در حال بارگذاری ابیات…
***
9806 : ردیف از کل
وزان جایگه سوی ایوان شاه
همه شاد دل برگرفتند راه
همی رای زد تا یکی چرب گوی
کسی کو سخنرا دهد رنگ وبوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9807 : ردیف از کل
سپهبد چه شادان چه بودی دژم
بجز با سیاوش نبودی به هم
زلشکر همی جست گرد وسوار
که با او بسازد دم شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9808 : ردیف از کل
ز جهن و ز گرسیوز و هرک بود
به کس راز نگشاد و شادان نبود
چنین گفت با او گو پیلتن
کزین در که بارد کشادن سخن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9809 : ردیف از کل
مگر با سیاوش بدی روز و شب
ازو برگشادی به خنده دو لب
همانست کاؤس کز پیش بود
زتیزی نکاهد بخواهد فزود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9810 : ردیف از کل
برین گونه یک سال بگذاشتند
غم و شادمانی بهم داشتند
مگر من شوم نزد شاه جهان
کنم آشکارا بروبر نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9811 : ردیف از کل
سیاوش یکی روز و پیران بهم
نشستند و گفتند هر بیش و کم
ببرّم زمین گر تو فرمان دهی
زرفتن نبینی بجز فرّهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9812 : ردیف از کل
بدو گفت پیران کزین بوم و بر
چنانی که باشد کسی برگذر
سیاوش زگفتار او شاد شد
حدیث فرستادگان باد شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9813 : ردیف از کل
بدین مهربانی که بر تست شاه
به نام تو خسپد به آرامگاه
سپهدر بنشست ورستم بهم
سخن رفت بسیار بر بیش وکم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9814 : ردیف از کل
چنان دان که خرم بهارش توی
نگارش تویی غمگسارش تویی
بفرمود تا رفت پیشش دبیر
به اندیشه با می برآمیخت شیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9815 : ردیف از کل
بزرگی و فرزند کاووس شاه
سر از بس هنرها رسیده به ماه
نخست آفرین کرد بر کردگر
کزویست نیزو وفرّ وهنر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9816 : ردیف از کل
پدر پیر سر شد تو برنا دلی
نگر سر ز تاج کیی نگسلی
خداوند هوش وزمان وتوان
خرد پروراند همی با روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9817 : ردیف از کل
به ایران و توران توی شهریار
ز شاهان یکی پرهنر یادگار
گذر نیست کسرا زفرمان اوی
کسی کو بگردد زپیمان اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9818 : ردیف از کل
بنه دل برین بوم و جایی بساز
چنان چون بود درخور کام و ناز
بگیتی نه بیند بجز کاستی
ازو باشد افزونی وراستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9819 : ردیف از کل
نبینمت پیوسته خون کسی
کجا داردی مهر بر تو بسی
هم از او آفرینندۀ هور وماه
فزایندۀ تاج وتخت وکلاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9820 : ردیف از کل
برادر نداری نه خواهر نه زن
چو شاخ گلی بر کنار چمن
ازو باد بر شهریار آفرین
جهاندار از نامداران گزین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9821 : ردیف از کل
یکی زن نگه کن سزاوار خویش
از ایران منه درد و تیمار پیش
رسیده بهر نیک وبد رای اوی
ستون خرد گشته بالای اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9822 : ردیف از کل
پس از مرگ کاووس ایران تراست
همان تاج و تخت دلیران تراست
رسیدم ببلخ وبخرّم بهار
همه شادمان بودم از روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9823 : ردیف از کل
پس پرده شهریار جهان
سه ماهست با زیور اندر نهان
زمن چون خبر یافت افراسیاب
سیه شد بچشم اندرش آفتاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9824 : ردیف از کل
اگر ماه را دیده بودی سیاه
از ایشان نه برداشتی چشم ماه
بدانست که آن کار دشوار گشت
جهان خیره شد بخت او خوار شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9825 : ردیف از کل
سه اندر شبستان گرسیوزاند
که از مام وز باب با پروزاند
بیآمد برادرش با خواسته
بسی خوبرویان آراسته
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9826 : ردیف از کل
نبیره فریدون و فرزند شاه
که هم جاه دارند و هم تاج و گاه
که زنهار خواهد زشاه جهان
سپارد بدو تاج وتخت مهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9827 : ردیف از کل
ولیکن ترا آن سزاوارتر
که از دامن شاه جویی گهر
پسنده کند زین جهان مرز خویش
بداند همی پایه وارز خویش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9828 : ردیف از کل
پس پرده من چهارند خرد
چو باید ترا بنده باید شمرد
از ایران زمین نسپرد نیز خاک
بشوید دل از کینه وجنگ ناپاک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9829 : ردیف از کل
ازیشان جریرست مهتر بسال
که از خوبرویان ندارد همال
زخویشان فرستاد صد نزد من
بدین خواهش آمد گو پیلتن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9830 : ردیف از کل
یکی دختری هستی آراسته
چو ماه درخشنده با خواسته
گر اورا ببخشد زمهرش سزاست
که بر مهر او چهرۀ او گواست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9831 : ردیف از کل
نخواهد کسی را که آن رای نیست
بجز چهر شاهش دلارای نیست
تهمتن بیآمد بنزدیک شاه
چنان چون سزد با درفش وسپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9832 : ردیف از کل
ز خوبان جریرست انباز تو
بود روز رخشنده دمساز تو
واز آن روی گرسیوز نیکخواه
بیآمد بر شاه توران سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9833 : ردیف از کل
اگر رای باشد ترا بنده ایست
به پیش تو اندر پرستنده ایست
پس آنگه که گرسیوز اندر شتاب
بیآمد بنزدیک افراسیاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9834 : ردیف از کل
سیاوش بدو گفت دارم سپاس
مرا خود ز فرزند برتر شناس
همه داستان سیاوش بگفت
که اورا زشاهان کسی نیست جفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9835 : ردیف از کل
گر او باشدم نازش جان و تن
نخواهم جزو کس ازین انجمن
زخوبی ودیدار وکردار اوی
زهوش ودل وشرم وگفتار اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9836 : ردیف از کل
سپاسی نهی زین همی بر سرم
که تا زنده ام حق آن نسپرم
دلیر وسخن گوی وگرد سوار
تو گوئی خرد دارد اندر کنار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9837 : ردیف از کل
پس آنگاه پیران ز نزدیک اوی
سوی خانه خویش بنهاد روی
بخندید وبا وی چنین گفت شاه
که چاره به از جنگی ای نیکخواه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9838 : ردیف از کل
چو پیران ز پیش سیاوش برفت
به نزدیک گلشهر تازید تفت
دلم گشت از آن خواب بد پر نهیب
زبالا بدیدم نشان نشیب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9839 : ردیف از کل
بدو گفت کار جریره بساز
به فر سیاووش خسرو به ناز
پر از درد گشتم سوی چاره باز
بدآن تا نماند تن اندر گداز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9840 : ردیف از کل
چگونه نباشیم امروز شاد
که داماد باشد نبیره قباد
بگنج ودرم چاره آراستم
کنون شد از آنسان که من خواستم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9841 : ردیف از کل
بیآورد گلشهر دخترش را
نهاد از بر تارک افسرش را
وز آن روی چون رستم شیر مرد
برآمد بر شاه ایران چو گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی