در حال بارگذاری ابیات…
***
10769 : ردیف از کل
که از شاه و دستور وز لشکری
ازین گونه نشیند کس داوری
برو شادمان تا سیاوخش گرد
ببین تا چه کردست وبر گرد گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10770 : ردیف از کل
بیامد پر از خون دو رخ پیلسم
روان پر ز داغ و رخان پر ز نم
سیاوش بتوران زمین دل نهاد
وز ایران هگیرد همی هیچ یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10771 : ردیف از کل
به نزدیک لهاک و فرشیدورد
سراسر سخنها همه یاد کرد
چو او کرده پدرود تخت وکلاه
چو گودرز وبهرام وکاؤس شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10772 : ردیف از کل
که دوزخ به از بوم افراسیاب
نباید بدین کشور آرام و خواب
نه بیند همان رستم زال را
نگیرد بکف خمّ وگوپال را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10773 : ردیف از کل
بتازیم و نزدیک پیران شویم
به تیمار و درد اسیران شویم
بجائی که بودی همه بوم خار
بسازید شهری چو خرّم بهار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10774 : ردیف از کل
سه اسپ گرانمایه کردند زین
همی برنوشتند گفتی زمین
فرنگیس را کاخهای بلند
برآورد ودارد همی ارجمند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10775 : ردیف از کل
به پیران رسیدند هر سه سوار
رخان پر ز خون همچو ابر بهار
تو برخیز وبر ساز کار وبرو
بنزد سیاوخش آزاده شو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10776 : ردیف از کل
برو بر شمردند یکسر سخن
که بخت از بدیها چه افگند بن
چو بینیش خوبی فراوان بگوی
بچیم بزرگی نگه کن بروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10777 : ردیف از کل
یکی زاریی خاست کاندر جهان
نبیند کسی از کهان و مهان
چو نخچیر ومی باشد ودشت وکوه
نشینند پیشت از ایران گروه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10778 : ردیف از کل
سیاووش را دست بسته چو سنگ
فگندند در گردنش پالهنگ
بپیش بزرگان گرامیش دار
ستایش کن ونیز نامیش دار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10779 : ردیف از کل
به دشتش کشیدند پر آب روی
پیاده دوان در به پیش گروی
یکی هدیۀ ساز بسیار مر
زدینار وگوهر واسپ وکمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10780 : ردیف از کل
تن پیل وارش بران گرم خاک
فگندند و از کس نکردند باک
همان تاج با فرّ ودیبای چین
همان افسر وتیغ وگرز ونگین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10781 : ردیف از کل
یکی تشت بنهاد پیشش گروی
بپیچید چون گوسفندانش روی
زگستردنیها واز بوی ورنگ
ببین تا چه آید زگنجت بچنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10782 : ردیف از کل
برید آن سر شاهوارش ز تن
فگندش چو سرو سهی بر چمن
فرنگیس را هدیه بر همچنین
برو با زبانی پر از آفرین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10783 : ردیف از کل
همه شهر پر زاری و ناله گشت
به چشم اندرون آب چون ژاله گشت
اگر آبدارت بود میزبان
بدآن شهر خرّم بمان شادمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10784 : ردیف از کل
چو پیران به گفتار بنهاد گوش
ز تخت اندرافتاد و زو رفت هوش
نگه کرد گرسیوز نامدار
سواران توران گزیده هزار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10785 : ردیف از کل
همی جامه را بر برش کرد چاک
همی کند موی و همی ریخت خاک
خنیده سپاه اندر آورد گرد
بشد تا بنزد سیاوخش گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10786 : ردیف از کل
بدو پیلسم گفت بشتاب زود
که دردی بدین درد و سختی فزود
سیاوش چو بشنید آمد براه
پذیره شدش تازیان با سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10787 : ردیف از کل
فرنگیس رانیز خواهند کشت
مکن هیچ گونه برین کار پشت
گرفتند مر یکدگررا کنار
سیاوش بپرسیدش از شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10788 : ردیف از کل
به درگاه بردند مویش کشان
بر روزبانان مردم کشان
بایوان کشیدند از آن جایگاه
سیاوش بیآراست جای سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10789 : ردیف از کل
جهانی بدو کرده دیده پرآب
ز کردار بدگوهر افراسیاب
دگر روز گرسیوز آمد پگاه
بیآمد با هدیه پیغام شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10790 : ردیف از کل
که این هول کاریست بادرد و بیم
که اکنون فرنگیس را بر دو نیم
سیاوش بدآن خلعت شهریار
نگه کرد وشد چون گل اندر بهار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10791 : ردیف از کل
زنند و شود پادشاهی تباه
مر او را نخواند کسی نیز شاه
نشست از بر بارۀ گام زن
سواران ایران شدند انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10792 : ردیف از کل
ز آخر بیاورد پس پهلوان
ده اسپ سوار آزموده جوان
همه شهر ببرزن بدوی
نمود وسوی کاخ بنهاد روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10793 : ردیف از کل
خود و گرد رویین و فرشیدورد
برآورد زان راه ناگاه گرد
همانگه نزد سیاوش چو باد
سواری بیآمد ورا مژده داد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی