در حال بارگذاری ابیات…
***
9015 : ردیف از کل
وزان پس خروشیدن نای و کوس
برآمد بیامد سپهدار طوس
سیاوش زگاه اندر آمد چو دیو
برآورد بر چرخ گردان غریو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9016 : ردیف از کل
به درگاه بر انجمن شد سپاه
در گنج دینار بگشاد شاه
بتن جامۀ خسروی کرد چاک
بسر بر پراگند تاریک خاک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9017 : ردیف از کل
ز شمشیر و گرز و کلاه و کمر
همان خود و درع و سنان و سپر
همی بود با سوگ مادر دژم
همی کرد با جان شیرین ستم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9018 : ردیف از کل
به گنجی که بد جامه نابرید
فرستاد نزد سیاوش کلید
بسی نوحه کردش بروز وبشب
بسی روز نکشاد برخنده لب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9019 : ردیف از کل
که بر جان و بر خواسته کدخدای
توی ساز کن تا چه آیدت رای
همی بود یکباه با درد وداغ
نمی جست یکباه از انده فراغ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9020 : ردیف از کل
گزین کرد ازان نامداران سوار
دلیران جنگی ده و دو هزار
از آن چون بزرگان خبر یافتند
بپشی سیاوخش بشتافتند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9021 : ردیف از کل
هم از پهلو و پارس و کوچ و بلوچ
ز گیلان جنگی و دشت سروچ
چو طوس وفریبرز وگودرز وگیو
چه شهزاده چه پهلوانان نیو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9022 : ردیف از کل
سپرور پیاده ده و دو هزار
گزین کرد شاه از در کارزار
سیاوش چو رخسار ایشان بدید
زدل باد آزار دگر برکشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9023 : ردیف از کل
از ایران هرآنکس که گوزاده بود
دلیر و خردمند و آزاده بود
زتو گریه دیگر بآغاز کرد
در اندهای دلش باز کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9024 : ردیف از کل
به بالا و سال سیاوش بدند
خردمند و بیدار و خامش بدند
چو گودرز آن سوگ شهزاده دید
دژم شد چو آن سرو آزاده دید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9025 : ردیف از کل
ز گردان جنگی و نام آوران
چو بهرام و چون زنگه شاوران
بخرجید وگفتش که ای شاهزاد
شنو پند واز نو مکن سوگ یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9026 : ردیف از کل
همان پنج موبد از ایرانیان
برافراختند اختر کاویان
هرآنکس که زاد او زمادر بمرد
زدست اجل هیچکس جان نبرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9027 : ردیف از کل
بفرمود تا جمله بیرون شدند
ز پهلو سوی دشت و هامون شدند
کنون گرچه مادرت شد یادگار
بمینوست جان وی انده مدار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9028 : ردیف از کل
تو گفتی که اندر زمین جای نیست
که بر خاک او نعل را پای نیست
بصد لابه وپند وافسون ورای
دل آورد شهزاده را باز بجای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9029 : ردیف از کل
سراندر سپهر اختر کاویان
چو ماه درخشنده اندر میان
برآمد برین نیز یک روزگار
بدو شادمان شد دل شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی