در حال بارگذاری ابیات…
***
9654 : ردیف از کل
و گر نیست فرمای تا بگذرم
نمایی ره کشوری دیگرم
شدند انجمن بر در شهریار
بدآن تا چرا کردشان خواستار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9655 : ردیف از کل
بدو گفت پیران که مندیش زین
چو اندر گذشتی ز ایران زمین
بخواند و سزاوار بنشاند پیش
سخن راند با هر کسی کم وبیش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9656 : ردیف از کل
مگردان دل از مهر افراسیاب
مکن هیچ گونه برفتن شتاب
چنین گفت با نامور بخردان
به اخترشناسان وهم موبدان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9657 : ردیف از کل
پراگنده نامش به گیتی بدیست
ولیکن جز اینست مرد ایزدیست
کزین خواب وگفتار من در جهان
کسی نشنود آشکار ونهاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9658 : ردیف از کل
خرد دارد و رای و هوش بلند
به خیره نیاید به راه گزند
کسیرا نمانم سر وتن بهم
اگر زین سخن بر لب آرند دم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9659 : ردیف از کل
مرا نیز خویشیست با او به خون
همش پهلوانم همش رهنمون
ببخشید بسیارشان زر وسیم
بدآن تا نباشد کسی زو ببیم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9660 : ردیف از کل
همانا برین بوم و بر صد هزار
به فرمان من بیش باشد سوار
وز آنپس بگفت آنچه در خواب دید
چو موبد زشاه آن سخنها شنید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9661 : ردیف از کل
همم بوم و بر هست و هم گوسفند
هم اسپ و سلیح و کمان و کمند
بترسید واز شاه زنهار خواست
که این خوابرا کی توان گفت راست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9662 : ردیف از کل
مرا بی نیازیست از هر کسی
نهفته جزین نیز هستم بسی
مگر شاه با بنده پیمان کند
زبانرا بپاسخ گروگان کند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9663 : ردیف از کل
فدای تو بادا همه هرچ هست
گر ایدونک سازی به شادی نشست
کزین در سخن هرچه داریم یاد
کشائیم بر شاه ویابیم داد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9664 : ردیف از کل
پذیرفتم از پاک یزدان ترا
به رای و دل هوشمندان ترا
بزنهار دادن زبان داد شاه
که از بد بدیشان نبیند جهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9665 : ردیف از کل
که بر تو نیاید ز بدها گزند
نداند کسی راز چرخ بلند
زبان آوری بود بسیار مغز
که او بر کشادی همه کار نغز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9666 : ردیف از کل
مگر کز تو آشوب خیزد به شهر
بیامیزی از دور تریاک و زهر
چنین گفت کز خواب شاه جهان
کنم آشکارا بروبر نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9667 : ردیف از کل
سیاووش بدان گفتها رام شد
برافروخت و اندر خور جام شد
چنان دان که اکنون سپاهی گران
برانند از ایران دلاور سران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9668 : ردیف از کل
بخوردن نشستند یک با دگر
سیاوش پسر گشت و پیران پدر
یکی شاه زاده به پیش اندرون
جهاندیده با او بسی رهنمون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9669 : ردیف از کل
برفتند با خنده و شادمان
به ره بر نجستند جایی زمان
بر آن طالعش بر کسی کرد شاه
که این بوم گردد بما بر تباه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9670 : ردیف از کل
چنین تا رسیدند در شهر گنگ
کزان بود خرم سرای درنگ
اگر با سیاوش کند شاه جنگ
شود روی گیتی چو دیبا برنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9671 : ردیف از کل
پیاده به کوی آمد افراسیاب
از ایوان میان بسته و پر شتاب
زترکان نماند کسی پارسا
غمی گردد از جنگ او پادشا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9672 : ردیف از کل
سیاوش چو او را پیاده بدید
فرود آمد از اسپ و پیشش دوید
وگر او شود کشته بر دست شاه
بتوران نماند سر تختگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9673 : ردیف از کل
گرفتند مر یکدگر را به بر
بسی بوس دادند بر چشم و سر
سراسر پر آشوب گردد زمین
زبهر سیاوش بجنگ وبه کین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9674 : ردیف از کل
ازان پس چنین گفت افراسیاب
که گردان جهان اندر آمد به خواب
بدآنگاه یاد آیدت راستی
که ویران شود کشور از کاستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9675 : ردیف از کل
ازین پس نه آشوب خیزد نه جنگ
به آبشخور آیند میش و پلنگ
جهاندار گر مرغ گردد بپر
ازین چرخ گردان نیابد گذر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9676 : ردیف از کل
برآشفت گیتی ز تور دلیر
کنون روی گیتی شد از جنگ سیر
بدینسان گذر کرد خواهد سپهر
گهی پر زخشم وگهی پر زمهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9677 : ردیف از کل
دو کشور سراسر پر از شور بود
جهان را دل از آشتی کور بود
غمی شد چو بشنید افراسیاب
نکرد ایچ بر جنگ جستن شتاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9678 : ردیف از کل
به تو رام گردد زمانه کنون
برآساید از جنگ وز جوش خون
بگرسیوز آن رازها برکشاد
نهفته سخنها برو کرد یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9679 : ردیف از کل
کنون شهر توران ترا بنده اند
همه دل به مهر تو آگنده اند
که گر من بجنگ سیاوش سپاه
نرانم نیآبد کسی کینه خواه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9680 : ردیف از کل
مرا چیز با جان همی پیش تست
سپهبد به جان و به تن خویش تست
نه او کشته آید بجنگ ونه من
برآساید از گفتگوی انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9681 : ردیف از کل
سیاوش برو آفرین کرد سخت
که از گوهر تو مگر داد بخت
نه کاؤس خواهد زمن نیز کین
نه آشوب گردد سراسر زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9682 : ردیف از کل
سپاس از خدای جهان آفرین
کزویست آرام و پرخاش و کین
بجای جهان جستن وکارزار
مبادم بجز آشتی هیچ کار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9683 : ردیف از کل
سپهدار دست سیاوش به دست
بیامد به تخت مهی بر نشست
فرستم بنزدیک او سیم وزر
همان تاج وتخت وکلاه وکمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9684 : ردیف از کل
به روی سیاوش نگه کرد و گفت
که این را به گیتی کسی نیست جفت
منوچهر گیتی نبخشید به راست
همان بهرۀ خویشتن کم نخواست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9685 : ردیف از کل
نه زین گونه مردم بود در جهان
چنین روی و بالا و فر و مهان
زمینرا که بخشوده بودیم پیش
از آن نیز کوته کنم دست خویش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9686 : ردیف از کل
ازان پس به پیران چنین گفت رد
که کاووس تندست و اندک خرد
مگر کین بلاها زمن بگذرد
به آب این دو آنش فرو پژمرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9687 : ردیف از کل
که بشکیبد از روی چونین پسر
چنین برز بالا و چندین هنر
چو چشم بهانه بدوزم بگنج
سزد گر سپهرم نخواهد نخواهد برنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9688 : ردیف از کل
مرا دیده از خوب دیدار او
بماندست دل خیره از کار او
نخواهم زمانه جز آن کو نوشت
چنان رست باید که یزدان بکشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9689 : ردیف از کل
که فرزند باشد کسی را چنین
دو دیده بگرداند اندر زمین
چو بگذشت نیمی زگردان سپهر
درخشنده خورشید بنمود چهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی