در حال بارگذاری ابیات…
***
7809 : ردیف از کل
ز بس گونه گونه سنان و درفش
سپرهای زرین و زرینه کفش
سپهدار سهراب نیزه بدست
یکی بارۀ تیز تک بر نشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7810 : ردیف از کل
تو گفتی که ابری به رنگ آبنوس
برآمد ببارید زو سندروس
بدآن بد که گردان دژ را همه
بگیرد ببندد بسان رمه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7811 : ردیف از کل
جهان را شب و روز پیدا نبود
تو گفتی سپهر و ثریا نبود
چو آهنگ دژ کرد کسرا ندید
خروشی چو شیر ژیان بر کشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7812 : ردیف از کل
ازینسان بشد تا در دژ رسید
بشد خاک و سنگ از جهان ناپدید
بیآمد در دژ کشادند باز
ندیدند در دژ یکی رزم ساز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7813 : ردیف از کل
خروشی بلند آمد از دیدگاه
به سهراب گفتند کامد سپاه
بشب رفته بودند با گژدهم
سواران دژدار وگردان بهم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7814 : ردیف از کل
چو سهراب زان دیده آوا شنید
به باره بیامد سپه بنگرید
که زیر دژ اندر یکی راه بود
که دشمن از آن ره نه آگاه بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7815 : ردیف از کل
به انگشت لشکر به هومان نمود
سپاهی که آن را کرانه نبود
چو سهراب ولشکر بدژ بر رسید
بباره درون گژدهم را ندید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7816 : ردیف از کل
چو هومان ز دور آن سپه را بدید
دلش گشت پربیم و دم درکشید
هر آنکس که بود اندر آن جایگاه
گنه کار بودند اگر بیگناه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7817 : ردیف از کل
به هومان چنین گفت سهراب گرد
که اندیشه از دل بباید سترد
بفرمان همه پیش او آمدند
بجان هر کسی چاره جوی آمدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7818 : ردیف از کل
نبینی تو زین لشکر بیکران
یکی مرد جنگی و گرزی گران
همی جست گردآفرید وندید
دلش مهر وپیوند او برگزید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7819 : ردیف از کل
که پیش من آید به آوردگاه
گر ایدون که یاری دهد هور و ماه
بدل گفت از آنپس دریغا دریغ
که شد ماه تابنده در زیر میغ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7820 : ردیف از کل
سلیح ست بسیار و مردم بسی
سرافراز نامی ندانم کسی
چو نامه بنزدیک خسرو رسید
غمی شد دلش کآن سخنها شنید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7821 : ردیف از کل
کنون من به بخت رد افراسیاب
کنم دشت را همچو دریای آب
گرانمایگانرا زلشکر بخواند
وز آن داستان چند گونه براند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7822 : ردیف از کل
به تنگی نداد ایچ سهراب دل
فرود آمد از باره شاداب دل
نشستند با شاه ایران بهم
بزرگان لشکر همه بیش وکم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7823 : ردیف از کل
یکی جام می خواست از می گسار
نکرد ایچ رنجه دل از کارزار
چو طوس وچو گودرز کشواد وگیو
چو گرگین وبهرام وفرهاد نیو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7824 : ردیف از کل
وزانسو سراپرده شهریار
کشیدند بر دشت پیش حصار
سپهدار نامه بر ایشان بخواند
کم وبیش آن پهلوان را براند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7825 : ردیف از کل
ز بس خیمه و مرد و پرده سرای
نماند ایچ بر دشت و بر کوه جای
چنین گفت با پهلوانان براز
که این کار گردد بما بر دراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7826 : ردیف از کل
چو خورشید گشت از جهان ناپدید
شب تیره بر دشت لشکر کشید
بدینسان که گژدهم گوید همی
از اندیشه دلرا بشوید همی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7827 : ردیف از کل
تهمتن بیامد به نزدیک شاه
میان بسته جنگ و دل کینه خواه
چه سازیم ودرمان این کار چیست
از ایران هم آورد این مرد کیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7828 : ردیف از کل
که دستور باشد مرا تاجور
از ایدر شوم بی کلاه و کمر
بر آن بر نهادند یکسر که گیو
بزابل شود پیش سالار نیو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7829 : ردیف از کل
ببینم که این نو جهاندار کیست
بزرگان کدامند و سالار کیست
برستم رساند از آن آگهی
که با بیم شد تخت شاهنشهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7830 : ردیف از کل
بدو گفت کاووس کین کار تست
که بیدار دل بادی و تن درست
گو پیل تن را بدین رزمگاه
بخواند که اویست پشت سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7831 : ردیف از کل
تهمتن یکی جامه ترکوار
بپوشید و آمد دوان تا حصار
نشست آنگهی رای زین با دبیر
که کاری گزاینده بد ناگزیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7832 : ردیف از کل
بیامد چو نزدیکی دژ رسید
خروشیدن نوش ترکان شنید
یکی نامه فرمود پس شهریار
نبشتن بر رستم نامدار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی