در حال بارگذاری ابیات…
***
1499 : ردیف از کل
چو از باز گردیدن این سه شاه
شد آگه فریدون بیامد براه
چو از باز گردیدنِ آن سه شاه
شد آگه فریدون، بیامد براه؛
چو از باز گردیدن این سه شاه
شد آگه فریدون بیامد براه
این بیت را ندارد
چو از باز گردیدن آن سه شاه
فریدون شد آگه بیامد براه
چو از باز گردیدن آن سه شاه
شد آگه فریدون بیآمد براه
چو از باز گردیدن اینسه شاه
شد آگه فریدون بیامد براه
چو از باز گردیدن آن سه شاه
شد آ گه فریدون بیامد براه
در حال بروزرسانی
***
1500 : ردیف از کل
ز دلشان همیخواست کا گه شود
ز بد ها گما نیش کوته شود
ز دلشان همیخواست کآ گه شود
ز بدها گمانیش کوته شود
ز دلشان همیخواست کآگه شود
ز بدها گما نیش کوته شود
این بیت را ندارد
ز دلشان همیخواست کاگه شود
ز بد ها گما نیش کوته شود
زدل شان همیخواست که اگه شود
زبدها گمانیش کوته شود
ز دلشان همی خواست کاگه شود
ز بدها گمانیش کوته شود
ز دلشان همی خواست کآ گه شود
ز بدها گمانیش کوته شود
در حال بروزرسانی
***
1501 : ردیف از کل
بیامد بسان یکی اژدها
کز و شیر گفتی نیابد رها
خروشان، بسان یکی اژدها
کزو شیر گفتی نیابد رها
بیامد بسان یکی اژدها
کزو شیر گفتی نیابد رها
این بیت را ندارد
بیامد بسان یکی اژدها
کزو شیر گفتی نیابد رها
بیآمد بسان یکی اژدها
کزو شیر گفتی نیابد رها
بیامد بسان یکی اژدها
کزو شیر گفتی نیابد رها
بیامد بسان یکی اژدها
کزو شیر گفتی نیابد رها
در حال بروزرسانی
***
1502 : ردیف از کل
خروشان و جوشان بجوشاندرون
همی از دهانش آتش آمد برون
خروشان و جوشان، بجوش اندرون
همی از دمَش آتش آمد برون
خروشان و جوشان بجوش اندرون
همی از دهانش آتش آمد برون
این بیت را ندارد
خروشانو جوشان بجوش اندرون
همی از دهانش آتش آمد برون
خروشان و جوشان بخشم اندرون
همی از دهانش آتش آمد برون
خروشان و جوشان بجوش اندرون
همی از دهانش آتش آمد برون
خروشانو جوشان بجوش اندرون
همی از دهانش آتش آمد برون
در حال بروزرسانی
***
1503 : ردیف از کل
چو هر سه پسر را بنزدیک دید
بگرد اندرون کوه تاریک دید
چو هر سه پسر را بنزدیک دید
بگَرد اندرون، روز تاریک دید
چو هر سه پسر را بنزدیک دید
بگرد اندرون کوه تاریک دید
این بیت را ندارد
چو هر سه پسر را بنزدیک دید
بگرد اندرون کوه تاریک دید
چو هر سه پسر را بنزدیک دید
بگرد اندرون کوه تاریک دید
چو هر سه پسر را بنزدیک دید
بگرد اندرون کوه تاریک دید
چو هر سه پسر را بنزدیک دید
بگرد اندرون کوه تاریک دید
در حال بروزرسانی
***
1504 : ردیف از کل
بر انگیخت گرد وبر آورد جوش
جهان گشت ز آواز او پر خروش
بر انگیخت گَرد و برآورد جوش
جهان شد ز آواز او با خروش
بر انگیختگرد و بر آ وَرد جوش
جهان گشت از آواز او پر خروش
این بیت را ندارد
برانگیخت گرد و بر آورد جوش
جهانشد از آوایاو پرخروش
بر انگیخت گرد وبر آورد جوش
جهان گشت از آواز او پر خروش
برانگیختگرد و برآورد جوش
جهان گشتاز آواز او پرخروش
بر انگیخت گرد و بر آورد جوش
جهان گشت از آواز او پر خروش
در حال بروزرسانی
***
1505 : ردیف از کل
بیامد دمان سوی مهتر پسر
که او بود پر مایه و تاجور
بیامد دمان نزد مهتر پسر
که او بود پُرمایه و تاجور
بیامد د مان سُوی مهتر پسر
که او بود پر مایه تر تا جور
این بیت را ندارد
بیامد دمان سوی مهتر پسر
که او بود پر مایه تر تا جور
بیآمد دمان سوی مهتر پسر
که او بود پرمایه وتاجور
بیامد دوانسوی مهتر پسر
که او بود پر مایه و تا جور
بیامد دمان سوی مهتر پسر
که او بود پر مایه و تاجور
در حال بروزرسانی
***
1506 : ردیف از کل
پسر گفت با اژدها روی جنگ
نبیند خرد یافته مرد هنگ
مِهین گفت: «با اژدها، رویِ جنگ
نبیند خِرد یافته، مردِ سنگ»
پسر گفت با اژدها روی جنگ
نه بیند خرد یافته مرد هنگ
این بیت را ندارد
پسر گفت با اژدها روی جنگ
نسازد خرد یافته مر د سنگ
پسر گفت با اژدها روی جنگ
نسازد خرد یافته مرد هنگ
پسر گفت با اژدها روی جنگ
نه بیند خرد یافته مرد هنگ
پسر گشت با اژدها روی جنگ
نبیند خرد یافته مرد هنگ
در حال بروزرسانی
***
1507 : ردیف از کل
سبکپشت بنمود و بگریخت زوی
پدر زی برادرش بنهاد روی
سبک پشت بنمود و بگریخت زوی
پدر، زی برادرش بنهاد روی
سبک پشت بنمود و بگریخت زوی
پدر زی برادرش بنهاد روی
این بیت را ندارد
سبک پشت بنمود و بگریخت زوی
پدر زی برادرش بنهاد روی
سبک پشت بنمود وبگریخت زوی
پدر زی برادرش بنهاد روی
سبک پشت بنمود و بگریخت زوی
پدر زی برادرش بنهاد روی
سبک پشت بنمود و بگریخت زوی
پدر زی برادرش بنهاد روی
در حال بروزرسانی
***
1508 : ردیف از کل
میانه برادر چو او را بدید
کمان را بزه کرد واندر کشید
میانین برادر چو او را بدید
کمان را بزه کرد و اندر کشید
میانه برادر چو اوُ را بدید
کمان را بزه کرد و اندر کشید
این بیت را ندارد
میانه برادر چو او را بدید
کمانرا بزه کرد و اندر کشید
میانه برادر چو اورا بدید
کمانرا بزه کرد واندر کشید
میانه برادر چو او را بدید
کمانرا بزه کرد و اندر کشید
میانه برادر چو او را بدید
کمان را بزه کرد و اندر کشید
در حال بروزرسانی
***
1509 : ردیف از کل
چنین گفت اگر کارزارست کار
چه نر اژدها وچه جنگی سوار
«مرا» گفت: «اگر کارزارست، کار
چه شیر دمنده، چه جنگی سوار»
چنینگفت اگر کارزارست کار
چه شیر دمنده چه جنگی سوار
این بیت را ندارد
چنینگفت اگر کار زارست کار
چه شیر دمنده چه جنگی سوار
چنین گفت اگر کارزارست کار
چه شیر دمنده چه جنگی سوار
چنین گفت اگر کارزارست کار
چه شیر دمنده چه جنگی سوار
چنین گفت اگر کار زارست کار
چه شیر دمنده چه جنگی سوار
در حال بروزرسانی
***
1510 : ردیف از کل
بگفت این و بنهاد رخ در گریز
اگر چند بودش دل پر ستیز
این بیت را ندارد
بگفتاین و بنهاد رُخ در گریز
اگر چند بودش دل پر ستیز
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
بگفتاین وبنهاد رخ در گریز
اگر چند بودشدلپر ستیز
این بیت را ندارد
در حال بروزرسانی
***
1511 : ردیف از کل
چو کهتر پسر نزد ایشان رسید
خروشید کان اژدها را بدید
چو کهتر پسر، نزد ایشان رسید
خروشید، کان اژدها را بدید
چو کهتر پسر نزد ایشان رسید
خروشید کاناژ دها را بدید
این بیت را ندارد
چو کهتر پسر نزد ایشانرسید
خروشید کاناژ دها را بدید
چو کهتر پسر نزد ایشان رسید
خروشید که آن اژدهارا بدید
چو کهتر پسر نزد ایشان رسید
خروشید کان اژدها را بدید
چو کهتر پسر نزد ایشان رسید
خروشید کان اژدها را بدید
در حال بروزرسانی
***
1512 : ردیف از کل
سبک تیغ را بر کشید از نیام
عنان را کران کرد وبر گفت نام
این بیت را ندارد
سبک تیغ را بر کشیداز نیام
عنانرا کرانکرد و برگفت نام
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
سبکتیغ را برکشیداز نیام
عنانرا کرانکرد وبرگفتنام
این بیت را ندارد
در حال بروزرسانی
***
1513 : ردیف از کل
بدو گفت کز پیش ما باز شو
نهنگی تو بر راه شیران مرو
بدو گفت ک :«ز پیش ما دور شو!
نهنگی تو! بر راه شیران مرو»
بدو گفت کز پیش ما باز شو
پلنگی تو بر راه شیران مرو
این بیت را ندارد
بدو گفت کز پیش ما دور شو
نهنگی تو بر راه شیران مرو
بدو گفت کز پیش ما باز شو
نهنگی تو در راه شیران مرو
بدو گفت کز پیشما باز شو
پلنگی توبر راه شیرانمرو
بدو گفت کز پیش ما باز شو
پلنگی تو در راه شیران مرو
در حال بروزرسانی
***
1514 : ردیف از کل
گرت نام شاه آفریدون بگوش
رسیدست با ما بدینسان مکوش
گرت نام شاه آفریدون بگوش
رسیدهست هرگز بدینسان مکوش
گرت نام شاه افریدون بگوش
رسید استبا ما بدینسان مکوش
این بیت را ندارد
گرت نام شاه آفریدون بگوش
رسیدست هرگز ازینسان بجوش
گرت نام شاه آفریدون بگوش
رسیدست هرگز بدینسان مکوش
گرتنام شاهآفریدون بگوش
رسید است با ما بدینسان مکوش
گرت نام شاه آفریدون بگوش
رسیدست باما بدین سان مکوش
در حال بروزرسانی
***
1515 : ردیف از کل
که فرزند اوئیم هر سه پسر
همه گرز داران پرخاشخر
که فرزند اوییم هر سه پسر
همه گرزداران پرخاشخر
که فرزند اوئیم هر سه پسر
همه گرزداران پر خاشخر
این بیت را ندارد
که فرزند اوئیم هر سه پسر
همه گرز داران پرخاشخر
که فرزند اوئیم هر سه پسر
همه گرزداران پرخاشخر
که فرزنداوئیم هر سه پسر
همه گرزدارانپر خاشخر
که فرزند اوییم هر سه پسر
همه گرز داران پر خاشخر
در حال بروزرسانی
***
1516 : ردیف از کل
گر از راه بیراه یکسو شوی
و گر نه نهمت افسر بد خوی
گر، از راه بیراه، یکسو شوی!
اُ گرنه نهمت افسر بدخوی
گر از راه بیراه یکسو شو ی
و گر نه نهمتافسر بد خو ی
این بیت را ندارد
گر از راه بی راه یکسو شوی
برستی زیاد افره بد خوی
گر از راه بیراه یکسو شوی
و گر نه نهمت افسر بد روی
گر از راه بیراه یکسو شوی
وگر نه نهمتافسر بد خوئی
گر از راه بی راه یکسو شوی
و گرنه نهمت افسر بد خوی
در حال بروزرسانی
***
1517 : ردیف از کل
فریدون فرخ چو بشنید و دید
هنرها بدانست و شد ناپدید
فریدون فرّخ چو بشنید و، دید
هنرها بدانست، شد ناپدید
فریدُون فرّخ چو بشنید و دید
هنرها بدانست و شد نا پد ید
این بیت را ندارد
فریدون فرخ چو او را بدید
هنرشان بدانست و شد ناپدید
فریدون فرّخ چو بشنید و دید
هنرها بدانست و شد نا پدید
فریدون فرّخ چو بشنیدو دید
هنرها بدانست وشد ناپدید
فریدون فرخ چو بشنیدو دید
هنرها بدانستو شد ناپدید
در حال بروزرسانی
***
1518 : ردیف از کل
برفت و بیامد پدر وار پیش
چنان چون سزا بد بآئینخویش
برفت و، بیامد پدروار؛ پیش
چنانچون سزا بُد، بآیین خویش؛
برفت و بیامد پدر و ا ر پیش
چنان چون سزا بُد بآئین و کیش
این بیت را ندارد
برفت و بیامد پدر وا ر پیش
چنان چون سزا بد بائین خویش
برفت و بیآمد پدروار پیش
چنانچون سزا بد به آئین خویش
برفتو بیامد پدروار پیش
چنان چونسزادید بآئین و کیش
برفت و بیامد پدروار پیش
چنان چون سزاید بآیینو کیش
در حال بروزرسانی
***
1519 : ردیف از کل
ابا کوس و با ژنده پیلان مست
همان گرزهٔ گاو پیکر بدست
ابا کوس و با نای و پیلان مست
همان گرزهٔ گاوپیکر بدست!
ابا کوس و با ژنده پیلان مست
همان گرزهٔ گاو پیکر بدست
این بیت را ندارد
ابا کوس و با ژنده پیلان مست
همان گرزه گاو پیکر بدست
ابا کوس و با ژنده پیلان مست
همان گرزهٔ گاو پیگر بدست
ابا کوس و با ژنده پیلان مست
همان گرزهٔ گاو پیکر بدست
ابا کوسو با ژنده پیلان مست
همان گرزهٔ گاو پیکر بدست
در حال بروزرسانی
***
1520 : ردیف از کل
بزرگان لشگر پس پشت اوی
جهان آمده پاک درمشت اوی
بزرگان لشکر پسِ پشت اوی
جهان آمده، پاک، در مشت اوی
بزرگان لشکر پس پشت اوی
جهان آمده پاک در مشتاوی
این بیت را ندارد
بزرگان لشکر پس پشت او
جهانآمده پاک در مشت او
بزرگان لشکر پس پشت اوی
جهان آمده پاک در مشت اوی
بزرگانلشکر پس پشت اوی
جهانآمده پاک در مشت اوی
بزرگان لشکر پسو پشت اوی
جهان آمده پاک در مشت اوی
در حال بروزرسانی
***
1521 : ردیف از کل
چو دیدند پر مایگان روی شاه
پیاده دوان بر گرفتند راه
چو دیدند پُر مایگان روی شاه
پیاده، دوان، بر گرفتند راه
چو دیدند پر مایگان روی شاه
پیاده دوان بر گرفتند راه
این بیت را ندارد
چو دیدند پر مایگان روی شاه
پیاده دوانبر گرفتند راه
چو دیدند پرمایگان روی شاه
پیاده دوان بر گرفتند راه
چو دیدند پر ما یگانرویشاه
پیاده دوان برگرفتند راه
چو دیدند پر مایگان روی شاه
پیاده دوان بر گرفتند راه
در حال بروزرسانی
***
1522 : ردیف از کل
برفتند و بر خاک دادند بوس
فرومانده برجای پیلان و کوس
برفتند و، بر خاک دادند بوس
فرو مانده بر جای پیلان کوس
برفتند بر خاک دادند بوس
فرو ماند بر جای پیلان و کوس
این بیت را ندارد
برفتند و بر خاکدادند بوس
فر و ماند بر جای پیلان و کوس
برفتند وبر خاک دادند بوس
فرومانده از شور پیلان و کوس
برفتند بر خاک دادند بوس
فرو ماند بر جای پیلان وکوس
برفتندو بر خاک دادند بوس
فرو مانده از شور پیلانو کوس
در حال بروزرسانی
***
1523 : ردیف از کل
پدر دست بگرفت و بنواختشان
براندازه بر پایگه ساختشان
بپرسیدشان شاه و، بنواختشان
بر اندازه بر، پایگه ساختشان
پدر دست بگرفت و بنواختشان
بر اندازه بر پایگه ساختشان
این بیت را ندارد
پدر دست بگرفت و بنواختشان
با ندازه بر پا یگه ساختشان
پدر دست بگرفت و بنواخت شان
بر اندازه بر پایگه ساخت شان
پدر دست بگرفت وبنواختشان
براندازه بر پایگه ساختشان
پدر دست بگرفتو بنواختشان
بر اندازه بر پایگه ساختشان
در حال بروزرسانی
***
1524 : ردیف از کل
چو آمد بکاخ گرانمایه باز
به پیش جهان داور آمدن براز
چو آمد بکاخ گرانمایه باز
به پیش جهانداور آمد براز
چو آمد بکاخ گرانمایه باز
به پیش جهانداور آمد بر ا ز
این بیت را ندارد
چو آمد بکاخ گرانمایه با ز
به پیش جهان داور آمد برا ز
چو آمد بکاخ گرانمایه باز
به پیش جهان داور آمد براز
چو آمد بکاخ گرانمایه باز
به پیش جهاندار آمد براز
چو آمد بکاخ گران مایه باز
بپیش جهان داور آمد براز
در حال بروزرسانی
***
1525 : ردیف از کل
بسی آفرین کرد بر کرد گار
کزو دید نیک و بد روز گار
بسی آفرین کرد بر کردگار
کزو دید نیک و بدِ روزگار
بسی آفرین کرد بر کردگار
کزو دید نیک و بد رُوزگار
این بیت را ندارد
بسی افرین خواند بر کردگار
کز و دید نیکو بد روزگار
بسی آفرین کرد بر کردگار
کزو دید نیک و بد روزگار
بسی آفرینکرد بر کردگار
کز و دید نیک و بد روزگار
بسی آفرین کرد بر کردگار
کزو دید نیکو بد روزگار
در حال بروزرسانی
***
1526 : ردیف از کل
وزانپسسهفرزند خودرا بخواند
بتخت گرانما یگی بر نشاند
اُزآنپس، جهاندیدگان را بخواند
بتخت گرانمایگان، برنشاند
وز آنپس سه فرزندخودرا بخواند
بتخت گرانما یگی بر نشاند
این بیت را ندارد
ازانپس سه فرزند خود را بخواند
بتخت گرانما یگی بر نشاند
وزآنپس سه فرزند خودرا بخواند
به تخت گرانمایگی بر نشاند
وز انپس سه فرزند خودرا بخواند
بتختگرانمایگیبرنشاند
و زان پس سه فرزند خودرا بخواند
بتخت گرانمایگی بر نشاند
در حال بروزرسانی
***
1527 : ردیف از کل
چنین گفت کان اژدهای دژم
کجا خواست گیتی بسوزد بدم
چنین گفت ک:«آن اژدهای دژم
-کجا؛ خواست گیتی بسوزد بدَم-
چنین گفت کان اژدهای دژم
کجا خواست گیتی بسوزد بدم
این بیت را ندارد
چنینگفتکاناژدهای دژم
کجا خواست گیتی بسوزد بدم
چنین گفت که آن اژدهای دژم
کجا خواست گیتی بسوزد بدم
چنین گفت کاناژدهای دژم
کجا خواستگیتی بسوزد بدم
چنین گفت کان اژدهای دژم
کجا خواست گیتی بسوزد بدم
در حال بروزرسانی
***
1528 : ردیف از کل
پدر بد که جست از شما مردمی
چو بشناخت بر گشت باخرمی
پدر بُد، که جُست از شما مردمی
چو بشناخت، برگشت با خرّمی
پدر بد که جست از شما مردمی
چو بشناخت بر گشت با خرمی
این بیت را ندارد
پدر بد که جستاز شما مردمی
چو شناخت بر گشت با خرمی
پدر بود که جست از شما مردمی
چو بشناخت بر خاست با خرّمی
پدر بد که جستاز شما مردمی
چو بشناختبرگشت با خرّمی
پدر بد که جست از شما مردمی
چو بشناخت بر گشت با خرمی
در حال بروزرسانی
***
1529 : ردیف از کل
کنون نامتان ساختسئیم نغز
چنان چون بباید سزاوار مغز
کنون نامتان ساختستیم نغز
چنانچون بباید، بپاکیزه مغز
کنون نامتان ساختستیم نغز
چنان چُون بباید سزاوار مغز
این بیت را ندارد
کنون نامتان ساختستیم نغز
چنان چون بباید سزاوار مغز
کنون نام تان ساختستیم نغز
چنان چون سزاید خداوند مغز
کنوننا متان ساختستیم نغز
چنان چون بباید سزاوار مغز
کنون نامتان ساختستیم نغز
چنان چون سزاید خداوند مغز
در حال بروزرسانی
***
1530 : ردیف از کل
توئی مهتر و سلم نام تو باد
بگیتی پراکنده کام تو باد
تو ای مهترین! سلم؛ نام تو باد
بگیتی پراکنده کام تو باد!
توئی مهتر و سلم نام تو باد
بگیتی پراکنده کام تو باد
این بیت را ندارد
توی مهتر و سلم نام تو باد
بگیتی پراکنده کام تو باد
توئی مهتر و سلم نام تو باد
بگیتی بر آگنده کام تو باد
توئی مهتر و سلم نام تو باد
بگیتیپراکنده کام تو باد
توی مهتر و سلم نام تو باد
بگیتی بر آ گنده کام تو باد
در حال بروزرسانی
***
1531 : ردیف از کل
که جستی سلامت ز کام نهنگ
بگاه گر یز ش نکردی درنگ
که جَستی سلامت ز چنگِ نهنگ
بگاه گزندش نکردی درنگ
که جستی سلامت ز کام نهنگ
بگاه گریزش نکردی درنگ
این بیت را ندارد
که جُستی سلامت ز چنگ نهنگ
بگاه گریزش نکردی درنگ
که جستی سلامت زچنگ نهنگ
بگاه گریزش نکردی درنگ
که جستی سلامت ز کام نهنگ
بگاه گریزش نکردی درنگ
که جستی سلامت ز کام نهنگ
بگاه گریزش نکردی درنگ
در حال بروزرسانی
***
1532 : ردیف از کل
دلاور که نندیشد از پیل و شیر
تو دیوانه خوانش مخوانش دلیر
دلاور که نندیشد از پیل و شیر
تو دیوانهخوانشمخوانش دلیر
دلاور که نندیشد از پیل و شیر
تو دیوانه خوانش مخوانش دلیر
این بیت را ندارد
دلاور که نندیشد از پیل و شیر
تو دیوانه خوانشمخوانش دلیر
دلاور که نندیشد از پیل وشیر
تو دیوانه خوانش مخوانش دلیر
دلاور که نندیشد از پیل و شیر
تو دیوانه خوانش مخوانش دلیر
دلاور که نندیشد از پیلو شیر
تو دیوانه خوانش مخوانش دلیر
در حال بروزرسانی
***
1533 : ردیف از کل
میانه کز آغاز تیز ی نمود
ز آتش مر اورا دلیری فزود
میانین کز آغاز، تیزی نمود
از آتش مر او را درشتی فزود؛
میانه کز آغاز تیزی نمود
ز آتش مراو را دلیری فزود
این بیت را ندارد
میانه کز آغاز تیری نمود
از اتش مر و را دلیری فزود
میانه کز آغاز تیزی نمود
زآتش مر اورا دلیری فزود
میانه کز آغاز تیزی نمود
ز آتش مراو را دلیری فزود
میانه کز آغاز تیزی نمود
ز آتش مر او را دلیری فزود
در حال بروزرسانی
***
1534 : ردیف از کل
ورا تور خوانیم و شیر دلیر
کجا ژنده پیلش نیارد بزیر
ورا تور خوانیم، شیر دلیر
کجا، ژنده پیلش نیارد بزیر!
ورا تور خوانیم شیر دلیر
کجا ژنده پیلش نیارد بزیر
این بیت را ندارد
و را تور خوانیم شیر دلیر
کجا ژنده پیلش نیارد بزیر
ورا تور خوانیم شیر دلیر
کجا ژنده پیلش نیآرد بزیر
ورا تور خوانیم شیر دلیر
کجا ژنده پیلش نیارد بزیر
ورا تور خوانیم شیر دلیر
کجا ژنده پیلش نیارد بزیر
در حال بروزرسانی
***
1535 : ردیف از کل
هنر خود دلیریست بر جایگاه
که بد دل نباشد سزاوار گاه
هنر خود دلیریست بر جایگاه
که بددل نباشد سزاوار گاه
هنر خود دلیریست بر جایگاه
که بد دل نباشد سزاوار گاه
این بیت را ندارد
هنر خود دلیریست بر جایگاه
که بد دل نباشد سزاوار گاه
هنر خود دلیریست بر جایگاه
که بد دل نباشد خداوند گاه
هنر خود دلیریستبر جایگاه
که بددلنباشد سزاوار گاه
هنر خود دلیریست بر جایگاه
که بددل نباشد خداوند گاه
در حال بروزرسانی
***
1536 : ردیف از کل
دگر کهتر آنمردباهنگوجنگ
که هم باشتابست وهم بادرنگ
دگر؛ کهترین، مرد با فرّ و سنگ
که هم با شتاب است و، هم با دِرنگ
دگر کهتر آنمرد با هنگ و جنگ
که هم با شتابست و هم با درنگ
این بیت را ندارد
دگر کهتر آن مرد با سنگ و هنگ
که هم باشتابستو هم با درنگ
دگر کهتر آن مرد با هنگ و جنگ
که هم با شتابست و هم با درنگ
دگر کهتر آنمرد با سنگ و جنگ
که هم باشتابست وهم با درنگ
دگر کهتر آن مرد باهنگ وجنگ
که هم با شتابستو هم با درنگ
در حال بروزرسانی
***
1537 : ردیف از کل
ز خاک و ز آتش میانه گزید
چنان کز ره هوشیاران سزید
ز خاک و ز آتش میانه گزید
چنان کز رهِ هوشیاران سزید
ز خاک و ز آتش میانه گزید
چنان کز ره هوشیاران سزید
این بیت را ندارد
ز خاک و ز آتش میانه گزید
چنان کز ره هوشیاری سزید
زخاک و زآتش میانه گزید
چنان کز ره هوشیاران سزید
ز خاک وز آتش میانه گزید
چنانکز ره هوشیاران سزید
ز خاکو ز آتش میانه گزید
چنانک از ره هوشیاران سزید
در حال بروزرسانی
***
1538 : ردیف از کل
دلیر و جوان و هشیوار بود
بگیتی جز او را نشاید ستود
دلیر و جوان و هشیوار بود
بگیتی جز او را نباید ستود
دلیر و جوان و هشیوار بود
بگیتی جُز او را نشاید ستود
این بیت را ندارد
دلیر و جوانو هشیوار بود
ز گیتی جز او را نشاید ستود
دلیر و جوان و هشیوار بود
بگیتی جز اورا نباید ستود
دلیر و جوان و هشیوار بود
بگیتی جز اورا نشاید ستود
دلیرو جوان و هشیوار بود
بگیتی جز او را نباید ستود
در حال بروزرسانی
***
1539 : ردیف از کل
کنون ایرج اندر خور نام اوی
همه مهتری باد فرجام اوی
کنون ایرج اندرخورِ نام اوی
درِ مهتری باد فرجام اوی!
کنوُن ایرج اندر خور نام اوی
همه مهتریباد فرجام اوی
این بیت را ندارد
کنون ایرج اندر خورد نام او
دگر بهتری باد فرجام او
کنون ایرج اندر خور نام اوی
در مهتری باد فرجام اوی
کنونایرج اندر خور نام اوی
همه مهتری باد فرجام اوی
کنون ایرج اندر خور نام اوی
همه مهتری باد فرجام اوی
در حال بروزرسانی
***
1540 : ردیف از کل
بدان کو بآغاز شیری نمود
بگاه درشتی دلیری نمود
بدان؛ کاو، بآغاز تندی نمود
بگاه درشتی، دلیری فزود»
بدآنگو نه آغاز شیری نمود
بگاه درشتیدلیری نمود
این بیت را ندارد
بدان کو بآغاز شیری نمود
بگاهدرشتی دلیری نمو د
بدآن کو به آغاز خوشی نمود
بگاه درشتی دلیری نمود
بدانگونه آغاز شیری نمود
بگاه درشتی دلیری نمود
بدانک او بآغاز شیری نمود
بگاه درشتی دلیری نمود
در حال بروزرسانی
***
1541 : ردیف از کل
دلیر و خردمند و بارای بود
بهر جایگه پای بر جای بود
این بیت را ندارد
دلیر و خردمند و بارای بود
بهر جایگه پای برجای بُود
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
این بیت را ندارد
دلیر و خردمند و بارای بود
بهر جایگه پایبر جای بود
این بیت را ندارد
در حال بروزرسانی
***
1542 : ردیف از کل
بنام پریچهر گان عرب
کنون بر گشایم بشادی دولب
بنام پریچهرگان روز و شب
کنون برگشایم بشادی دو لب
بنام پریچهرگان عرب
کنوُن برگشایم بشادیدو لب
این بیت را ندارد
بنام پری چهرگان عرب
کنون بر گشایم بشادی دو لب
بنام پری چهرگان عرب
کنون بر گشایم بشادی دو لب
بنام پریچهرگان عرب
کنون برگشایم بشادی دو لب
بنام پریچهرگان عرب
کنون بر گشایم بشادی دو لب
در حال بروزرسانی
***
1543 : ردیف از کل
زن سلم را کرد نام آرزوی
زن تور را نام آزاده خوی
زن سلم را نام کرد آرزوی
زن تور را ماهِ آزاده خوی
زن سلم را نام کرد آرزوی
زن تور را ماه آزاده خوی
این بیت را ندارد
زن سلم را کرد نام آرزوی
زن تور را ماه آزاده خوی
زن سلم را نام کرد آرزوی
زن تور را ماه آزاده خوی
زن سلم را نام کرد آرزوی
زن توررا ماه آزاده خوی
زن سلم را کرد نام آرزوی
زن تور را ماه آزاده خوی
در حال بروزرسانی
***
1544 : ردیف از کل
زن ایرج پاک خو را سهی
کجا بد سهیلش بخوبی رهی
زن ایرج نیکپی را سَهی
کجا، بُد بخوبی، سهیلش رهی
زن ایرج پاکخو را سهی
کجا بد بخوبی سهیلش رهی
این بیت را ندارد
زن ایرج آزاد سرو سهی
کجا بد سهیلش بخوبی ر هی
زن ایرج نیک پی را سهی
کجا بد سهیلش بخوبی رهی
زن ایرج پاکخو را سهی
کجا بد بخوبی سهیلش رهی
زن ایرج نیک پی را سهی
کجا بد سهیلش بخوبی رهی
در حال بروزرسانی
***
1545 : ردیف از کل
پس از اختر گرد گردان سپهر
که اختر شناسان نمودند چهر
پس از اختر گرد گردان سپهر
که اخترشناسان نمودند چهر؛
پس از اختر گرد گردان سپهر
که اختر شناسان نمودند چهر
این بیت را ندارد
پساز گردش اختر سپهر
که تا با که دارد بفرجام مهر
پس از اختر گرد گردان سپهر
که اختر شناسان نمودند چهر
پساز اختر گردگردان سپهر
که اختر شناسان نمودند چهر
پس از اختر گرد گردان سپهر
که اختر شناسان نمودند چهر
در حال بروزرسانی
***
1546 : ردیف از کل
نوشته بیاورد و بنهاد پیش
بدید اختر نامداران خویش
نوشته بیاورد و بنهاد پیش
بدید اختر نامداران خویش
نوشته بیاورد و بنهاد پیش
بدید اختر نامداران خویش
این بیت را ندارد
نبشته بیاورد و بنهاد پیش
بدید اختر نامداران خویش
نوشته بیآورد وبنهاد پیش
بدید اختر نامداران خویش
نوشته بیاورد و بنهاد پیش
بدید اختر نامداران خویش
نوشته بیاورد و بنهاد پیش
بدید اختر نامداران خویش
در حال بروزرسانی
***
1547 : ردیف از کل
بسلم اندرون جست ز اختر نشان
نبودش مگر مشتری با کمان
بسلم اندرون جُست ز اختر نشان
سبب مشتری بود و طالع کمان
بسلم اندرون جست ز اختر نشان
نبودش مگر مشتری با کمان
این بیت را ندارد
بسلم اندرون جست ز اختر نشان
نبودش مگر مشتری و کمان
بسلم اندرون بود زاختر نشان
نبودش مگر مشتری و کمان
بسلم اندران جست ز اختر نشان
نبودش مگر مشتری با کمان
بسلم اندرون جست ز اختر نشان
نبودش مگر مشتری با کمان
در حال بروزرسانی
***
1548 : ردیف از کل
دگر طالع تور فرخنده شیر
خداوند خورشید سعد و دلیر
دگر طالع تور فرخنده، شیر
خداوند؛ بهرام، بر خون دلیر
دگر طالع تور فرخنده شیر
خداوند خورشید سعد دلیر
این بیت را ندارد
دگر طالع تور فرخنده شیر
خداوند خورشید سعد دلیر
دگر طالع تور فرخنده شیر
خداوند خورشید سعد دلیر
دگر طالع تور فرخنده شیر
خداوند خورشید سعد دلیر
دگر طالع تور فرخنده شیر
خداوند خورشید سعد دلیر
در حال بروزرسانی