در حال بارگذاری ابیات…
***
7438 : ردیف از کل
بفرمود تا موبدی پرهنر
بیاید بخواهد ورا از پدر
زموبد بدین گونه برداشت یاد
که رستم برآراست از بامداد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7439 : ردیف از کل
چو بشنید شاه این سخن شاد شد
بسان یکی سرو آزاد شد
عمی بد دلش ساز نخچیر کرد
کمر بست وترکش پر از تیر کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7440 : ردیف از کل
بدان پهلوان داد آن دخت خویش
بدان سان که بودست آیین و کیش
برفت وبرخش اندر آورد پای
برانگیخت آن پیل پیکر زجای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7441 : ردیف از کل
به خشنودی و رای و فرمان اوی
به خوبی بیاراست پیمان اوی
سوی مرز توران بنهاد روی
چوشیری که باشد دژم جنگجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7442 : ردیف از کل
چو بسپرد دختر بدان پهلوان
همه شاد گشتند پیر و جوان
چو نزدیک شهر سمنگان رسید
بیابان سراسر پر از گور دید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7443 : ردیف از کل
ز شادی بسی زر برافشاندند
ابر پهلوان آفرین خواندند
بر افروخت چون گل رخ تاج بخش
بخندید واز جای برخاست رخش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7444 : ردیف از کل
که این ماه نو بر تو فرخنده باد
سر بدسگالان تو کنده باد
بتیر وکمان وبگرز وکمند
بیفگند بر دشت نخچیر چند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7445 : ردیف از کل
چو انباز او گشت با او براز
ببود آن شب تیره دیر و دراز
زخاشاک واز خار وشاخ درخت
یکی آتشی برفروزید سخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7446 : ردیف از کل
چو خورشید تابان ز چرخ بلند
همی خواست افگند رخشان کمند
چو آتش پراگنده شدی پیلتن
درختی بجست از در باب زن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7447 : ردیف از کل
به بازوی رستم یکی مهره بود
که آن مهره اندر جهان شهره بود
یکی نرّه گوری بزد بر درخت
که در چنگ او پرّ مرغی نسخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7448 : ردیف از کل
بدو داد و گفتش که این را بدار
اگر دختر آرد ترا روزگار
چو بریان شد از هم بکند وبخورد
زمغز استخوانش برآورد گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7449 : ردیف از کل
بگیر و بگیسوی او بر بدوز
به نیک اختر و فال گیتی فروز
بخفت وبر آسود از روزگار
چمان وچران رخش در مرغزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7450 : ردیف از کل
ور ایدونک آید ز اختر پسر
ببندش ببازو نشان پدر
سواران ترکان تنی هفت هشت
در آن دشت نخچیرگه بر گذشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7451 : ردیف از کل
به بالای سام نریمان بود
به مردی و خوی کریمان بود
پی رخش دیدند بر مرغزار
که میگشت گرد لب جویبار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7452 : ردیف از کل
فرود آرد از ابر پران عقاب
نتابد به تندی بر او آفتاب
چو بر دشت مر اسپ را یافتند
سوی بند کردنش بشتافتند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7453 : ردیف از کل
همی بود آن شب بر ماه روی
همی گفت از هر سخن پیش اوی
سواران زهر سو برو تاختند
کمندی کمانی بر انداختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7454 : ردیف از کل
چو خورشید رخشنده شد بر سپهر
بیاراست روی زمین را به مهر
چو رخش آن کمند سواران بدید
بکردار شیر ژیان بر دمید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7455 : ردیف از کل
به پدرود کردن گرفتش به بر
بسی بوسه دادش به چشم و به سر
دو تنرا بزخم لکد کرد پست
یکیرا سر از تن بدندان گسست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7456 : ردیف از کل
پری چهره گریان ازو بازگشت
ابا انده و درد انباز گشت
سه تن کشته شد زآن سواران چند
نیآمد سر رخشی جنگی ببند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7457 : ردیف از کل
بر رستم آمد گرانمایه شاه
بپرسیدش از خواب و آرامگاه
پس آنگه فگندند هر سو کمند
که تا کردن رخش جنگی ببند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7458 : ردیف از کل
چو این گفته شد مژده دادش به رخش
برو شادمان شد دل تاج بخش
گرفتند و بردند پویان بشهر
همی هر کس از رخش جستند بهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7459 : ردیف از کل
بیامد بمالید وزین برنهاد
شد از رخش رخشان و از شاه شاد
چو بیدار شد رستم از خواب خوش
بکار آمدش بارۀ دست کش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7460 : ردیف از کل
چو نه ماه بگذشت بر دخت شاه
یکی پورش آمد چو تابنده ماه
بر آن مرغزار اندرون بنگرید
زههر سو همی بارگی را ندید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7461 : ردیف از کل
تو گفتی گو پیلتن رستم ست
وگر سام شیرست و گر نیرم ست
غمی گشت چون بارگی را نیافت
سراسیمه سوی سمنگان شتافت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7462 : ردیف از کل
چو خندان شد و چهره شاداب کرد
ورا نام تهمینه سهراب کرد
همی گفت که اکنون پیاده نوان
کجا پریم از ننگ تیره روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7463 : ردیف از کل
چو یک ماه شد همچو یک سال بود
برش چون بر رستم زال بود
ابا ترکش وگرز بسته میان
چننن ترگ وشمشیر وببر بیان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7464 : ردیف از کل
چو سه ساله شد زخم چوگان گرفت
به پنجم دل تیر و پیکان گرفت
بیابان چگونه گذاره کنم
ابا جنگ جویتن چه چاره کنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7465 : ردیف از کل
چو ده ساله شد زان زمین کس نبود
که یارست یا او نبرد آزمود
گه گویند ترکان کاسپش که بود
تهمتن چنین خفته گشت وبمرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7466 : ردیف از کل
بر مادر آمد بپرسید زوی
بدو گفت گستاخ بامن بگوی
کنون رفت باید ببیچارگی
بغم دل نهادن بیکبارگی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7467 : ردیف از کل
که من چون ز همشیرگان برترم
همی به آسمان اندر آید سرم
کنون بست باید سلچ وکمر
بجائی نشانش ببایم مگر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7468 : ردیف از کل
ز تخم کیم وز کدامین گهر
چه گویم چو پرسد کسی از پدر
برفت اینچنین دل پر از درد ورنج
تن اندر بلا ودل اندر شکنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7469 : ردیف از کل
گر این پرسش از من بماند نهان
نمانم ترا زنده اندر جهان
چو نزدیک شهر سمنگان رسید
خبر زو بشاه وبزرگان رسید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی