در حال بارگذاری ابیات…
***
7470 : ردیف از کل
بدو گفت مادر که بشنو سخن
بدین شادمان باش و تندی مکن
که آمد پیاده گو تاج بخش
بنخچیرگه زو رمیدست رخش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7471 : ردیف از کل
تو پور گو پیلتن رستمی
ز دستان سامی و از نیرمی
پذیره شدندش بزرگان وشاه
کسی کو بسر بر نهادی کلاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7472 : ردیف از کل
ازیرا سرت ز آسمان برترست
که تخم تو زان نامور گوهرست
همی گفت هرکس که او رستمست
وبا آفتاب سپیده دمست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7473 : ردیف از کل
جهان آفرین تا جهان آفرید
سواری چو رستم نیامد پدید
پیاده یشد پیش او زود شاه
برو انجمن شد فراوان سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7474 : ردیف از کل
چو سام نریمان به گیتی نبود
سرش را نیارست گردون بسود
بدو گفت شاه سمنگان چه بود
که یارست با تو نبرد آزمود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7475 : ردیف از کل
یکی نامه از رستم جنگ جوی
بیاورد وبنمود پنهان بدوی
برین شهر ما نیکخواه تو ایم
ستاده بفرمان وراه تو ایم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7476 : ردیف از کل
سه یاقوت رخشان به سه مهره زر
از ایران فرستاده بودش پدر
تن وخواسته زیر فرمان تست
دل ارجمندان وجان تست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7477 : ردیف از کل
بدو گفت افراسیاب این سخن
نبایدکه داند ز سر تا به بن
چو رستم بگفتار او بنگرید
زبدها گمانیش کوتاه دید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7478 : ردیف از کل
پدر گر شناسد که تو زین نشان
شدستی سرافراز گردنگشان
بدو گفت رخشم درین مرغزار
زمن دور شد بی لگام وفسار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7479 : ردیف از کل
چو داند بخواندت نزدیک خویش
دل مادرت گردد از درد ریش
کنون تا سمنگان نشان پی است
از آن سو کجا جویبار ونی است
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7480 : ردیف از کل
چنین گفت سهراب کاندر جهان
کسی این سخن را ندارد نهان
ترا باشد از باز جوئی سپاس
بیابی تو پاداش نیکی شناس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7481 : ردیف از کل
بزرگان جنگ آور از باستان
ز رستم زنند این زمان داستان
ورایدون که رخشم نیآبد پدید
سرانرا بسی سر بخواهم برید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7482 : ردیف از کل
نبرده نژادی که چونین بود
نهان کردن از من چه آیین بود
بدو گفت شاه ای سرافراز مرد
نیارد کسی با تو این کار کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7483 : ردیف از کل
کنون من ز ترکان جنگ آوران
فراز آورم لشکری بی کران
تو مهمان ما باش وتندی مکن
بکام تو گردد سراسر سخن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7484 : ردیف از کل
برانگیزم از گاه کاووس را
از ایران ببرم پی طوس را
یک امشب بمی شاد داریم دل
وز اندیشه آزاد داریم دل
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7485 : ردیف از کل
به رستم دهم تخت و گرز و کلاه
نشانمش بر گاه کاووس شاه
که تندی وتیزی نیآید بکار
بنرمی بر آید زسوراخ مار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7486 : ردیف از کل
از ایران به توران شوم جنگ جوی
ابا شاه روی اندر آرم بروی
پی رخش رستم نگردد نهان
چنان بارۀ نامور در جهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7487 : ردیف از کل
بگیرم سر تخت افراسیاب
سر نیزه بگذارم از آفتاب
بجوئیم رخشت بیآریم زود
ایا پر هنر مرد کار آزمود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7488 : ردیف از کل
چو رستم پدر باشد و من پسر
نباید به گیتی کسی تاجور
تهمتن زگفتار او شاد شد
روانش از اندیشه آزاد شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7489 : ردیف از کل
چو روشن بود روی خورشید و ماه
ستاره چرا برفرازد کلاه
سزا دید رفتن سوی خان اوی
شد از مژده دلشاد مهمان اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7490 : ردیف از کل
ز هر سو سپه شد برو انجمن
که هم باگهر بود هم تیغ زن
سپهبد بدو داد بر تخت جای
همی بود چون بنده پیشش بپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7491 : ردیف از کل
خبر شد به نزدیک افراسیاب
که افگند سهراب کشتی بر آب
زشهر وزلشکر سرانرا بخواند
همه بد سگالان زپیشش براند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7492 : ردیف از کل
هنوز از دهن بوی شیر آیدش
همی رای شمشیر و تیر آیدش
بفرمود خوایگرانرا که خوان
بیآرند وبنهند پیش گوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7493 : ردیف از کل
زمین را به خنجر بشوید همی
کنون رزم کاووس جوید همی
بدآن تا تهمتن نباشد دژم
نشستند با رودسازان بهم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7494 : ردیف از کل
سپاه انجمن شد برو بر بسی
نیاید همی یادش از هر کسی
گسارندۀ باده ورود وساز
سه چشم وگل رخ بتان طراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7495 : ردیف از کل
سخن زین درازی چه باید کشید
هنر برتر از گوهر آمد پدید
چو شد مست وهنگام خواب آمدش
همی از نشستن شتاب آمدش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7496 : ردیف از کل
چو افراسیاب آن سخنها شنود
خوش آمدش خندید و شادی نمود
سزاوار اوی جای آرام وخواب
بیآراست وبنهاد مشک وگلاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
7497 : ردیف از کل
ز لشکر گزید از دلاور سران
کسی کاو گراید به گرز گران
چو یکبهره از تیره شب بر گذشت
شب آهنگ بر چرخ گردان بگشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی