در حال بارگذاری ابیات…
***
1609 : ردیف از کل
گزیدند پس موبدی تیز بین
سخن گوی و بینا دل و بافرین
گزیدند پس موبدی تیزویر
سخنگوی و بینادل و یادگیر
گزیدند پس مُوبدی تیزبین
سخنگوُی و بینا دل و بافرین
گزیدند پس موبدی تیزویر
سخن گوی و بینادل و یادگیر
گزیدند پس موبدی تیز ویر
سخن گوی و بینا د لو یاد گیر
گزیدند پس موبدی تیزویر
سخن گوی وبینا دل ویادگیر
گزیدند پس مُوبدیتیزبین
سخنگوی و بینا دل و بافرین
گزیدند پس موبدی تیزویر
سخن گویو بینا دلو یادگیر
در حال بروزرسانی
***
1610 : ردیف از کل
زبیگانه پردخته کردند جای
سگالش گرفتند هر گونه رای
ز بیگانه پردخته کردند جای
سگالش گرفتند هر گونه رای
ز بیگانه پردخت کردند جای
سگالش گرفتند هر گونه رای
ز بیگانه پردخته کردند جای
سگالش گرفتند هر گونه رای
زبیگانه پردخت کردند جای
سگالش گرفتند هر گونه رای
زبیگانه پردخته کردند جای
سگالش گرفتند هر گونه رای
ز بیگانه پردخته کردند جای
سگالشگرفتند هر گونه رای
زبیگانه پردخته کردند جای
سگالش گرفتند هر گونه رای
در حال بروزرسانی
***
1611 : ردیف از کل
سخن سلم پیوند کرد از نخست
ز شرم پدر دیدگان را بشست
سخن سلم پیوند کرد از نخست
ز شرم پدر دیدگان را بشست
سخن سلم پیوند کرد از نخست
ز شرم پدر دیدگانرا بشست
سخن سلم پیوند کرد از نخست
ز شرم پدر دیدگانرا بشست
سخن سلم پیوند کرد از نخست
ز شرم پدر دید گانر ا بشست
سخن سلم پیوند کرد از نخست
زشرم پدر دیدگانرا بشست
سخن سلم پیوند کرد از نخست
ز شرم پدر دیدگانرا بشست
سخن سلم پیوند کرد از نخست
ز شرم پدر دیدگان را بشست
در حال بروزرسانی
***
1612 : ردیف از کل
فرستاده را گفت ره در نورد
نباید که یابد ترا باد و گرد
فرستاده را گفت: «ره برنورد!
نباید که یابد ترا باد و گرد!
فرستاده را گفت ره در نورد
نباید که یابد ترا باد و گرد
فرستاده را گفت ره بر نورد
نباید که یابد ترا باد و گرد
فرستاده را گفت ره در نورد
نباید که در یابد ت باد و گرد
فرستادهرا گفت ره بر نورد
نباید که یابد ترا باد وگرد
فرستادهرا گفت ره در نورد
نباید که یابد ترا باد و گرد
فرستاده را گفت ره در نورد
نباید که یابد ترا بادو گرد
در حال بروزرسانی
***
1613 : ردیف از کل
برو زود نزد فریدون چو باد
بجز راه رفتنت کاری مباد
این بیت را ندارد
برو زود نزد فریدون چو باد
بجز راه رفتنت کاری مباد
این بیت را ندارد
برو زود نزد فریدون چو باد
بجز راه رفتنت کاری مباد
برو زود نزد فریدون چو باد
بجز راه رفتنت کاری مباد
برو زود نزد فریدونچو باد
بجز راه رفتنت کاری مباد
برو زود نزد فریدون چو باد
بجز راه رفتنت کاری مباد
در حال بروزرسانی
***
1614 : ردیف از کل
چو آئی بکاخ فریدون فرود
نخستین ز هر دو پسر ده درود
چو آیی بکاخ فریدون فرود
نخستین، ز هر دو پسر دهِ؛ درود
چو آئی به کاخ فریدون فرُود
نخستین ز هر دو پسر ده درود
چو آیی بکاخ فریدون فرود
نخستین ز هر دو پسر ده درود
چو آئی بکاخ فریدون فرود
نخستین ز هر دو پسر ده درود
چو آئی بکاخ فریدون فرود
نخستین زهر دو پسر ده درود
چوآئی بکاخ فریدون فرود
نخستین ز هر دو پسر ده درود
چو آیی بکاخ فریدون فرود
نخستین ز هر دو پسر ده درود
در حال بروزرسانی
***
1615 : ردیف از کل
و دیگر بگویش که ترس خدای
بباید که باشد بهر دوسرای
پسانگه بگویش که: ترس خدای
بباید که باشد، بهر دو سرای!
و دیگر بگویش که ترس خدای
بباید که باشد بهر دو سرای
پس آنگه بگویش که ترس خدای
بباید که باشد بهر دو سرای
و دیگر بگویش که ترس خدای
بدل داشت باید بهر دو سرای
و دیگر بگویش که ترس خدای
بباید که باشد بهر دو سرای
و دیگر بگویش که ترس خدای
بباید که باشد بهر دو سرای
و دیگر بگویش که ترس خدای
بباید که باشد بهر دو سرای
در حال بروزرسانی
***
1616 : ردیف از کل
چو آن را بود روز پیری امید
نگردد سیه موی گشته سپید
جوان را بُود روز پیری امید
نگردد سیه، مویِ گشته سپید
جوانرا بود رُوز پیری امید
نگردد سیه موُی گشته سپید
جوانرا بود روز پیری امید
نگردد سیه موی گشته سپید
جوانرا بود روز پیری امید
نگردد سیه موی گشته سفید
جوانرا بود روز پیری امید
نگردد سیه موی گشته سفید
جوانرا بود روز پیری امید
نگردد سیه مویگشته سپید
جوانرا بود روز پیری امید
نگردد سیه موی گشته سپید
در حال بروزرسانی
***
1617 : ردیف از کل
چوسازیدرنگاندرینجایتنگ
شود تنگ بر تو سرای درنگ
چه سازی درنگ؟ اندرین جای تنگ
که شد تنگ بر تو، سرای دو درنگ!
چو سازی درنگ اندرین جای تنگ
شود تنگ بر تو سرای درنگ
چه سازی درنگ اندرین جای تنگ
که شد تنگ بر تو سرای درنگ
چوسازیدرنگاندرینجایتنگ
شود تنگبر تو سرای درنگ
چو سازی درنگ اندر این جای تنگ
شود تنگ بر تو سرای درنگ
چه سازی درنگاندرینجایتنگ
شود تنگ بر تو سرای درنگ
چو سازی درنگ اندرینجای تنگ
شود تنگ بر تو سرای درنگ
در حال بروزرسانی
***
1618 : ردیف از کل
جهان مر ترا داد یزدان پاک
ز تابنده خورشید تا تیرهخاک
جهان مر ترا داد یزدان پاک
ز تابنده خورشید تا تیره خاک
جهان مر تو را داد یزدان پاک
ز تابنده خورشید تا تیره خاک
جهان مر ترا داد یزدان پاک
ز تابنده خورشید تا تیره خاک
جهان چون ترا داد یزدان پاک
ز تابنده خورشید تا تیره خاک
جهان مر ترا داد یزدان پاک
زتابنده خورشید تا تیره خاک
جهان مر تورا داد یزدان پاک
ز تابنده خورشید تا تیره خاک
جهان مر ترا داد یزدان پاک
ز تابنده خورشید تا تیره خاک
در حال بروزرسانی
***
1619 : ردیف از کل
همه بارزو خواستی رسم و راه
نکردی بفرمان یزدان نگاه
همه بآ رزو ساختی رسم و راه
نکردی بفرمان یزدان نگاه
همه بآرزو خواستی رسم و راه
نکردی بفرمان یزدان نگاه
همه بارزو ساختی رسم و راه
نکردی بفرمان یزدان نگاه
همه بار ز و خواستی رسم و راه
نکردی بفرمان یزداننگاه
همه بآرزو خواستی رسم وراه
نکردی بفرمان یزدان نگاه
همه بارزو خواستی رسم وراه
نکردی بفرمان یزدان نگاه
همه بارزو خواستی رسمو راه
نکردی بفرمان یزدان نگاه
در حال بروزرسانی
***
1620 : ردیف از کل
نجستی جز از کژی و کاستی
نکردی ببخش اندرون راستی
نکردی به بخش اندرون، راستی!
نجستی بجز کژّی و کاستی
نه جستی جز از کژی و کاستی
نکردی ببخش اندرون راستی
نجستی بجز کژی و کاستی
نکردی ببخشش درون راستی
نجستی بجز کژی و کاستی
نکردی ببخش اندرون راستی
نکردی جز از کژّی و کاستی
نجستی ببخش اندرون راستی
نه جستی جز از کژی و کاستی
نکردی ببخش اندرون راستی
نکردی جز از کژّیو کاستی
نجستی ببخش اندرون راستی
در حال بروزرسانی
***
1621 : ردیف از کل
سه فرزند بودت خردمند و گرد
بزرگ آمدت نیز پیدا ز خرد
سه فرزند بودت خردمند و گرد
بزرگ، آمدت نیز پیدا، ز خرد
سه فرزند بودت خردمند و گرد
بزرگ آمدت نیز پیدا ز خرد
سه فرزند بودت خردمند و گرد
بزرگ آمدت تیره بیدار خرد
سه فرزند بودت خردمند و گرد
بزرگ آمده نیز پیدا ز خرد
سه فرزند بودت خردمند وگرد
بزرگ آمده نیز پیدا زخرد
سه فرزند بودت خردمند و گرد
بزرگ آمدت نیز پیدا ز خورد
سه فرزند بودت خردمندو گرد
بزرگ آمده نیز پیدا ز خرد
در حال بروزرسانی
***
1622 : ردیف از کل
ندیدی هنر با یکی بیشتر
کجا دیگری زو فرو برده سر
ندیدی هنر با یکی بیشتر
کجا، دیگری زو فرو برد سر
ندیدی هنر با یکی بیشتر
کجا دیگری زو فرو برد سر
ندیدی هنر با یکی بیشتر
کجا دیگری زو فرو برد سر
ندیدی هنر با یکی بیشتر
کجا دیگری رو فرو برد سر
ندیدی هنر با یکی بیشتر
کجا دیگری زو فرو برد سر
ندیدی هنر با یکی بیشتر
کجا دیگری زو فرو برده سر
ندیدی هنر با یکی بیشتر
کجا دیگری زو فرو برد سر
در حال بروزرسانی
***
1623 : ردیف از کل
یکی را دم اژدها ساختی
یکی را بابر اندار افراختی
یکی را دَم اژدها ساختی
یکی را به ابر اندار افراختی
یکی را دم اژدها ساختی
یکی را بابر اندر افراختی
یکی را دم اژدها ساختی
یکی را بابر اندر افراختی
یکی را دم اژدها ساختی
یکی را بدریا در انداختی
یکیرا دم اژدها ساختی
یکیرا به ابر اندار افراختی
یکی را دم اژدها ساختی
یکی را بابر اندار افراختی
یکی را دم اژدها ساختی
یکی را بابر اندار افراختی
در حال بروزرسانی
***
1624 : ردیف از کل
یکی تاج بر سر ببالین تو
برو گشته روشن جهان بین تو
یکی تاج بر سر، ببالین تو
بر او شاد گشته روشن جهانبین تو
یکی تاج بر سر ببالین تو
بدو گشته روشن جهان بین تو
یکی تاج بر سر ببالین تو
برو شاد گشته جهانبین تو
یکی تاج بر سر ببالین تو
بدو گشته روشن جهانبین تو
یکی تاج بر سر ببالین تو
برو شاد گشته جهانبین تو
یکی تاج بر سر ببالینتو
بدو گشته روشن جهانبین تو
یکی تاج بر سر ببالین تو
بدو شاد گشته جهان بین تو
در حال بروزرسانی
***
1625 : ردیف از کل
نه ما زو بمام و پدر کمتریم
نه بر تخت شاهی نه اندرخوریم
نه ما؛ زو، بمام و پدر کمتریم!
نه بر تخت شاهی، نه اندرخوَریم!
نه ما زاو بمام و پدر کمتریم
که بر تخت شاهی نه اندر خوریم
نه ما زو بمام و پدر کمتریم
نه بر تخت شاهی نه اندر خوریم
نه ما ز و بمام و پدر کمتر یم
نه بر تخت شاهی نه اندر خوریم
نه ما زو بمام وپدر کمتریم
که بر تخت شاهی نه اندر خوریم
نه ما زو بمام و پدر کمتریم
نه بر تخت شاهینه اندرخوریم
نه ما زو بمامو پدر کمتریم
که بر تخت شاهی نه اندر خوریم
در حال بروزرسانی
***
1626 : ردیف از کل
ایا دادگر شهریار زمین
برین داد هرگز مباد آفرین
ایا دادگر شهریار زمین!
برین داد، هرگز مباد آفرین!
ایا دادگر شهریار زمین
برین داد هرگز مباد آفرین
ایا دادگر شهریار زمین
برین داد هرگز مباد آفرین
اگر دادمنی تو شاها چنین
بدین داد هرگز مباد آفرین
ایا دادگر شهریار زمین
برین داد هرگز مباد آفرین
ایا دادگر شهریار زمین
برین داد هرگز مباد آفرین
ایا دادگر شهریار زمین
برین داد هرگز مباد آفرین
در حال بروزرسانی
***
1627 : ردیف از کل
اگر تاج زان تارک بی بها
شود دور یابد جهان زو رها
اگر تاج ازان تارک بی بها؛
شود دور، یابد جهان زو رها؛
اگر تاج زان تارک بی بها
شود دُور و یابد جهان زاو رها
اگر تاج از آن تارک بی بها
شود دور و یابد جهان زو رها
اگر تاج ازان تارک بی بها
شود دور یابد جهان رو رها
اگر تاج از آن تارکی بی بها
شود دور ویابد جهان زو رها
اگر تاج زان تارک بیبها
شود دور یابد جهان زورها
اگر تاج ازان تارک بی بها
شود دور و یابد جهان زو رها
در حال بروزرسانی
***
1628 : ردیف از کل
سپاری بدو گوشهای از جهان
نشیند چوما گشته از تو نهان
سپاری بدو کشوری از جهان؛
نشیند چو ما گشته از تو، نهان!
سپاری بدو گوشۀ از جهان
نشیند چو ما گشته از تو نهان
سپاری بدو گوشۀ از جهان
نشیند چو ما از تو خسته نهان
سپاری بدو گوشه از جهان
نشیند چو ما از تو گشته نهان
سپاری بدو گوشۀ از جهان
نشیند چو ما خسته اندر نهان
سپاری بدو گوشۀ از جهان
نشیند چو ما گشته از تو نهان
سپاری بدو گوشهای از جهان
نشیند چو ما خسته اندر نهان
در حال بروزرسانی
***
1629 : ردیف از کل
و گرنه سواران ترکان و چین
هم از روم گردان جوینده کین
اُ گرنه سواران توران و چین
هم از روم، مردان جوینده کین
و گرنه سواران توران و چین
هم از روم گردان جوینده کین
و گر نه سواران ترکان و چین
هم از روم گردان جوینده کین
و گرنه سوا ران ترکان چین
هم از روم گردان جوینده کین
و گرنه سواران ترکان وچین
هم از روم گردان جوینده کین
وگر نه سوارانترکان وچین
هم از روم گردان جوینده کین
و گر نه سواران ترکانو چین
هم از روم گردان جوینده کین
در حال بروزرسانی
***
1630 : ردیف از کل
فراز آورم لشگری گرزدار
ز ایران و ایرج بر آرمدمار
فراز آورم لشکری گرزدار
از ایران و ایرج بر آرم دمار
فراز آورم لشگری گرزدار
از ایران و ایرج برا رم دمار
فراز آورم لشگر گرزدار
از ایران و ایرج بر آرم دمار
فراز آو ر م لشکریگرز دار
از ایران و ایرج برآرم دمار
فراز آوریم لشکری گرز دار
از ایران وایرج بر آریم دمار
فراز آورم لشکری گرزدار
از ایران وایرج برآرم دمار
فراز آورم لشکری گرز دار
از ایران و ایرج بر آرم دمار
در حال بروزرسانی
***
1631 : ردیف از کل
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
همینستگفتار و پیغام ما
سرشآنشاه فرمان روا
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
در حال بروزرسانی
***
1632 : ردیف از کل
چو بشنید موبد پیام درشت
زمین را ببوسید و بنمود پشت
چو بشنید موبد پیامِ درشت
زمین را ببوسید و بنمود پشت
چو بشنید مُوبد پیام درشت
زمینرا ببوسید و بنمود پشت
چو بشنید موبد پیام درشت
زمین را ببوسید و بنمود پشت
چو بشنید موبد پیام درشت
زمین را ببوسید و بنمود پشت
چو بشنید موبد پیام درشت
زمینرا به بوسید وبنمود پشت
چو بشنید مؤ بدپیام درشت
زمین را ببوسید و بنمود پشت
چو بشنید موبد پیام درشت
زمین را ببوسید و بنمود پشت
در حال بروزرسانی
***
1633 : ردیف از کل
بر آنان بزین اندر آورد پای
که از باد آتش بجنبد زجای
برآنسان بزین اندر آورد پای
که از باد، آتش؛ بجنبد ز جای
بدانسان بزین اندر آورد پای
که از باد آتش بجنبد ز جای
بر آنسان بزین اندر آورد پای
که از باد آتش بجنبد زجای
بدان سان بزین اندر آور د پای
که از باد آتش بجنبد ز جای
برآنسان بزین اندر آورد پای
که از باد آتش بجنبد زجای
بدانسانبزیناندر آورد پای
که از باد آتش بجنبدز جای
بر انسان بزین اندر آورد پای
که از باد آتش بجنبد ز جای
در حال بروزرسانی
***
1634 : ردیف از کل
بدرگاه شاه آفریدون رسید
بر آورده از دور ایوان بدید
بدرگاه شاه آفریدون رسید
برآورده ای دید سر ناپدید
بدرگاه شاه آفریدُون رسید
برآوردۀ دید سر ناپدید
بدرگاه شاه آفریدون رسید
برآوردۀ دید سر ناپدید
بدرگاه شاه آفریدون رسید
بر آوردۀ دید سر نا پدید
بدرگاه شاه آفریدون رسید
برآورده از دور ایوان بدید
بدرگاه شاه آفریدون رسید
برآوردۀ دید سر نا پدید
بدر گاه شاه آفریدون رسید
بر آورده از دور ایوان بدید
در حال بروزرسانی
***
1635 : ردیف از کل
بابر اندر آورده بالای او
زمین کوه تا کوه پهنای او
به ابر اندر آورده بالای او
زمین کوه تا کوه پهنای او
بابر اندر آورد و بالای او
زمین کوه تا کوه پهنای او
بابر اندر آورده بالای او
زمین کوه تا کوه پهنای او
بابر اندر آورده بالای او
زمین کوه تا کوه پهنای او
به ابر اندر آورده بالای اوی
زمین کوه تا کوه پهنای اوی
بابر اندر آورده بالایاو
زمین کوه تاکوهپهنای او
بابر اندر آورده بالای اوی
زمین کوه تا کوه پهنای اوی
در حال بروزرسانی
***
1636 : ردیف از کل
نشسته بدر بر گران سایگان
بپرده درون جای پر مایگان
نشسته بدر بر گرانمایگان
به پرداندرون جای، پُرمایگان
نشسته بدر بر گران پایگان
بپرده درون جای پرمایگان
نشسته بدر بر گرانمایگان
بپرده درون جای پرمایگان
نشسته بدر بر گران سایگان
بپرده درون جای پر مایگان
نشسته بدر بر گرانمایگان
بپرده درون جای آزدگان
نشسته بدر بر گران سایگان
بپرده درون جای پر مایگان
نشسته بدر بر گرانمایگان
بپرده درون جای آزادگان
در حال بروزرسانی
***
1637 : ردیف از کل
بیک دست بر بسته شیروپلنگ
بدست دگر ژنده پیلان جنگ
بیک دست بر، بسته شیر و پلنگ
بدست دگر ژنده پیلان جنگ
بیکدست بربسته شیر و پلنگ
بدست دگر ژنده پیلان جنگ
بیک دست بر بسته شیر و پلنگ
بدست دگر ژنده پیلان جنگ
بیک دست بر بسته شیروپلنگ
بدست دگر ژنده پیلان جنگ
بیک دست بربسته شیر و پلنگ
بدست دگر ژنده پیلان جنگ
بیکدست بربسته شیروپلنگ
بدست دگر ژنده پیلان جنگ
بیک دست بر بسته شیرو پلنگ
بدست دگر ژنده پیلان جنگ
در حال بروزرسانی
***
1638 : ردیف از کل
ز چندان گرانمایه کرد دلیر
خروشی بر آمد چو آوای شیر
ز چندان گرانمایه گُرد دلیر
خروشی بر آمد چو آوای شیر
ز چندان گرانمایه گرد دلیر
خروشی برآ مد چو آوای شیر
زچندان گرانمایه گرد دلیر
خروشی بر آمد چو آوای شیر
ز چندان گرانمایه کرد دلیر
بر آمد خروشی چو آوای شیر
زچندان گرانمایه گرد دلیر
خروشی بر آمد چو آوای شیر
ز چندان گرانمایه کرد دلیر
خروشیبرآمد چوآوای شیر
ز چندان گرانمایه گرد دلیر
خروشی بر آمد چو آوای شیر
در حال بروزرسانی
***
1639 : ردیف از کل
سپهر یست پنداشت ایوان بجای
بدی لشگری گردش اندر بپای
سپهریست پنداشت ایوان بجای
گران لشکری گِردِ او بر، بپای
سپهریست پنداشت ایوان بجای
بدی لشگری گردش اندر بپای
سپهریست پنداشت ایوان بجای
گران لشگری گرد او بر بپای
سپهر یست پنداشت ایوان بجای
بسی لشکری گردش اندر بپای
سپهریست پنداشت ایوان بجای
پری لشکری گردش اندر بپای
سپهریست پنداشت ایوان بجای
بدیلشکری گردش اندر بپای
سپهریست پنداشت ایوان بجای
پری لشکری گردش اندر بپای
در حال بروزرسانی
***
1640 : ردیف از کل
برفتند بیدار کار آگهان
بگفتند با شهریار جهان
برفتند بیدار کارآگهان
بگفتند با شهریار جهان
برفتند بیدار کار آگهان
بگفتند با شهریار جهان
برفتند بیدار کار آگهان
بگفتند با شهریار جهان
برفتند بیدار کارآگهان
بگفتند با شهر یار جها ن
برفتند بیدار کار آگهان
بگفتند با شهریار جهان
برفتند بیدار کار آگهان
بگفتند با شهریار جهان
برفتند بیدار کار آگهان
بگفتند با شهریار جهان
در حال بروزرسانی
***
1641 : ردیف از کل
که آمد فرستادهای نزد شاه
یکی پر منش مرد با دستگاه
که آمد فرستادهای نزد شاه
یکی پُر منش مردِ با دستگاه
که آمد فرستادۀ نزد شاه
یکی پرمنش مرد با دستگاه
که آمد فرستادۀ نزد شاه
یکی پر منش مرد با دستگاه
که آمد فرستاده نزد شاه
یکی پر منش مرد با دستگاه
که آمد فرستادۀ نزد شاه
یکی پر منش مرد با دستگاه
که آمد فرستادۀ نزد شاه
یکیپرمنش مرد با دستگاه
که آمد فرستادهای نزد شاه
یکی پرمنش مرد با دستگاه
در حال بروزرسانی
***
1642 : ردیف از کل
بفرمود تا پرده برداشتند
ز اسپش بدر گاه بگذاشتند
بفرمود تا پرده برداشتند
بر اسپش ز در گاه؛ بگذاشتند
بفرمود تا پرده برداشتند
ز اسبش بدر گاه بگذ اشتند
بفرمود تا پرده بر داشتند
بر اسپش ز در گاه بگذاشتند
بفرمود تا پرده برداشتند
براسب اندر از درش نگذاشتند
بفرمود تا پرده بر داشتند
از اسپش بدرگاه بگذاشتند
بفرمود تا پرده برداشتند
ز اسبشبدرگاه بگذاشتند
بفرمود تا پرده برداشتند
ز اسپش بدر گاه بگذاشتند
در حال بروزرسانی
***
1643 : ردیف از کل
چوچشمش بروی فریدونرسید
همه دیده و دل پر از شاه دید
چو چشمش بروی فریدون رسید
همه دیده و دل پراز شاه دید
چو چشمش بروی فریدُون رسید
همه دیده و دل پر از شاه دید
چو چشمش بروی فریدون رسید
همه دیده و دل پر از شاه دید
چوچشمش بروی فریدونرسید
همه دیده و دل پر از شاه دید
چو چشمش بروی فریدون رسید
همه دیده و دل پر از شاه دید
چوچشمش بروی فریدونرسید
همه دیده و دلپر از شاه دید
چوچشمش بروی فریدون رسید
همه دیده دلو پر از شاه دید
در حال بروزرسانی
***
1644 : ردیف از کل
ببالا چوسرو وچو خورشیدروی
چو کافور گرد گل سرخ موی
ببالای سرو و، چو خورشید روی
چو کافور گِردِ گل سرخ، موی
ببالا چو سرو و چو خورشید روی
چو کافور گرد گل سرخ موی
ببالای سرو و چو خورشید روی
چو کافور گرد گل سرخ موی
ببالای چون سرو و خورشیدروی
چو کافور گرد گل سرخ موی
ببالای سرو وچو خورشید روی
چو کافور موی وچو گل سرخ روی
ببالا چوسرو وچوخورشیدروی
چو کافور گرد گُل سرخ موی
ببالای سرو و چو خورشید روی
چو کافور مویو چو گلسرخ روی
در حال بروزرسانی
***
1645 : ردیف از کل
دو لب پوزخندهدو رخ پر ز شرم
کیانی زبان پرز گفتار نرم
دو لب پر ز خنده دو رخ پر ز شرم
کیانی زبان پر ز گفتار گرم
دولب پر ز خنده دو رخ پر ز شرم
کیانی زبان پر ز گفتار نرم
دولب پر ز خنده دو رخ پر ز شرم
کیانی زبان پر ز گفتار نرم
دو لب پر زخنده دو رخ پر زشرم
کیانی زبان پر ز گفتار نر م
دو لب پر زخنده دو رخ پر زشرم
کیانی زبان پر زگفتار نرم
دولب پرز خنده دورخ پر ز شرم
کیانیزبان پرزگفتار نرم
دو لب پر زخندهدو رخ پر ز شرم
کیانی زبان پر ز گفتار نرم
در حال بروزرسانی
***
1646 : ردیف از کل
فرستاده چون دید سجده نمود
زمین را سراسر ببوسه بسود
فرستاده چون دید سجده نمود
زمین را سراسر به بوسه پسود
فرستاده چون دید سجده نمود
سراسر زمین را ببُوسه بسود
این بیت را ندارد
فرستاده چون دید سجده نمود
سراسر زمین را ببوسه بسود
فرستاده چون دید سجده نمود
زمینرا سراسر ببوسه بسود
فرستاده چون دید سجدهنمود
سراسر زمینرا ببوسه بسود
فرستاده چون دید سجده نمود
زمین را سراسر ببوسه بسود
در حال بروزرسانی
***
1647 : ردیف از کل
نشاندش فریدون همانگه ز پای
سزاوار کردش یکی خوب جای
نشاندش هم آنگه فریدون ز پای
سزاوار کردش برِخویش جای
نشاندش فریدون هم آنگه ز پای
سزاوار کردش یکی خُوب جای
نشاندش هم آنگه فریدون زپای
سزاوار کردش بر خویش جای
نشاندش فریدون هم انگه ز پای
سزاوار دادش یکی خوب جای
نشاندش هم آنگه فریدون زپای
سزاوار دادش یکی خوب جای
نشاندشفریدون همانگهی ز پای
سزاوار کردش یکیخوبجای
نشاندش همان گه فریدون ز پای
سزاوار دادش یکی خوب جای
در حال بروزرسانی
***
1648 : ردیف از کل
بپرسیدش از دو گرامی نخست
کههستند شادان دل و تندرست
بپرسیدش از دو گرامی، نخست
که: «هستند شاداندل و تندرست؟»
بپرسیدش از دو گرامی نخست
که هستند شادان دل و تندرست
بپرسیدش از دو گرامی نخست
که هستند شادان دل و تندرست
بپرسیدش از دو گرامی نخست
کههستند شادان دلو تندرست
بپرسیدش از دو گرامی نخست
که هشتند شادان دل ودین درست
بپرسیدش ازدوگرامی نخست
کههستند شادان دل و تندرست
بپرسیدش از دو گرامی نخست
که هستند شادان دلو تندرست
در حال بروزرسانی
***
1649 : ردیف از کل
دگر گفت کاین دشت و راهدراز
چگونه سپردی نشیب و فراز
دگر گفت ک:«ز راه دور و دراز
شدی رنجه اندر نشیب و فراز؛»
دگر گفت کایندشت و راه دراز
چگونه سپردی نشیب و فراز
دگر گفت کز راه دور و دراز
شدی رنجه اندر نشیب و فراز
دگر گفت کز دشت و راهدراز
شدی رنجه اندر نشیب و فراز
دگر گفت کین دشت وراه دراز
شدی رنجه اندر نشیب وفراز
دگر گفت کاین دشت و راهدراز
چگونه سپردینشیب و فراز
دگر گفت کاین دشتو راه دراز
شدی رنجه اندر نشیبو فراز
در حال بروزرسانی
***
1650 : ردیف از کل
این بیت را ندارد
چه پیغام داری؟ چهخواهش کنی؟
بگــو آنچه باید ز راه منی!
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
در حال بروزرسانی
***
1651 : ردیف از کل
فرستاده گفت ای گرانما یهشاه
مبیناد بی تو کسی پیشگاه
فرستاده گفت: «ای گرانمایه شاه
ابی تو مبیناد کس، پیشگاه
فرستاده گفت ای گرانمایه شاه
مبیناد بیتو کسی پیشگاه
فرستاده گفت ای گرانمایه شاه
ابی تو مبیناد کس پیش گاه
فرستاده گفت ای گرانما یه شاه
مبیناد بی تو کسی پیشگاه
فرستاده گفت ای گرانمایه شاه
مبیناد بی تو یکی پیشگاه
فرستاده گفت ای گرانما یهشاه
مبیناد بیتو کسی پیشگاه
فرستاده گفت ای گرانمایه شاه
مبیناد بی تو یکی پیشگاه
در حال بروزرسانی
***
1652 : ردیف از کل
ز هر کس که پرسی بکام تواند
همه پاک زنده بنام تواند
ز هرکس که پرسی بکام تواند
همه، پاک، زنده بنام تواند!
ز هر کسکه پُرسی بکام تو اند
همه پاک زنده بنام تو اند
ز هر کس که پرسی بکام تواند
همه پاک زنده بنام تواند
ز هر کس که پرسی بکام تو ند
همه پاک زنده بنام تو ند
زهر کس که پرسی بکام تو اند
همه پاک زنده بنام تو اند
ز هرکس که پرسی بکام تواند
همه پاک زنده بنام تواند
ز هر کس که پرسی بکام تو اند
همه پاک زنده بنام تو اند
در حال بروزرسانی
***
1653 : ردیف از کل
منم بندۀ شاه را ناسزا
چنین بر تن خویش نا پارسا
منم بندهای، شاه را، ناسزا
چنین بر تن خویش ناپادشا
منم بندۀ شاهرا با سزا
چنین بر تنخویش نا پا رسا
منم بندۀ شاه را ناسزا
چنین بر تن خویش ناپارسا
منم بندۀ شاه را ناسزا
چنین بر تنخویش با پادشا
منم بندۀ شاهرا نا سزا
چنین بر تن خویش نا پارسا
منم بندۀ شاهرا ناسزا
چنینبر تنخویش نا پارسا
منم بنده ای شاه را نا سزا
چنین بر تن خویش نا پارسا
در حال بروزرسانی
***
1654 : ردیف از کل
پیامی درشت آوریده بشاه
فرستنده پر خشم و من بی گناه
پیامی درشت آوریده بشاه
فرستنده پر خشم و من بیگناه
پیامی درشت آوریده بشاه
فرستنده پر خشم و من بیگناه
پیامی درشت آوریده بشاه
فرستنده پر خشم ومن بیگناه
پیام درشت آوریده بشاه
فرستنده پر خشم و من بی گناه
پیام درشت آوریده بشاه
فرستنده پر خشم و من بی گناه
پیامی درشت آوریده بشاه
فرستنده پر خشم و من بیگناه
پیامی درشت آوریده بشاه
فرستنده پر خشمو من بی گناه
در حال بروزرسانی
***
1655 : ردیف از کل
بگویم چو فرمایدم شهریار
پیام جوانان نا هوشیار
بگویم چو فرمایدم شهریار
پیامِ جوانان ناهوشیار»
بگویم چو فرمایدم شهریار
پیام جوانان ناهُوشیار
بگویم چو فرمایدم شهریار
پیام جوانان ناهوشیار
بگویم چو فرمان دهد شهریار
پیام جوانان نا هوشیار
بگویم چو فرمایدم شهریار
پیام جوانان نا هوشیار
بگویم چو فرمایدم شهریار
پیام جوانان نا هوشیار
بگویم چو فرمایدم شهریار
پیام جوانان نا هوشیار
در حال بروزرسانی
***
1656 : ردیف از کل
بفرمود تا پس زبان بر گشاد
شنیده سخن سر بر کرد یاد
بفرمود پس تا سخن برگشاد
شنیده سخن سربسر کرد یاد
بفرمُود تا پس زبان برگشاد
شنیده سخن سر بسر کرد یاد
بفرمود پس تا زبان بر گشاد
شنیده سخن سر بسر کرد یاد
بفرمود پس تا زبان بر گشاد
شنیده سخنسر بسر کرد یاد
بفرمود پس تا زبان بر گشاد
سخنها همه سر بسر کرد یاد
بفرمود تا پس زبان بر گشاد
شنیده سخنسر بسر کرد یاد
بفرمود شه تا زبان بر گشاد
سخنها همه سر بسر کرد یاد
در حال بروزرسانی
***
1657 : ردیف از کل
فریدون بدو پهن بگشاد گوش
چو بشنید مغزش بر آمد بجوش
فریدون بدو پهن بگشاده گوش
چو بشنید، مغزش برآمد بجوش
فریدُون بدو پَهن بگشاد گوش
چو بشنید مغزش برآمد بجوش
فریدون بدو پهن بگشاد گوش
چو بشنید مغزش بر آمد بجوش
فریدون بدو پهن بگشاد گوش
چو بشنید مغزشبر آمد بجوش
فریدون بدو پهن بگشاد گوش
چو بشنید مغزش بر آمد بجوش
فریدون بدو پهنبگشا دگوش
چو بشنید مغزش برآمد بجوش
فریدون بدو پهن بگشاد گوش
چو بشنید مغزش بر آمد بجوش
در حال بروزرسانی