در حال بارگذاری ابیات…
***
9584 : ردیف از کل
شبستان او درد من شد نخست
ز خون دلم رخ ببایست شست
بیزدان پناهید وزو جست بخت
بدآن تا ببار آید آن نو درخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9585 : ردیف از کل
ببایست بر کوه آتش گذشت
مرا زار بگریست آهو به دشت
بشادی یکی نامه پاسخ نوشت
چو تازه بهار وچو خرّم بهشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9586 : ردیف از کل
ازان ننگ و خواری به جنگ آمدم
خرامان به چنگ نهنگ آمدم
که از آفرینندۀ هور وماه
جهاندار وبخشندۀ تاج وگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9587 : ردیف از کل
دو کشور بدین آشتی شاد گشت
دل شاه چون تیغ پولاد گشت
ترا جاودان شادمان باد دل
زدرد وزغم گشته آزاد دل
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9588 : ردیف از کل
نیاید همی هیچ کارش پسند
گشادن همان و همان بود بند
همیشه بپیروزی وفرّهی
کلاه بزرگی وتاج مهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9589 : ردیف از کل
چو چشمش ز دیدار من گشت سیر
بر سیر دیده نباشند دیر
سپه بردی و جنگرا خواستی
که بخت وهنر داری وراستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9590 : ردیف از کل
ز شادی مبادا دل او رها
شدم من ز غم در دم اژدها
همی از لبت شیر بوید هنوز
که زیخت از کمان تو در جنگ توز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9591 : ردیف از کل
ندانم کزین کار بر من سپهر
چه دارد به راز اندر از کین و مهر
همیشه هنرمند بادا تنت
رسیده بکام آن دل روشنت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9592 : ردیف از کل
ازان پس بفرمود بهرام را
که اندر جهان تازه کن کام را
از آنپس که پیروز گشتی بجنگ
بکار اندرون کرد باید درنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9593 : ردیف از کل
سپردم ترا تاج و پرده سرای
همان گنج آگنده و تخت و جای
نباید پراگنده کردن سپاه
بپیمای راه وبیآرای گاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9594 : ردیف از کل
درفش و سواران و پیلان کوس
چو ایدر بیاید سپهدار طوس
که آن ترک بد پیشه وریمن است
که هم بدنژاد است وهم بد تن است
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9595 : ردیف از کل
چنین هم پذیرفته او را سپار
تو بیدار دل باش و به روزگار
همان با کلاهست وبا دستگاه
همی سر بر آرد زتابنده ماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9596 : ردیف از کل
ز دیده ببارید خوناب زرد
لب رادمردان پر از باد سرد
مکن هیچ بر جنگ جستن شتاب
بجنگ تو آید خود افراسیاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9597 : ردیف از کل
ز لشکر گزین کرد سیصد سوار
همه گرد و شایسته کارزار
گرایدون که زین رو جیحون کشد
همی دامن خویش در خون کشد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9598 : ردیف از کل
صد اسپ گزیده به زرین ستام
پرستار و زرین کمر صد غلام
نهاد از بر نامه بر مهر خویش
همانگه فرستاده را خواند پیش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9599 : ردیف از کل
بفرمود تا پیش او آورند
سلیح و ستام و کمر بشمرند
بدو داد وفرمود تا گشت باز
همی تاخت اندر نشیب و فراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9600 : ردیف از کل
درم نیز چندان که بودش به کار
ز دینار وز گوهر شاهوار
فرستاده نزد سیاوش رسید
چو آن نامۀ شاه ایران بدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9601 : ردیف از کل
ازان پس گرانمایگان را بخواند
سخنهای بایسته چندی براند
زمینرا ببوسید ودل کرد شاد
بخندید ونامه بسر بر نهاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9602 : ردیف از کل
چنین گفت کز نزد افراسیاب
گذشتست پیران بدین روی آب
نگه داشت بیدار فرمان او
نه پیچید دل را زپیمان او
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9603 : ردیف از کل
یکی راز پیغام دارد به من
که ایمن به دویست از انجمن
وز آنپس چو گرسیوز شیر مرد
بیآمد بر شاه توران چو گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9604 : ردیف از کل
همی سازم اکنون پذیره شدن
شما را هم ایدر بباید بدن
بگفت آن سخنهای ناپاک وتلخ
که آمد سپهبد سیاوش ببلخ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9605 : ردیف از کل
همه سوی بهرام دارید روی
مپیچد دل را ز گفتار اوی
سپهکش چو رستم سپه بیکران
بسی نامداران جنگ آوران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9606 : ردیف از کل
همی بوسه دادند گردان زمین
بران خوب سالار باآفرین
بهر یک زمان بود پنجاه بیش
سرافراز وبا گرزه گاومیش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9607 : ردیف از کل
چو خورشید تابنده بنمود پشت
هوا شد سیاه و زمین شد درشت
پیاده بکردار آتش بدند
سپردار با تیر وترکش بدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9608 : ردیف از کل
سیاووش لشکر به جیحون کشید
به مژگان همی از جگر خون کشید
نپرّد بکردار ایشان عقاب
یکی را سر اندر نیآید بخواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9609 : ردیف از کل
چو آمد به ترمذ درون بام و کوی
بسان بهاران پر از رنگ و بوی
سه روز وسه شب بود هم زین نشان
غمی شد تن واسپ گردنکشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9610 : ردیف از کل
چنان بد همه شهرها تا به چاچ
تو گفتی عروسیست باطوق و تاج
ازیشان یکیرا که خواب آمدی
زجنگ دلیران شتاب آمدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9611 : ردیف از کل
به هر منزلی ساخته خوردنی
خورشهای زیبا و گستردنی
بخفتی وآسوده برخاستی
بنوئی یکی جنگ آراستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9612 : ردیف از کل
چنین تا به قچقار باشی براند
فرود آمد آنجا و چندی بماند
برآسفت چون آتش افراسیاب
که چندین چه گوئی زآرام وخواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9613 : ردیف از کل
چو آگاهی آمد پذیره شدند
همه سرکشان با تبیره شدند
بگرسیوز اندر چنان بنگرید
که گفتی میانش بخواهد برید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9614 : ردیف از کل
ز خویشان گزین کرد پیران هزار
پذیره شدن را برآراست کار
یکی بانگ زد براندش زپیش
توانا نبود اندر آن خشم خویش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9615 : ردیف از کل
بیاراسته چار پیل سپید
سپه را همه داد یکسر نوید
بفرمود کز نامداران هزار
بخوانند واز بزم سازند کار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9616 : ردیف از کل
یکی برنهاده ز پیروزه تخت
درفشنده مهدی بسان درخت
سراسر همه دشت آذین نهند
بسغد اندر آرایش چین نهند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی