در حال بارگذاری ابیات…
***
10085 : ردیف از کل
فراوان بدین نگذرد روزگار
که بر دست بیداردل شهریار
دبیر جهاندیده را پیش خواند
زبان برکشاد وسخن برفشاند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10086 : ردیف از کل
شوم زار من کشته بر بی گناه
کسی دیگر آراید این تاج و گاه
نخستین که بر نامه بنهاد دست
بعنبر سر خامه را کرد پست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10087 : ردیف از کل
ز گفتار بدخواه و ز بخت بد
چنین بی گنه بر سرم بد رسد
جهان آفرینرا ستایش گرفت
بزرگی ودانش نیایش گرفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10088 : ردیف از کل
ز کشته شود زندگانی دژم
برآشوبد ایران و توران بهم
که او برترست از مکان وزمان
بدو کی رسد بندگانرا گمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10089 : ردیف از کل
پر از رنج گردد سراسر زمین
دو کشور شود پر ز شمشیر و کین
خداوند جان وروان وخرد
خردمند را داد او پرورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10090 : ردیف از کل
بسی سرخ و زرد و سیاه و بنفش
از ایران و توران ببینی درفش
ازو باد بر شاهزاده درود
خدوند شمشیر وگوپال وخود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10091 : ردیف از کل
بسی غارت و بردن خواسته
پراگندن گنج آراسته
خداوند شرم وخداوند داد
زبیداد وکژّی دلش نیست شاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10092 : ردیف از کل
بسا کشورا کان به پای ستور
بکوبند و گردد به جوی آب شور
شنیدم پیام از کران تا کران
زبیدار دل زنگۀ شاوران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10093 : ردیف از کل
از ایران و توران برآید خروش
جهانی ز خون من آید به جوش
غمی شد دلم زآنکه شاه جهان
چنین تیره شد با تو اندر نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10094 : ردیف از کل
جهاندار بر چرخ چونین نوشت
به فرمان او بردهد هرچ کشت
ولیکن زگیتی جز از تاج وتخت
چه جوید خردمند بیدار بخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10095 : ردیف از کل
سپهدار ترکان ز کردار خویش
پشیمان شود هم ز گفتار خویش
ترا این همه ایدر آراستست
اگر شهریاری وگر خواستست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10096 : ردیف از کل
پشیمانی آنگه نداردش سود
که برخیزد از بوم آباد دود
همه شهر توران برندت نماز
مرا خود بمهر تو آمد نیاز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10097 : ردیف از کل
بیا تا به شادی خوریم و دهیم
چو گاه گذشتن بود بگذریم
تو فرزند باشی ومن چون پدر
پدر پیش فرزند بسته کمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10098 : ردیف از کل
چو بشنید پیران و اندیشه کرد
ز گفتار او شد دلش پر ز درد
چنان دان که کاؤس بر تو بمهر
بدین گونه یکروز نکشاد چهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10099 : ردیف از کل
چنین گفت کز من بد آمد به من
گر او راست گوید همی این سخن
کجا من کشاده در وگنج ودست
سپارم بتو تاج وتخت ونشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10100 : ردیف از کل
ورا من کشیده به توران زمین
پراگندم اندر جهان تخم کین
بدارمت بی رنج فرزند وار
بگیتی تو مانی زمن یادگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10101 : ردیف از کل
شمردم همه باد گفتار شاه
چنین هم همی گفت با من پگاه
چو از کشورم بگذری در جهان
نگوهش کنندم مهان وکهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10102 : ردیف از کل
وزان پس چنین گفت با دل به مهر
که از جنبش و راز گردان سپهر
ازین روی دشخوار یابی گذر
مگر ایزدی باشد آئین وفر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10103 : ردیف از کل
چه داند بدو رازها کی گشاد
همانا ز ایرانش آمد بیاد
بدین راه پیدا نه بینی زمین
گذر کرد باید بدریای چین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10104 : ردیف از کل
ز کاووس و ز تخت شاهنشهی
بیاد آمدش روزگار بهی
ازین کرد یزدان ترا بی نیاز
هم ایدر بباش وبخوبی بساز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10105 : ردیف از کل
دل خویش زان گفته خرسند کرد
نه آهنگ رای خردمند کرد
سپاه ودژ وگنجها آن تست
برفتن بهانه نبایدت جست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10106 : ردیف از کل
همه راه زین گونه بد گفت و گوی
دل از بودنیها پر از جست و جوی
چو رای آیدت آشتی با پدر
سپارم ترا گنج وزرّین کمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10107 : ردیف از کل
چو از پشت اسپان فرود آمدند
ز گفتار یکباره دم برزدند
کز ایدر به ایران شوی با سپاه
بدلسوزگی با تو آیم براه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10108 : ردیف از کل
یکی خوان زرین بیاراستند
می و رود و رامشگران خواستند
نماند ترا با پدر جنگ دیر
کهن شد مگر گردد از جنگ سیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10109 : ردیف از کل
ببودند یک هفته زین گونه شاد
ز شاهان گیتی گرفتند یاد
چو آتش بریزد رخ شصت وپنج
رسد آتش از باد پیری برنج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10110 : ردیف از کل
به هشتم یکی نامه آمد ز شاه
به نزدیک سالار توران سپاه
ترا باشد ایران وگنج وسپاه
زکشور بکشور بجوئی کلاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10111 : ردیف از کل
کزانجا برو تا به دریای چین
ازان پس گذر کن به مکران زمین
پذیرفتم از پاک یزدان که من
بکوشم بخوبی بجان وبه تن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10112 : ردیف از کل
همی رو چنین تا سر مرز هند
وزانجا گذر کن به دریای سند
نفرمایم وخود نیآرم ببد
به اندیشّ دل نسازم ببد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10113 : ردیف از کل
همه باژ کشور سراسر بخواه
بگستر به مرز خزر در سپاه
چو نامه بمهر اندر آورد شاه
بفرمود تا زنگۀ نیکخواه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10114 : ردیف از کل
برآمد خروش از در پهلوان
ز بانگ تبیره زمین شد نوان
بزودی برفتن ببندد کمر
بسی خلعت آراست با سیم وزر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10115 : ردیف از کل
ز هر سو سپاه انجمن شد به روی
یکی لشکری گشت پرخاش جوی
یکی اسپ زرّین ستام گران
بیآمد دمان زنگۀ شاوران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10116 : ردیف از کل
به نزد سیاوش بسی خواسته
ز دینار و اسپان آراسته
چو نزدیک تخت سیاوش رسید
بگفت آنچه پرسید وگفت وشنید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10117 : ردیف از کل
به هنگام پدرود کردن بماند
به فرمان برفت و سپه را براند
سیاوش بیک روی از آن شاد گشت
بیک روی پر درد وفریاد گشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10118 : ردیف از کل
هیونی ز نزدیک افراسیاب
چو آتش بیامد به هنگام خواب
زدشمن همی دوست بایست کرد
زآتش کجا بر دمد باد سرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10119 : ردیف از کل
یکی نامه سوی سیاوش به مهر
نوشته به کردار گردان سپهر
زدشمن نیآید مگر دشمنی
بفرجام هرچند نیکو کنی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10120 : ردیف از کل
که تا تو برفتی نیم شادمان
از اندیشه بی غم نیم یک زمان
یکی نامه بنوشت نزد پدر
همه یاد کرد اندرو در بدر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی