در حال بارگذاری ابیات…
***
4057 : ردیف از کل
بهار دل افروز پژمرده شد
دلش را غم و رنج بسپرده شد
بهار دل افروز پژمرده شد
دلش با غم ورنج بسپرده شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4058 : ردیف از کل
زبس بار کو داشت در اندرون
همی راند رودابه از دیده خون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4059 : ردیف از کل
شکم گشت فربه و تن شد گران
شد آن ارغوانی رخش زعفران
شکم سخت شد فربه وتن گران
شد آن ارغوانی رخش زعفران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4060 : ردیف از کل
بدو گفت مادر که ای جان مام
چه بودت که گشتی چنین زرد فام
بدو گفت مادر که ای جان مام
چه بودت که گشتی چنین زرد فام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4061 : ردیف از کل
چنین داد پاسخ که من روز و شب
همی برگشایم به فریاد لب
چنین داد پاسخ که من روز وشب
همی برکشایم بفریاد لب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4062 : ردیف از کل
چنان گشته بی خواب و پژمرده ام
تو گوئی که من زندۀ مرده ام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4063 : ردیف از کل
همانا زمان آمدستم فراز
وزین بار بردن نیابم جواز
همانا زمان آمدستم فراز
وزین بار بردن نیابم جواز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4064 : ردیف از کل
چنین تا گه زادن آمد فراز
به خواب و به آرام بودش نیاز
چنین تا گه زادن آمد فراز
بخواب وبه آرام بودش نیاز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4065 : ردیف از کل
تو گویی به سنگستم آگنده پوست
و گر آهنست آنکه نیز اندروست
تو گفتی بسنگستش آگنده پوست
وبا زآهن است آنکه بوده دروست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4066 : ردیف از کل
چنان بد که یک روز ازو رفت هوش
از ایوان دستان برآمد خروش
چنان شد که یکروز ازو رفت هوش
از ایوان دستان برآمد خروش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4067 : ردیف از کل
خروشید سیندخت و بشخود روی
بکند آن سیه گیسوی مشک بوی
خروشید سیندخت وبشخورد روی
بکند آن سیه گیسوی مشکبوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4068 : ردیف از کل
یکایک بدستان رسید آگهی
که پژمرده شد برگ سرو سهی
یکایک بدستان رسید آگهی
که پژمرده شد برگ سرو سهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4069 : ردیف از کل
به بالین رودابه شد زال زر
پر از آب رخسار و خسته جگر
ببالین رودابه شد زال زر
پر از آب رخسار وخسته جگر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4070 : ردیف از کل
شبستان همه بندگان کنده موی
برهنه سر ورخ وتر گشته روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4071 : ردیف از کل
بدل آنگهی زال اندیشه کرد
وز اندیشه آسانترش گشت درد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4072 : ردیف از کل
همان پر سیمرغش آمد به یاد
بخندید و سیندخت را مژده داد
همان پرّ سیمرغش آمد بیاد
بخندید وسیندخترا مژده داد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4073 : ردیف از کل
یکی مجمر آورد و آتش فروخت
وزآن پر سیمرغ لختی بسوخت
یکی مجیر آورد و آتش فروخت
وز آن پرّ سیمرغ لختی بسوخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4074 : ردیف از کل
هم اندر زمان تیره گون شد هوا
پدید آمد آن مرغ فرمان روا
همان در زمان تیره گون شد هوا
بزیر آمد آن مرغ فرمان روا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4075 : ردیف از کل
چو ابری که بارانش مرجان بود
چه مرجان که آرایش جان بود
چو ابری که بارانش مرجان بود
چه مرجان که آرامش جان بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4076 : ردیف از کل
برو کرد زال آفرین دراز
ستودش فراوان و بردش نماز
برو کرد زال آفرینی دراز
ستودش فراوان وبردش نماز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4077 : ردیف از کل
چنین گفت با زال کین غم چراست
به چشم هژبر اندرون نم چراست
چنین گفت سیمرغ کین هم چراست
بچشم هزبر اندرون نم چراست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4078 : ردیف از کل
کزین سرو سیمین بر ماه روی
یکی نره شیر آید و نامجوی
کزین سرو سیمین پرمایه روی
یکی شیر باشد ترا نامجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4079 : ردیف از کل
که خاک پی او ببوسد هژبر
نیارد گذشتن به سر برش ابر
که خاک پی او ببوسید هزبر
نیارد بسر بر گذشتنش ابر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4080 : ردیف از کل
از آواز او چرم جنگی پلنگ
شود چاک چاک و بخاید دو چنگ
از آواز او چرم جنگی پلنگ
شود چاک چاک وبخاید دو چنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4081 : ردیف از کل
هران گرد کاواز کوپال اوی
ببیند بر و بازوی و یال اوی
هر آن گرد که آواز گوپال اوی
ببیند بر وبازو ویال اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4082 : ردیف از کل
ز آواز او اندر آید ز پای
دل مرد جنگی برآید ز جای
از آواز اندر آید زجای
دل مرد جنگی پولاد خای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4083 : ردیف از کل
به جای خرد سام سنگی بود
به خشم اندرون شیر جنگی بود
بگاه خود سام سنگی بود
بخشم اندرون شیر جنگی بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4084 : ردیف از کل
به بالای سرو و به نیروی پیل
به آورد خشت افگند بر دو میل
ببالای سرو وبنیروی نیل
به انگشت افگند بر دو میل
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4085 : ردیف از کل
نیاید به گیتی ز راه زهش
به فرمان دادار نیکی دهش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4086 : ردیف از کل
بیاور یکی خنجر آبگون
یکی مرد بینادل پرفسون
نیآید یکی خنجر آبگون
یکی مرد بینا دل وپر فسون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4087 : ردیف از کل
نخستین به می ماه را مست کن
ز دل بیم و اندیشه را پست کن
نخستین بمی ماهرا مست کن
زدل بیم واندیشه را پست کن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4088 : ردیف از کل
تو بنگر که بینا دل را افسون کند
زصندوق تا شیر بیرون کند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4089 : ردیف از کل
بکافد تهیگاه سرو سهی
نباشد مر او را ز درد آگهی
بگافتد تهیگاه سرو سهی
نباشد مرورا زدرد آگهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4090 : ردیف از کل
وزو بچه شیر بیرون کشد
همه پهلوی ماه در خون کشد
دزو بچة شیر بیرون کشد
همه پهلوی ماه در خون کشد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4091 : ردیف از کل
وز آن پس بدوز آن کجا کرد چاک
ز دل دور کن ترس و تیمار و باک
ورآن پس بدوز آنکجا کرد چاک
زدل دور کن ترس واندوه وباک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4092 : ردیف از کل
گیاهی که گویمت با شیر و مشک
بکوب و بکن هر سه در سایه خشک
گیاهی که گویم تو با شیر ومشک
بکوب وبکن هر سه در سایه خشک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4093 : ردیف از کل
بساو و برآلای بر خستگیش
ببینی همان روز پیوستگیش
بسای وببآلای بر آن خستیگیش
به بینی هم اندر زمان رستگیش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4094 : ردیف از کل
بدو مال ازان پس یکی پر من
خجسته بود سایه فر من
بر آن مال از آنیس یکی پرّ من
خجسته بود سایۀ فرّ من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4095 : ردیف از کل
ترا زین سخن شاد باید بدن
به پیش جهاندار باید شدن
ترا زین سخن شاد باید بدن
به پیش جهاندار باید شدن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4096 : ردیف از کل
که او دادت این خسروانی درخت
که هر روز نو بشکفاندش بخت
که او داد این خسروانی درخت
که هر روز نو بشگفاندت بخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4097 : ردیف از کل
بدین کار دل هیچ غمگین مدار
که شاخ برومندت آمد به بار
بدین کار دل هیچ غمگین مدار
که شاخ برومندت آید ببار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4098 : ردیف از کل
بگفت و یکی پر ز بازو بکند
فگند و به پرواز بر شد بلند
بگفت ویکی پرّ زبازو بکند
فگند وبپرواز بر شد بلند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4099 : ردیف از کل
بشد زال و آن پر او برگرفت
برفت و بکرد آنچه گفت ای شگفت
بشد آن وزال پرّ او بر گرفت
برفت وبکرد آنچه گفت ای شکفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4100 : ردیف از کل
بدان کار نظاره شد یک جهان
همه دیده پر خون و خسته روان
بر آن کار نظّاره بد یک جهان
همه دیده پر خون وخسته روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4101 : ردیف از کل
فرو ریخت از مژه سیندخت خون
که کودک ز پهلو کی آید برون
فرو ریخت از دیده سیندخت خون
که کودک زپهلو کی آید برون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4102 : ردیف از کل
بیامد یکی موبدی چرب دست
مر آن ماه رخ را به می کرد مست
بیآمد یکی موبدی چرب دست
مرآن ماه رخرا بمی کرد مست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4103 : ردیف از کل
بکافید بی رنج پهلوی ماه
بتابید مر بچه را سر ز راه
بکافید بی رنج پهلو ماه
بتابید مر بچّه را سر زراه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4104 : ردیف از کل
چنان بی گزندش برون آورید
که کس در جهان این شگفتی ندید
چنان بی گزندش برون آورید
که کس در جهان این شکفتی ندید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4105 : ردیف از کل
یکی بچه بد چون گوی شیرفش
به بالا بلند و به دیدار کش
یکی بچّه بود گوی شیرفش
ببالا بلند وبدیدار کش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
4106 : ردیف از کل
شگفت اندرو مانده بد مرد و زن
که نشنید کس بچه پیل تن
شکفت اندرو مانده شد مرد وزن
که نشنید کس بچّۀ پیل تن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی