در حال بارگذاری ابیات…
***
7552 : ردیف از کل
به پیش سپاه اندر آمد چو گرد
چو رعد خروشان یکی ویله کرد
تو گفتی گو پیلتن رستم است
وگر سام شیر است وگر نیرمست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7553 : ردیف از کل
که گردان کدامند و جنگ آوران
دلیران و کارآزموده سران
چو خندان شد وچهره شاداب کرد
ورا نام تهمینه سهراب کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7554 : ردیف از کل
چو سهراب شیراوژن او را بدید
بخندید و لب را به دندان گزید
چو یکماه شد همچو یکسال شد
برش چون بر رستم زال بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7555 : ردیف از کل
چنین گفت کامد دگر باره گور
به دام خداوند شمشیر و زور
چو سه ساله شد ساز میدان گرفت
به پنجم دل شیران مردان گرفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7556 : ردیف از کل
بپوشید خفتان و بر سر نهاد
یکی ترگ چینی به کردار باد
چو ده ساله شد زآن زمین کس نبود
که یارست با او نبرد آزمود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7557 : ردیف از کل
بیامد دمان پیش گرد آفرید
چو دخت کمندافگن او را بدید
بر مادر آمد بپرسید ازوی
بدو گفت گستاخ با من بگوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7558 : ردیف از کل
کمان را به زه کرد و بگشاد بر
نبد مرغ را پیش تیرش گذر
که من چون زهمشیرگان برترم
همی زآسمان برتر آمد سرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7559 : ردیف از کل
به سهراب بر تیر باران گرفت
چپ و راست جنگ سواران گرفت
زتخم کیم وز کدامین گهر
چه گویم چو پرسند نام پدر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7560 : ردیف از کل
نگه کرد سهراب و آمدش ننگ
برآشفت و تیز اندر آمد به جنگ
گرین پرسش از من تو داری نهان
نمانم ترا زنده اندر مهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7561 : ردیف از کل
سپر بر سرآورد و بنهاد روی
ز پیگار خون اندر آمد به جوی
بدو گفت مادر که بشنو سخن
برین شادمان باش وتندی مکن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7562 : ردیف از کل
چو سهراب را دید گردآفرید
که برسان آتش همی بردمید
تو پور گو پیلتن رستمی
زدستان سامی واز نیرمی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7563 : ردیف از کل
کمان به زه را به بازو فگند
سمندش برآمد به ابر بلند
ازیرا سرت زآسمان برترست
که تخم تو زین نامور گهرست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7564 : ردیف از کل
سر نیزه را سوی سهراب کرد
عنان و سنان را پر از تاب کرد
جهان آفرین تا جهان آفرید
سواری چو رستم نیآمد پدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7565 : ردیف از کل
برآشفت سهراب و شد چون پلنگ
چو بدخواه او چاره گر بد به جنگ
چو سام نریمان بگیتی نبود
نیارست گردون سرشرا بسود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7566 : ردیف از کل
عنان برگرایید و برگاشت اسپ
بیامد به کردار آذرگشسپ
یکی نامۀ رستم جنگجوی
بیآورد وبنمود پنهان بدوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7567 : ردیف از کل
زدوده سنان آنگهی در ربود
درآمد بدو هم به کردار دود
سه یاقوت رخشان وسه بدره زر
کز ایران فرستاده بودش پدر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7568 : ردیف از کل
بزد بر کمربند گردآفرید
ز ره بر برش یک به یک بردرید
بدآنگاه که او زاده بودش زمام
فرستاده بودش پدر با پیام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7569 : ردیف از کل
ز زین برگرفتش به کردار گوی
چو چوگان به زخم اندر آید بدوی
بگفتش تو اینرا بخوبی نگر
که بایست فرستاد ای پر هنر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7570 : ردیف از کل
چو بر زین بپیچید گرد آفرید
یکی تیغ تیز از میان برکشید
دگر گفت افراسیاب این سخن
نیابد که داند زسر تا به بن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7571 : ردیف از کل
بزد نیزه او به دو نیم کرد
نشست از بر اسپ و برخاست گرد
که او دشمن نامور رستمست
بتوران زمین زو همه ماتمست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7572 : ردیف از کل
به آورد با او بسنده نبود
بپیچید ازو روی و برگاشت زود
مبادا که گردد بتو کینخواه
زخشم پدر پور سازد تباه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7573 : ردیف از کل
سپهبد عنان اژدها را سپرد
به خشم از جهان روشنایی ببرد
پدر گر بداند که تو زین نشان
شدستی سرافراز گردنکشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7574 : ردیف از کل
چو آمد خروشان به تنگ اندرش
بجنبید و برداشت خود از سرش
چو داند بخواند ترا نزد خویش
دل مادرت گردد از درد ریش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7575 : ردیف از کل
رها شد ز بند زره موی اوی
درفشان چو خورشید شد روی اوی
چنین گفت سهراب کاندر جهان
ندارد کسی این سخن در نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7576 : ردیف از کل
بدانست سهراب کاو دخترست
سر و موی او ازدر افسرست
بزرگان جنگ آور از باستان
زرستم زنند این زمان داستان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7577 : ردیف از کل
شگفت آمدش گفت از ایران سپاه
چنین دختر آید به آوردگاه
نبرده نژادی که چون این بود
نهان کردن از من چه آئین بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7578 : ردیف از کل
سواران جنگی به روز نبرد
همانا به ابر اندر آرند گرد
کنون من زترکان جنگ آوران
فراز آورم لشکری بی کران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7579 : ردیف از کل
ز فتراک بگشاد پیچان کمند
بینداخت و آمد میانش ببند
برانگیختم از کاخ کاؤس را
ببرّم از ایران پی طوس را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7580 : ردیف از کل
بدو گفت کز من رهایی مجوی
چرا جنگ جویی تو ای ماه روی
نه گرگین بمانم نه گودرز وگیو
نه کستهم نوذر نه بهرام نیو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7581 : ردیف از کل
نیامد بدامم بسان تو گور
ز چنگم رهایی نیابی مشور
برستم دهم گرز واسپ وکلاه
نشانمش بر کاخ کاؤس شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7582 : ردیف از کل
بدانست کاویخت گردآفرید
مر آن را جز از چاره درمان ندید
وز ایران بتوران شوم جنگجوی
ابا شاه روی اندر آرم بروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7583 : ردیف از کل
بدو روی بنمود و گفت ای دلیر
میان دلیران به کردار شیر
بگیرم سر تخت افراسیاب
سر نیزه بگذارم از آفتاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7584 : ردیف از کل
دو لشکر نظاره برین جنگ ما
برین گرز و شمشیر و آهنگ ما
ترا بانوی شهر ایران کنم
بچنگ یلان جنگ شیران کنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7585 : ردیف از کل
کنون من گشایم چنین روی و موی
سپاه تو گردد پر از گفت وگوی
چو رستم پدر باشد ومن پسر
نماند بگیتی کسی تاجور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7586 : ردیف از کل
که با دختری او به دشت نبرد
بدین سان به ابر اندر آورد گرد
چو روشن شود روی خورشید وماه
ستاره چرا بر فرازد کلاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7587 : ردیف از کل
نهانی بسازیم بهتر بود
خرد داشتن کار مهتر بود
بمادر چنین گفت سهراب گرد
که اکنون ببینی زمن دستبرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی