در حال بارگذاری ابیات…
***
7624 : ردیف از کل
نخست آفرین کرد بر کردگار
نمود آنگهی گردش روزگار
یکی لشکری شد برو انجمن
همی سر فرازد چو سرو چمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7625 : ردیف از کل
که آمد بر ما سپاهی گران
همه رزم جویان کندآوران
هنوز از دهن بوی شیر آیدش
همی رای شمشیر وتیر آیدش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7626 : ردیف از کل
یکی پهلوانی به پیش اندرون
که سالش ده و دو نباشد فزون
زمینرا بخنجر بشوید همی
کنون رزم کاؤس جوید همی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7627 : ردیف از کل
به بالا ز سرو سهی برترست
چو خورشید تابان به دو پیکرست
سپاه انجمن شد برو بر بسی
نیآمد همی یادش از هر کسی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7628 : ردیف از کل
برش چون بر پیل و بالاش برز
ندیدم کسی را چنان دست و گرز
سخن زین درازی چه باید کشید
هنر برتر از گوهر آمد پدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7629 : ردیف از کل
چو شمشیر هندی به چنگ آیدش
ز دریا و از کوه تنگ آیدش
چو افراسیاب آن سخنها شنود
خوش آمدش وخندید وشادی نمود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7630 : ردیف از کل
چو آواز او رعد غرنده نیست
چو بازوی او تیغ برنده نیست
زلشکر گزید از دلاور سران
کسی کو گراید بگرز گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7631 : ردیف از کل
هجیر دلاور میان را ببست
یکی باره تیزتگ برنشست
سپهبد چو هومان وچون بارمان
که در جنگ شیران نجستی زمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7632 : ردیف از کل
بشد پیش سهراب رزم آزمای
بر اسپش ندیدم فزون زان به پای
ده ودو هزار از دلیران گرد
گزیده زلشکر بدیشان سپرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7633 : ردیف از کل
که بر هم زند مژه را جنگ جوی
گراید ز بینی سوی مغز بوی
چنین گفت کین چاره اندر نهان
بدارید وسازید کار جهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7634 : ردیف از کل
که سهرابش از پشت زین برگرفت
برش ماند زان بازو اندر شگفت
پسر را نباید که داند پدر
زپیوند جان وزمهر گهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7635 : ردیف از کل
درست ست و اکنون به زنهار اوست
پراندیشه جان از پی کار اوست
چو روی اندر آرند هر دو بروی
تهمتن بود بی گمان جنگ جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7636 : ردیف از کل
سواران ترکان بسی دیده ام
عنان پیچ زین گونه نشنیده ام
مگر کآن دلاور گو سال خورد
شود کشته بر دست این شیر مرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7637 : ردیف از کل
مبادا که او در میان دو صف
یکی مرد جنگ آور آرد بکف
چو بی رستم ایران بچنگ آوریم
جهان پیش کاؤس تنگ آوریم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7638 : ردیف از کل
بران کوه بخشایش آرد زمین
که او اسپ تازد برو روز کین
وز آنپس بگیریم سهراب را
ببندیم یکشب بدو خوابرا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7639 : ردیف از کل
عنان دار چون او ندیدست کس
تو گفتی که سام سوارست و بس
وگر کشته گردد بدست پدر
از آن پس بسوزد دل نامور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7640 : ردیف از کل
بلندیش بر آسمان رفته گیر
سر بخت گردان همه خفته گیر
برفتند بیدار دو پهلوان
بنزدیک سهراب روشن روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7641 : ردیف از کل
اگر خود شکیبیم یک چند نیز
نکوشیم و دیگر نگوییم چیز
به پیش اندرون هدیۀ شهریار
ده اسپ وده استر بزین وببار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7642 : ردیف از کل
اگر دم زند شهریار زمین
نراند سپاه و نسازد کمین
زپیروزه تخت وزبیجاده تاج
سر تاج درّ پایۀ تخت عاج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7643 : ردیف از کل
دژ و باره گیرد که خود زور هست
نگیرد کسی دست او را به دست
یکی نامه با لانۀ دلپسند
نبشته بنزدیک آن ارجمند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7644 : ردیف از کل
که این باره را نیست پایاب اوی
درنگی شود شیر زاشتاب اوی
که گر تخت ایران بچنگ آوری
زمانه بر آزاید از داوری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7645 : ردیف از کل
چو نامه به مهر اندر آمد به شب
فرستاده را جست و بگشاد لب
ازین مرز تا آن بسی راه نیست
سمنگان وایران وتوران یکیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7646 : ردیف از کل
بگفتش چنان رو که فردا پگاه
نبیند ترا هیچکس زان سپاه
فرستمت چندان که باید سپاه
تو بر تخت بنشین وبر نه کلاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7647 : ردیف از کل
فرستاد نامه سوی راه راست
پس نامه آنگاه بر پای خاست
بتوران چو هومان وچون بارمان
دلیر وسهبد نبد بی گمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7648 : ردیف از کل
بنه برنهاد و سراندر کشید
بران راه بی راه شد ناپدید
فرستادم اینک بنزدیک تو
که باشند یکچند مهمان تو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7649 : ردیف از کل
سوی شهر ایران نهادند روی
سپردند آن باره دژ بدوی
اگر جنگ جوئی تو جنگ آورند
جهان بر بداندیش تنگ آورند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7650 : ردیف از کل
چو خورشید بر زد سر از تیره کوه
میان را ببستند ترکان گروه
چنین نامه وخلعت شهریار
ببردند با اسپ واستر ببار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7651 : ردیف از کل
سپهدار سهراب نیزه بدست
یکی بارکش باره ای برنشست
پس آمد بسهراب از ایشان خبر
پذیره شدنرا ببستش کمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7652 : ردیف از کل
سوی باره آمد یکی بنگرید
به باره درون بس کسی را ندید
بشد با نیا پیش هومان چو باد
سپه دید چندان دلش گشت شاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7653 : ردیف از کل
بیامد در دژ گشادند باز
ندیدند در دژ یکی رزمساز
چو هومان ورا دید با یال وکفت
فرو ماند یکبار ازو در شکفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7654 : ردیف از کل
به فرمان همه پیش او آمدند
به جان هرکسی چاره جو آمدند
بدو داد پس نامۀ شهریار
ابا هدیه وآلت کارزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7655 : ردیف از کل
چو نامه به نزدیک خسرو رسید
غمی شد دلش کان سخنها شنید
همان نیز بیدار دو پهلوان
بگفتند پیغام شاه جهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7656 : ردیف از کل
گرانمایگان را ز لشکر بخواند
وزین داستان چندگونه براند
جهانجوی چون نامۀ او بخواند
ازآنجایگه تیز لشکر براند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7657 : ردیف از کل
نشستند با شاه ایران به هم
بزرگان لشکر همه بیش و کم
بزد کوس وسوی ره آورد روی
جهان پر از لشکر وهای وهوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7658 : ردیف از کل
چو طوس و چو گودرز کشواد و گیو
چو گرگین و بهرام و فرهاد نیو
کسی را نبد تاب با او بچنگ
اگر شیر پیش آمدش گر نهنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7659 : ردیف از کل
سپهدار نامه بر ایشان بخواند
بپرسید بسیار و خیره بماند
سوی مرز ایران سپهرا براند
همی سوخت آباد وچیزی نماند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7660 : ردیف از کل
چنین گفت با پهلوانان براز
که این کار گردد به ما بر دراز
دژی بود کس خواندندی سفید
بدآن دژ بد ایرانیانرا امید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی