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4894 : ردیف از کل
چو شد تافته شاه زابلستان
برفتند گردان کابلستان
چو شد تافته شاه زابلستان
برفتند گردان کابلستان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4895 : ردیف از کل
یکی درع پوشید زال دلیر
به جنگ اندر آمد به کردار شیر
یکی گبر پوشید زال دلیر
بجنگ اندر آمد بکردار شیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4896 : ردیف از کل
بدست اندرون داشت گرز پدر
سرش گشته پر خشم و پر خون جگر
بدست اندرون داشت گرز پدر
سرش گشته پر خشم وپر خون جگر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4897 : ردیف از کل
خزروان بیآمد چنان کینه خواه
که شیر خروشان به پیش سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4898 : ردیف از کل
چو دستان برانگیخت گرد نبرد
همانگه خزروان برآمد چو گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4899 : ردیف از کل
دمنده چنان بر خزروان رسید
برافروخت آن گرز را چون سزید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4900 : ردیف از کل
بزد بر سرش گرزه گاورنگ
زمین شد ز خونش چو پشت پلنگ
بزد بر سرش گرزة گاورنگ
زمین شد زخون همچو پشت پلنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4901 : ردیف از کل
بیفگند و بسپرد و زو درگذشت
ز پیش سپاه اندر آمد به دشت
بیفگند وبسپرد وزو برگذشت
زپیش سپاه اندر آمد بدشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4902 : ردیف از کل
شماساس را خواست کاید برون
نیامد برون کش بخوشید خون
شماساس همیخواست که آید برون
نیآمد برون کش بجوشید خون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4903 : ردیف از کل
به گرد اندرون یافت کلباد را
به گردن برآورد پولاد را
بگرد اندرون یافت کلباد را
بگردن برآورد پولاد را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4904 : ردیف از کل
چو شمشیرزن گرز دستان بدید
همی کرد ازو خویشتن ناپدید
چو آن گرز وشمشیر دستان بدید
همی کرد ازو خویشتن ناپدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4905 : ردیف از کل
کمان را به زه کرد زال سوار
خدنگی بدو اندرون راند خوار
کمانرا بزه کرد زال سوار
خدنگی بدو اندرون راند خوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4906 : ردیف از کل
بزد بر کمربند کلباد بر
بران بند زنجیر پولاد بر
بزد بر کمربند کلباد بسر
بر آن بند زنجیر پولاد بر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4907 : ردیف از کل
میانش ابا کوهه زین بدوخت
سپه را به کلباد بر دل بسوخت
میانش ابا کوهة زین بدوخت
سپهرا بکلباد بر دل بسوخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4908 : ردیف از کل
چو این دو سرافگنده شد در نبرد
شماساس شد بی دل و روی زرد
چو این دو سر افگنده شد در نبرد
شماساس شد بیدل وروی زرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4909 : ردیف از کل
گریزان شماساس وگردان همه
پراگنده چون روز باران رمه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4910 : ردیف از کل
پس اندر دلیران زاولستان
برفتند با شاه کابلستان
پس اندر دلیران زابلستان
برفتند با شاه کابلستان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4911 : ردیف از کل
چنان شد ز بس کشته در رزمگاه
که گفتی جهان تنگ شد بر سپاه
چنان شد زبس کشته آوردگاه
که گفتی جهن تنگ شد بر سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4912 : ردیف از کل
سوی شاه ترکان نهادند سر
گشاده سلیح و گسسته کمر
سوی شاه ترکان نهادند سر
کشاده سلاح وگسسته کمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4913 : ردیف از کل
شماساس و آن لشکر رزم ساز
پراگنده از رزم گشتند باز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4914 : ردیف از کل
شماساس چون در بیابان رسید
ز ره قارن کاوه آمد پدید
شماساس چون در بیابان رسید
زره قارن کاوه آمد پدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4915 : ردیف از کل
که از لشکر ویسه برگشته بود
به خواری گرامیش را کشته بود
که از لشکر ویسه برگشته بود
بخواری گرامیش را کشته بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4916 : ردیف از کل
به هم بازخوردند هر دو سپاه
شماساس با قارن کینه خواه
بهم باز خوردند هر دو سپاه
شماساس با قارن کینه خواه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4917 : ردیف از کل
بدانست قارن که ایشان کیند
ز زاولستان ساخته بر چیند
بدانست قارن که ایشان که اند
ززابلستان تاخته بر چه اند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4918 : ردیف از کل
بزد نای رویین و بگرفت راه
به پیش سپاه اندر آمد سپاه
بزد نای روئین وبگرفت راه
به پیش سپاه اندر آمد سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4919 : ردیف از کل
بگردان چنین گفت پس پهلوان
که ای نامداران روشن روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4920 : ردیف از کل
به نیزه در آئید در کارزار
مگر کاندر آرید زیشان دمار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی