در حال بارگذاری ابیات…
***
8674 : ردیف از کل
شنیدستم از نامور مهتران
همه داستانهای هاماوران
پیامی زمن نزد کاؤس بر
بگویش که مارا چه آمد بسر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8675 : ردیف از کل
که از پیش با شاه ایران چه کرد
ز گردان ایران برآورد گرد
بدشنه جگرگاه پور دلیر
بریدم که دستم مماناد دیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8676 : ردیف از کل
پر از بند سودابه کاو دخت اوست
نخواهد همی دوده را مغز و پوست
گرت هیچ یاد است کردار من
یکی رنجه کن دل بتیمار من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8677 : ردیف از کل
به پاسخ سیاوش چو بگشاد لب
پری چهره برداشت از رخ قصب
از آن نوشداو که در گنج تست
کجا خستگانرا کند تن درست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8678 : ردیف از کل
بدو گفت خورشید با ماه نو
گر ایدون که بینند بر گاه نو
بنزدیک من با یکی جام می
سزد گر فرستی هم اکنون زپی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8679 : ردیف از کل
نباشد شگفت ار شود ماه خوار
تو خورشید داری خود اندر کنار
مگر کو ببخت تو بهتر شود
چو من پیش تخت تو کهتر شود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8680 : ردیف از کل
کسی کاو چو من دید بر تخت عاج
ز یاقوت و پیروزه بر سرش تاج
بیآمد سپهبد بکردار باد
بکاؤس یکسر پیامش بداد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8681 : ردیف از کل
نباشد شگفت ار به مه ننگرد
کسی را به خوبی به کس نشمرد
بدو گفت کاؤس کز پیلتن
کرا آب بیشست از انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8682 : ردیف از کل
اگر با من اکنون تو پیمان کنی
نپیچی و اندیشه آسان کنی
نخواهم که هرگز بدآید بروی
که هستش بسی نزد من آبروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8683 : ردیف از کل
یکی دختری نارسیده بجای
کنم چون پرستار پیشت به پای
ولیکن اگر داروی نوش من
دهم زنده ماند گو پیلتن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8684 : ردیف از کل
به سوگند پیمان کن اکنون یکی
ز گفتار من سر مپیچ اندکی
شود پشت رستم بنیرو ترا
هلاک آورد بی گمان مر مرا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8685 : ردیف از کل
چو بیرون شود زین جهان شهریار
تو خواهی بدن زو مرا یادگار
اگر یکزمان زو بمن بد رسد
بسازیم پاداش او چون سزد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8686 : ردیف از کل
نمانی که آید به من بر گزند
بداری مرا همچو او ارجمند
شنیدی که او گفت کاؤس کیست
گرو شهریارست پس طوس کیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8687 : ردیف از کل
من اینک به پیش تو استاده ام
تن و جان شیرین ترا داده ام
کجا گنجد او در جهان فراخ
بدآن بر وبرز وبدآن یال وشاخ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8688 : ردیف از کل
ز من هرچ خواهی همه کام تو
برآرم نپیچم سر از دام تو
کجا باشد او پیش تختم پای
کجا راند او زیر فرّ همای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8689 : ردیف از کل
سرش تنگ بگرفت و یک پوشه چاک
بداد و نبود آگه از شرم و باک
بدشنام چندی مرا بر شمرد
به پیش سپه آب رویم ببرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8690 : ردیف از کل
رخان سیاوش چو گل شد ز شرم
بیاراست مژگان به خوناب گرم
چو فرزند او زنده ماند مرا
همی خاک باشد بدست اندرا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8691 : ردیف از کل
چنین گفت با دل که از کار دیو
مرا دور داراد گیهان خدیو
سخنهای سهراب نشنیدۀ
نه مرد بزرگی جهان دیدۀ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8692 : ردیف از کل
نه من با پدر بیوفایی کنم
نه با اهرمن آشنایی کنم
کز ایرانیان سر ببرّم هزار
کنم زنده کاؤس کی را بدار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8693 : ردیف از کل
وگر سرد گویم بدین شوخ چشم
بجوشد دلش گرم گردد ز خشم
اگر ماند او زنده اندر جهان
بپیچند ازو مهان وکهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8694 : ردیف از کل
یکی جادوی سازد اندر نهان
بدو بگرود شهریار جهان
کسی دشمن خویشتن پرورد
بگیتی برون نام بد گسترد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8695 : ردیف از کل
همان به که با او به آواز نرم
سخن گویم و دارمش چرب و گرم
چو بشنید گودرز وبرگشت زود
بر رستم آمد بکردار دود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8696 : ردیف از کل
سیاوش ازان پس به سودابه گفت
که اندر جهان خود تراکیست جفت
بدو گفت خوی بد شهریار
درختیست خنظل همیشه ببار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8697 : ردیف از کل
نمانی مگر نیمه ماه را
نشایی به گیتی بجز شاه را
بتندی بگیتی ورا یار نیست
همان رنج کسرا خریدار نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8698 : ردیف از کل
کنون دخترت بس که باشد مرا
نشاید بجز او که باشد مرا
ترا رفت باید بنزدیک اوی
که روشن کنی جان تاریک اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8699 : ردیف از کل
برین باش و با شاه ایران بگوی
نگه کن که پاسخ چه یابی ازوی
بفرمود رستم که تا پیشکار
یکی جامه سازند از زرّ تار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی