در حال بارگذاری ابیات…
کرانه گزید از بر تاج و گاه
نهاده بر خود سر هر سه شاه
کرانه گزید از بر تاج و گاه
نهاده بر خود سر هر سه شاه
کرانه گزید از سر تاج و گاه
نهاده بر خود سران سه شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
همی هر زمان زار بگریستی
بدان شوربختی همی زیستی
همی مرزبان زار بگریستی
بدشواری اندر همی زیستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
به مویه درون هر زمانی بزار
چنین گفتنی آن نامور شهریار
بنوحه درون هر زمانی بزار
چنین گفت با نامور شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
که برگشت و تاریک شد روز من
از این سه دل افروز دل سوز من
که برگشت و تاریک شد روز من
از آن سه دل افروز دل سوز من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
بزاری چنین کشته در پیش من
بکینه بکام بد اندیش من
بزاری چنین کشته در پیش من
بکین و بکام بد اندیش من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
هم از بد خویی هم ز کردار بد
به روی جوانان چنین بد رسد
هم از بد خوئی هم ز کردار بد
بروی جوانان چنین بد رسد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
نبردند فرمان من لاجرم
جهان گشت بر هر سه تار و دژم
نبردند فرمان من لاجرم
جهان گشت بر هر سه برنا دژم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
پراز خون دل و پر ز گریه دو روی
چنین تا سرآمد بر او گفت و گوی
پر از خون دل و پر ز گریه دو روی
چنین تا زمانه سرآمد بروی
پراز خون دل و پر ز گریه دو روی
چنین تا زمانه سرآمد بروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
فریدون شد و نام ازو ماند باز
برآمد برین روزگار دراز
فریدون شد و نام ازو ماند باز
برآمد برین روزگار دراز
فریدون بشد نام ازو ماند باز
برآمد چنین روزگاری دراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
همه نیکنامی به و راستی
که کرد ای پسر سود بر کاستی
همان نیکنامی به و راستی
که کرد ای پسر سود برکاستی
همه نیکنای بدو راستی
که کرد ای پسر سود از کاستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
منوچهر بنهاد تاج کیان
بزنّار خونین ببستش میان
منوچهر بنهاد تاج کیان
بزنار خونین ببستش میان
منوچهر بنهاد تاج کیان
ببستش بزنّار خونین میان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
بر آیین شاهان یکی دخمه کرد
چه از زرّ سرخ و چه از لاژورد
برآیین شاهان یکی دخمه کرد
چه از زر سرخ و چه از لاژورد
به آئین شاهان یکی دخمه کرد
چه از زرّ سرخ و چه از لاژورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
نهادند زیر اندرش تخت عاج
بیاویختند از بر آج تاج
نهادند زیر اندرش تخت عاج
بیاویختند از بر عاج تاج
نهادند زیراندرش تخت عاج
بیاویختند از بر عاج تاج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
بپدرود کردنش رفتند پیش
چنان چون بود رسم آیین و کیش
بپدرود کردنش رفتند پیش
چنان چون بود رسم آیین و کیش
بپدرود کردنش رفتند پیش
چنان چون بود رسم آئین و کیش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در دخمه بستند بر شهریار
شد آن ارجمند از جهان زار و خوار
در دخمه بستند بر شهریار
شد آن ارجمند از جهان زار و خوار
در دخمه بستند بر شهریار
شد آن ارجمند از جهان زار و خوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
منوچهر یک هفته با درد بود
دو چشمش پرآب و دو رخ زرد بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
یکی هفته با سوگ شد شهریار
ازو شهر و بازارها سوگوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
جهانا سراسر فسوسی و باد
به تو نیست مرد خردمند شاد
جهانا سراسر فسوسی و باد
بتو نیست مرد خردمند شاد
جهانا سراسر فسوسی و باد
بتو نیست مرد خردمند شاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
یکایک همی پروری شان بناز
چه کوتاه عر و چه عمر دراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
چو مر داده را بازخواهی ستد
چه غم گر بود خاک آن گر بسد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
اگر شهریاری و گر زیردست
چو از تو جهان آن نفسرا گسست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
همه درد و خوشیّ تو شد چو آب
بجاوید ماندن دلت را متاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
خنک آن کزو نیکوئی یادگار
بماند اگر بنده گر شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
پس آنگه یکی هفته بگذاشتند
همه ماتم و سوگ او داشتند
پس آنگه یکی هفته بگذاشتند
همه ماتم و سوگ داشتند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی