در حال بارگذاری ابیات…
***
10267 : ردیف از کل
بگیریم هردو دوال کمر
به کردار جنگی دو پرخاشخر
ابا گوی وچوگان بمیدان شویم
زمانی ببازیم وخندان شویم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10268 : ردیف از کل
ز ترکان مرا نیست همتاکسی
چو اسپم نبینی ز اسپان بسی
زهر کس شنیدم که چوگان تو
نبینند گردان بمیدان تو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10269 : ردیف از کل
بمیدان کسی نیست همتای تو
هم آورد تو گر ببالای تو
بدو گفت شاها انوشه بدی
همیشه زتو دور دست بدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10270 : ردیف از کل
گر ایدونک بردارم از پشت زین
ترا ناگهان برزنم بر زمین
همی از تو جویند شاهان هنر
که یابد بهر کار بر تو گذر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10271 : ردیف از کل
چنان دان که از تو دلاورترم
باسپ و بمردی ز تو برترم
مرا روز روشن بفرمان تست
همی از تو خواهم بد ونیک جست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10272 : ردیف از کل
و گر تو مرا برنهی بر زمین
نگردم بجایی که جویند کین
بدو گفت افراسیاب ای پسر
همیشه بدی شاد وپیروزگر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10273 : ردیف از کل
سیاوش بدو گفت کین خود مگوی
که تو مهتری شیر و پرخاشجوی
تو فرزند شاهی وزیبای گاه
تو تاج کیانی وپشت سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10274 : ردیف از کل
همان اسپ تو شاه اسپ منست
کلاه تو آذر گشسپ منست
بشبگیر گردان بمیدان شدند
گرازان وتازان وخندان شدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10275 : ردیف از کل
جز از خود ز ترکان یکی برگزین
که با من بگردد نه بر راه کین
چنین گفت پس شاه ترکان بدوی
که یاران گزینیم در زخم گوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10276 : ردیف از کل
بدو گفت گرسیوز ای نامجوی
ز بازی نشانی نیاید بروی
تو باشی بدآن روی وزین روی من
بدو نیمه هم زین نشان انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10277 : ردیف از کل
سیاوش بدو گفت کین رای نیست
نبرد برادر کنی جای نیست
سیاوش چنین گفت با شهریار
که کی باشدم گوی وچوگان بکار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10278 : ردیف از کل
نبرد دو تن جنگ و میدان بود
پر از خشم دل چهره خندان بود
برابر نیارم زدن با تو گوی
بمیدان هم آورد دیگر بجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10279 : ردیف از کل
ز گیتی برادر توی شاه را
همی زیر نعل آوری ماه را
چو هستم سزاوار یار تو ام
بدین پهن میدان سوار تو ام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10280 : ردیف از کل
کنم هرچ گویی به فرمان تو
برین نشکنم رای و پیمان تو
سپهبد زگفتار او شاد شد
سخن گفتن هرکسی باد شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10281 : ردیف از کل
ز یاران یکی شیر جنگی بخوان
برین تیزتگ بارگی برنشان
بجان وسر شاه کاؤس گفت
که با من تو باشی هم آورد وجفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10282 : ردیف از کل
گر ایدونک رایت نبرد منست
سر سرکشان زیر گرد منست
هنر کن به پیش سواران پدید
بدآن تا نگویند کو بد گزید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10283 : ردیف از کل
بخندید گرسیوز نامجوی
همانا خوش آمدش گفتار اوی
کنند آفرین بر تو مردان من
شکفته شود روی خندان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10284 : ردیف از کل
به یاران چنین گفت کای سرکشان
که خواهد که گردد به گیتی نشان
سیاوش بدو گفت فرمان تراست
سواران ومیدان وچوگان تراست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10285 : ردیف از کل
یکی با سیاوش نبرد آورد
سر سرکشان زیر گرد آورد
سپهبد گزین کرد گلبادرا
چو گرسیوز وجهن وپولاد را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10286 : ردیف از کل
نیوشنده بودند لب با گره
به پاسخ بیامد گروی زره
چو پیران ونستیهن جنگجوی
چو هومان که برداشتی زآب گوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10287 : ردیف از کل
منم گفت شایسته کارکرد
اگر نیست او را کسی هم نبرد
بنزد سیاوش فرستاد یار
چو روئین وچون شیدۀ نامدار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10288 : ردیف از کل
سیاوش ز گفت گروی زره
برو کرد پرچین رخان پرگره
دگر اندریمان سوار دلیر
چو ارجاسپ اسپ فگن نرّه شیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10289 : ردیف از کل
بدو گفت گرسیوز ای نامدار
ز ترکان لشکر ورا نیست یار
سیاوش بدو گفت که ای نامجوی
ازیشان که یارد شدن پیش گوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10290 : ردیف از کل
سیاوش بدو گفت کز تو گذشت
نبرد دلیران مرا خوار گشت
همه یار شاهند تنها منم
نگهدار چوگان یکتا منم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10291 : ردیف از کل
ازیشان دو یل باید آراسته
به میدان نبرد مرا خواسته
گرایدون که یاری دهد شهریار
بیآرم از ایران بمیدان سوار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10292 : ردیف از کل
یکی نامور بود نامش دمور
که همتا نبودش به ترکان به زور
مرا یار باشند در زخم گوی
بدآن سان که آئین بود بر دو روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10293 : ردیف از کل
بیامد بران کار بسته میان
به نزد جهانجوی شاه کیان
سپهبد چو بشنید آن داستان
بدآن داستان گشت همداستان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10294 : ردیف از کل
سیاوش بآورد بنهاد روی
برفتند پیچان دمور و گروی
سیاوخش از ایرانیان هفت مرد
گزین کرد شایسته اندر نبرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10295 : ردیف از کل
ببند میان گروی زره
فرو برد چنگال و برزد گره
خروش تبیره زمیدان بخاست
همه خاک با آسمان گشت راست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10296 : ردیف از کل
ز زین برگرفتش به میدان فگند
نیازش نیامد به گرز و کمند
از آواز صنج ودم گرّه نای
تو گفتی بجنبید زجای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10297 : ردیف از کل
وزان پس بپیچید سوی دمور
گرفت آن بر و گردن او به زور
یپهدار گوئی زمیدان بزد
به ابر اندر آمد چنان چون سزد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10298 : ردیف از کل
چنان خوارش از پشت زین برگرفت
که لشکر بدو ماند اندر شگفت
سیاوش برانگیخت اسپ نبرد
چو گوی اندر آمد نهشتش بگرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10299 : ردیف از کل
چنان پیش گرسیوز آورد خوش
که گفتی ندارد کسی زیرکش
بزد همچنان چون بمیدان رسید
بدآن سان که از چشم شد ناپدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10300 : ردیف از کل
فرود آمد از باره بگشاد دست
پر از خنده بر تخت زرین نشست
بفرمود پس شهریار بلند
که گوی بنزد سیاوش برند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10301 : ردیف از کل
برآشفت گرسیوز از کار اوی
پر از غم شدش دل پر از رنگ روی
سیاوش بدآن گوی بر داد بوس
برآمد برآمد خروشیدن نای وکوس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10302 : ردیف از کل
وزان تخت زرین به ایوان شدند
تو گفتی که بر اوج کیوان شدند
سیاوش به اسپ دگر بر نشست
بینداخت این گوی لختی بدست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10303 : ردیف از کل
نشستند یک هفته با نای و رود
می و ناز و رامشگران و سرود
پس آنگه بچوگان برو کار کرد
چنان شد که با ماه دیدار کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10304 : ردیف از کل
به هشتم به رفتن گرفتند ساز
بزرگان و گرسیوز سرفراز
زچوگان او گوی شد ناپدید
تو گفتی سپهرش همی برکشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10305 : ردیف از کل
یکی نامه بنوشت نزدیک شاه
پر از لابه و پرسش و نیکخواه
بمیدان یکی مرد چندان نبود
کسیرا چنان روی خندان نبود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10306 : ردیف از کل
ازان پس مراو را بسی هدیه داد
برفتند زان شهر آباد شاد
از آن گوی خندان شد افراسیاب
سر نامداران برآمد زخواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10307 : ردیف از کل
به رهشان سخن رفت یک با دگر
ازان پرهنر شاه و آن بوم و بر
به آواز گفتند هرگز سوار
ندیدیم بر زین چنین نامدار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10308 : ردیف از کل
چنین گفت گرسیوز کینه جوی
که مارا ز ایران بد آمد بروی
کی نامور گفت از اینسان بود
کسیرا که با فرّ یزدان بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10309 : ردیف از کل
یکی مرد را شاه ز ایران بخواند
که از ننگ ما را به خوی در نشاند
زخوبی ودیدار وفرّ وهنر
بدانم که دیدنش بیش از خبر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10310 : ردیف از کل
دو شیر ژیان چون دمور و گروی
که بودند گردان پرخاشجوی
زمیدان بیکسو نهادند گاه
بیآمد نشست از برگاه شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10311 : ردیف از کل
چنین زار و بیکار گشتند و خوار
به چنگال ناپاک تن یک سوار
سیاوخش بنشست با او بتخت
بدیدار او شاه شد شاد سخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10312 : ردیف از کل
سرانجام ازین بگذراند سخن
نه سر بینم این کار او را نه بن
بلشکر چنین گفت پس نامجوی
که میدان شما را وچوگان وگوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10313 : ردیف از کل
چنین تا به درگاه افراسیاب
نرفت اندران جوی جز تیره آب
همی ساختند آن دو لشکر نبرد
برآمد همی تا بخورشید گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10314 : ردیف از کل
چو نزدیک سالار توران سپاه
رسیدند و هرگونه پرسید شاه
ازین سو وز آن سو پر از گفتگوی
همی این از آن آن ازین برد گوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10315 : ردیف از کل
فراوان سخن گفت و نامه بداد
بخواند و بخندید و زو گشت شاد
چو ترکان بتندی بیآراستند
همی بردن گویرا خواستند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10316 : ردیف از کل
نگه کرد گرسیوز کینه دار
بدان تازه رخساره شهریار
سیاوش غمی گشت از ایرانیان
سخن گفت بر پهلوانی زبان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی