در حال بارگذاری ابیات…
***
7588 : ردیف از کل
ز بهر من آهو ز هر سو مخواه
میان دو صف برکشیده سپاه
یکی اسپ باید مرا گام زن
سم اسپ پولاد خارا شکن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7589 : ردیف از کل
کنون لشکر و دژ به فرمان تست
نباید برین آشتی جنگ جست
چو پولاد بزور وچو مرغان بپرّ
چو ماهی بدریا و چو آهو ببرّ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7590 : ردیف از کل
دژ و گنج و دژبان سراسر تراست
چو آیی بدان ساز کت دل هواست
که برگیرد این گرز وگوپال من
همین پهلوانی بر ویال من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7591 : ردیف از کل
چو رخساره بنمود سهراب را
ز خوشاب بگشاد عناب را
پیاده نشاید شدن جنگجوی
که با خشم روی اندر آرم بروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7592 : ردیف از کل
یکی بوستان بد در اندر بهشت
به بالای او سرو دهقان نکشت
چو بشنید مادر چنین از پسر
بخورشید تابان برآورد سر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7593 : ردیف از کل
دو چشمش گوزن و دو ابرو کمان
تو گفتی همی بشکفد هر زمان
بچوبان بفرمود تا هرچه بود
فسیله بیآرد بکردار دود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7594 : ردیف از کل
بدو گفت کاکنون ازین برمگرد
که دیدی مرا روزگار نبرد
که سهراب اسپی بچنگ آورد
که بر وی نشیند چو جنگ آورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7595 : ردیف از کل
برین باره دژ دل اندر مبند
که این نیست برتر ز ابر بلند
همه هرچه بودند زاسپان گله
که بودی بکوه وبصحرا یله
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7596 : ردیف از کل
بپای آورد زخم کوپال من
نراندکسی نیزه بر یال من
بشهر آوریدند وسهراب شیر
کمندی گرفت وبیآمد دلیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7597 : ردیف از کل
عنان را بپیچید گرد آفرید
سمند سرافراز بر دژ کشید
هر اسپی که دیدی بنیروی ویال
فگندی بگردنش خمّ دوال
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7598 : ردیف از کل
همی رفت و سهراب با او به هم
بیامد به درگاه دژ گژدهم
نهادی برو دست را آزمون
شکم بر زمین بر نهادی هیون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7599 : ردیف از کل
درباره بگشاد گرد آفرید
تن خسته و بسته بر دژ کشید
بزورش بسی اسپ نیکو شکست
نیآمدش شایسته اسپی بدست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7600 : ردیف از کل
در دژ ببستند و غمگین شدند
پر از غم دل و دیده خونین شدند
نبد هیچ اسپی سزاوار اوی
ببد تنگ دل آن گو نام جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7601 : ردیف از کل
ز آزار گردآفرید و هجیر
پر از درد بودند برنا و پیر
سرنجام گردی از آن انجمن
بیآمد بنزدیک آن پیلتن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7602 : ردیف از کل
بگفتند کای نیکدل شیرزن
پر از غم بد از تو دل انجمن
که دارم یکی کرّۀ از رخش نژاد
بنیرو چو شیر وبرفتن چو باد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7603 : ردیف از کل
که هم رزم جستی هم افسون و رنگ
نیامد ز کار تو بر دوده ننگ
یکی کرّه چون گود وادی سپر
بصحرا بپویه چو مرغی به پر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7604 : ردیف از کل
بخندید بسیار گرد آفرید
به باره برآمد سپه بنگرید
مزور وبرفتن بکردار هور
ندیدست کس همچنان تیز بور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7605 : ردیف از کل
چو سهراب را دید بر پشت زین
چنین گفت کای شاه ترکان چین
ززخم سمش گاو ماهی ستوه
بجستن چون برق وبهیکل چو کوه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7606 : ردیف از کل
چرا رنجه گشتی کنون بازگرد
هم از آمدن هم ز دشت نبرد
بکه بر دونده بسان کلاغ
بدریا درون او بکردار ماغ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7607 : ردیف از کل
بخندید و او را به افسوس گفت
که ترکان ز ایران نیابند جفت
بصحرا رود همچو تیر از کمان
رسد چون سود از پی بد گمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7608 : ردیف از کل
چنین بود و روزی نبودت ز من
بدین درد غمگین مکن خویشتن
ببد شاد سهراب از گفت مرد
بخندید ورخساره شاداب کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7609 : ردیف از کل
همانا که تو خود ز ترکان نه ای
که جز به آفرین بزرگان نه ای
ببردند آن جرمۀ خوب رنگ
بنزدیک سهراب یل بی درنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7610 : ردیف از کل
بدان زور و بازوی و آن کتف و یال
نداری کس از پهلوانان همال
بکردش بنیروی خود آزمون
قوی بود وشایسته آمد هیون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7611 : ردیف از کل
ولیکن چو آگاهی آید به شاه
که آورد گردی ز توران سپاه
نوازید ومالید وزین برنهاد
برو بر نشست آن یل نیو زاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7612 : ردیف از کل
شهنشاه و رستم بجنبد ز جای
شما با تهمتن ندارید پای
درآمد بزین چون که بی ستون
گرفتش یکی نیزه همچو ستون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7613 : ردیف از کل
نماند یکی زنده از لشکرت
ندانم چه آید ز بد بر سرت
چنین گفت سهراب با آفرین
که چون اسپم آمد بدست اینچنین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7614 : ردیف از کل
دریغ آیدم کاین چنین یال و سفت
همی از پلنگان بباید نهفت
من اکنون چو باید سواری کنم
بکاؤس بر روز تاری کنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7615 : ردیف از کل
ترا بهتر آید که فرمان کنی
رخ نامور سوی توران کنی
بگفت این وآمد سوی خانه باز
همی جنگ ایرانیان کرد ساز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7616 : ردیف از کل
نباشی بس ایمن به بازوی خویش
خورد گاو نادان ز پهلوی خویش
زهر سو سپه شد برو انجمن
که هم با گهر بد وهم تیغ زن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7617 : ردیف از کل
چو بشنید سهراب ننگ آمدش
که آسان همی دژ به چنگ آمدش
به پیش نیا شد بخواهشگری
وزو خواست دستوری ویاوری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7618 : ردیف از کل
به زیر دژ اندر یکی جای بود
کجا دژ بدان جای بر پای بود
که خواهم شدن سوی ایران زمین
که بینم مر آن باب با آفرین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7619 : ردیف از کل
به تاراج داد آن همه بوم و رست
به یکبارگی دست بد را بشست
چو شاه سمنگان چنان دید باز
ببخشید ویرا زهر گونه ساز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7620 : ردیف از کل
چنین گفت کامروز بیگاه گشت
ز پیگارمان دست کوتاه گشت
زتاج وزتخت وکلاه وکمر
از اسپ واز اشتر ززر وگهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7621 : ردیف از کل
برآرم به شبگیر ازین باره گرد
ببینند آسیب روز نبرد
زخفتان کین وزساز نبرد
شکفتید از آن کودک شیر خورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7622 : ردیف از کل
چو برگشت سهراب گژدهم پیر
بیاورد و بنشاند مردی دبیر
بداد ودهش دست را بر کشاد
همه ساز وآئین شاهان نهاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7623 : ردیف از کل
یکی نامه بنوشت نزدیک شاه
برافگند پوینده مردی به راه
خبر شد بنزدیک افراسیاب
که افگند سهراب کشتی بر آب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی