در حال بارگذاری ابیات…
***
11290 : ردیف از کل
بزد بر سر شانه پیلتن
به لشکر خروش آمد از انجمن
پیاده بیآمد بنزدیک شاه
بخون رنگ داده دو رخساره ماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11291 : ردیف از کل
ز پس کرد رستم همانگه نگاه
بجست از کفش نامبردار شاه
بپیش پدر شد پر از ترس وباک
خروشان بسر بر همی ریخت خاک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11292 : ردیف از کل
برآشفت گردافگن تاج بخش
بدنبال هومان برانگیخت رخش
بگفتا که ای پر هنر شهریار
چرا کرد خواهی مرا خاکسار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11293 : ردیف از کل
بتازید چندی و چندی شتافت
زمانه بدش مانده او را نیافت
دلت را چرا بستی اندر فریب
همی از بلندی نبینی نشیب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11294 : ردیف از کل
سپهدار ترکان نشد زیر دست
یکی باره تیزتگ برنشست
سر تاجداری مبر بی گناه
که نپسندد این داور هور وماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11295 : ردیف از کل
چو از جنگ رستم بپیچید روی
گریزان همی رفت پرخاشجوی
سیاوش که بگذاشت ایران زمین
همی بر تو کرد از جهان آفرین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11296 : ردیف از کل
برآمد ز هر سو دم کرنای
همی آسمان اندر آمد ز جای
بیآزرد از بهر تو شاه را
بماند افسر وگنج وآن گاه را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11297 : ردیف از کل
به ابر اندر آمد خروش سران
گراییدن گرزهای گران
بیآمد ترا کرد پشت وپناه
کنون زو چه دیدی که بردت زراه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11298 : ردیف از کل
گوان سر به سر نعره برداشتند
سنانها به ابر اندر افراشتند
سر تاجداران نبرّد کسی
که با تاج بر تخت ماند بسی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11299 : ردیف از کل
زمین سربسر کشته و خسته بود
وگر لاله بر زعفران رسته بود
مکن بی گنه بر تن من ستم
که گیتی سپنچست پر از باد ودم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11300 : ردیف از کل
سپردند اسپان همی خون به نعل
شده پای پیل از دل کشته لعل
یکی را بچاه افگند بی گناه
یکی با گنه بر نشاند بگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11301 : ردیف از کل
هزیمت گرفتند ترکان چو باد
که رستم ز بازو همی داد داد
سرنجام هر دو بخاک اندرند
بتاریک دام مغاک اندرند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11302 : ردیف از کل
سه فرسنگ چون اژدهای دمان
تهمتن همی شد پس بدگمان
بگفتار گرسیوز بدگمان
درفشی مکن خویشتن در جهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11303 : ردیف از کل
وزان جایگه پیلتن بازگشت
سپه یکسر از جنگ ناساز گشت
شنیدی کجا زآفریدون گرد
ستمکاره ضحّاک تازی چه برد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11304 : ردیف از کل
ز رستم بپرسید پرمایه طوس
که چون یافت شیر از یکی گور کوس
همان از منوچهر شاه بزرگ
چه آمد بسلم وبتور سترگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11305 : ردیف از کل
بدو گفت رستم که گرز گران
چو یاد آرد از یال جنگ آوران
کنون بر گاه کاؤس شاه
چو دستان وچون رستم کینه خواه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11306 : ردیف از کل
دل سنگ و سندان نماند درست
بر و یال کوبنده باید نخست
چو گودرز کز گرز او روز جنگ
بدرّد دل شیر وچرم پلنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11307 : ردیف از کل
عمودی که کوبنده هومان بود
تو آهن مخوانش که موم آن بود
چو بهرام وچون زنگۀ شاوران
که نندیشد از تیغ کنداوران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11308 : ردیف از کل
به لشکرگه خویش گشتند باز
سپه یکسر از خواسته بی نیاز
همان گیو گودرز کزو روز کین
بجنبش برآید زسهمش زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11309 : ردیف از کل
همه دشت پر آهن و سیم و زر
سنان و ستام و کلاه و کمر
بکین سیاوش سپه پوشد آب
کند روز نفرین بر افراسیاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11310 : ردیف از کل
چو خورشید برزد سر از کوهسار
بگسترد یاقوت بر جویبار
ستمکارۀ بر تن خویشتن
بسی یادت آید زگفتار من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11311 : ردیف از کل
تهمتن همه خواسته گرد کرد
ببخشید یکسر به مردان مرد
نه اندر شکاری که گور افگنی
وگر آهوانرا بشور افگنی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11312 : ردیف از کل
خروش آمد و ناله کرنای
تهمتن برانگیخت لشکر ز جای
همی شهریاری ربائی زگاه
که نفرین کند بر خورشید وماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11313 : ردیف از کل
نهادند سر سوی افراسیاب
همه رخ ز کین سیاوش پر آب
مده خاک توران بخیره بباد
مبادا که پند من آیدت یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11314 : ردیف از کل
پس آگاهی آمد به پرخاشجوی
که رستم به توران در آورد روی
بگفت این وروی سیاوش بدید
دو رخرا بکند وفغان برکشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11315 : ردیف از کل
به پیران چنین گفت کایرانیان
بدی را ببستند یکسر میان
که شاها چه زایران تو بگذاشتی
سپهدار را باب پنداشتی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11316 : ردیف از کل
کنون بوم و بر جمله ویران شود
به کام دلیران ایران شود
کنون دست بسته پیاده کشان
کجا افسر وگاه گردنکشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11317 : ردیف از کل
کسی نزد رستم برد آگهی
ازین کودک شوم بی فرهی
کجا آن همه عهد وسوگند شاه
که لرزنده بد چرخ وگردنده ماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11318 : ردیف از کل
هم آنگه برندش به ایران سپاه
یکی ناسزا برنهندش کلاه
کجا شاه کاؤس وگردنکشان
که بینند این دم ترا زین نشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11319 : ردیف از کل
نوندی برافگن هم اندر زمان
بر شوم پی زاده بدگمان
کجا گیو وطوس وکجا پیلتن
فرامرز ودستان وآن انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11320 : ردیف از کل
که با مادر آن هر دو تن را به هم
بیارد بگوید سخن بیش و کم
ازین بد بایران رسد آگهی
برآشوبد آن تخت شاهنشهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11321 : ردیف از کل
نوندی بیامد ببردندشان
شدند آن دو بیچاره چون بیهشان
زگرسیوز آمد ترا بد بروی
که نفرین برو با دمور وگروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11322 : ردیف از کل
به نزدیک افراسیاب آمدند
پر از درد و تیمار و تاب آمدند
هرآنکس که بازد ببد بر تو دست
بریده سرش باد وافگنده پست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11323 : ردیف از کل
وز آن جایگه شاه توران زمین
بیاورد لشکر به دریای چین
جهاندار این بر تو آسان کناد
دل دشمنانت هراسان کناد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11324 : ردیف از کل
تهمتن نشست از بر تخت اوی
به خاک اندر آمد سر بخت اوی
مرا کاشکی دیده گشتی تباه
ندیدی بدینسان کشانت براه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11325 : ردیف از کل
یکی داستانی بگفت از نخست
که پرمایه آنکس که دشمن نجست
مرا از پدر این کجا بد امید
که پردخته ماند کنارم زشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11326 : ردیف از کل
چو بدخواه پیش آیدت کشته به
گر آواره از پیش برگشته به
چو گفتار فرزند بشنید شاه
جهان گشت در پیش چشمش سیاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11327 : ردیف از کل
از ایوان همه گنج او بازجست
بگفتند با او یکایک درست
بدو گفت برگرد وایدر مپای
چه دانی کزین بد مرا چیست رای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11328 : ردیف از کل
غلامان و اسپ و پرستندگان
همان مایه ور خوب رخ بندگان
دل شاه توران برو بر بسوخت
همی خیره چشم خردرا بدوخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11329 : ردیف از کل
در گنج دینار و پرمایه تاج
همان گوهر و دیبه و تخت عاج
بکاخ بلندش یکی خانه بود
فرنگیس از آن خانه بیگانه بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11330 : ردیف از کل
یکایک ز هر سو به چنگ آمدش
بسی گوهر از گنج گنگ آمدش
بفرمود تا روزبانان کشان
مر اورا ببردند چون بیهشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11331 : ردیف از کل
سپه سر به سر زان توانگر شدند
ابا یاره و تخت و افسر شدند
بدآن تیرگیش اندر انداختند
در خانه را بند بر ساختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11332 : ردیف از کل
یکی طوس را داد زان تخت عاج
همان یاره و طوق و منشور چاچ
نگه کرد گرسیوز اندر گروی
گروی ستمگر به پیچید روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی