در حال بارگذاری ابیات…
***
8943 : ردیف از کل
بفرمای و من دل نهادم برین
نبود آتش تیز با او به کین
برو بر همیگشت گردان سپهر
چو نه مه برآمد برآن خوب چهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8944 : ردیف از کل
سیاوش سخن راست گوید همی
دل شاه از غم بشوید همی
بگفتند با شاه کاؤس کی
که برخوردی از ماه فرخنده پی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8945 : ردیف از کل
همه جادوی زال کرد اندرین
نخواهم که داری دل از من بکین
یکی بچّۀ فرّخ آمد پدید
کنون تخت بر ماه باید کشید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8946 : ردیف از کل
بدو گفت نیرنگ داری هنوز
نگردد همی پشت شوخیت کوز
جدا گشت ازو کودکی چون پری
بچهره بسان بت آذری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8947 : ردیف از کل
به ایرانیان گفت شاه جهان
کزین بد که این ساخت اندر نهان
جهان گشت از آن خورد پر گفتگوی
کز آنسان نبیند کس روی وموی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8948 : ردیف از کل
چه سازم چه باشد مکافات این
همه شاه را خواندند آفرین
جهاندار نامش سیاوخش کرد
بدو چرخ گردنده را بخش کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8949 : ردیف از کل
که پاداش این آنکه بیجان شود
ز بد کردن خویش پیچان شود
هر آن کز شمار سپهر بلند
بدانست نیک وبد وچون وچند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8950 : ردیف از کل
به دژخیم فرمود کاین را به کوی
ز دار اندر آویز و برتاب روی
ستاره بدآن کودک آشفته بدید
غمین گشت چون بخت او خفته دید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8951 : ردیف از کل
چو سودابه را روی برگاشتند
شبستان همه بانگ برداشتند
بدید از بد ونیک آزار اوی
بیزدان پناهید از کار اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8952 : ردیف از کل
دل شاه کاووس پردرد شد
نهان داشت رنگ رخش زرد شد
بگفتند زکار پسر شاه را
نمودندن یکایک بدو راه را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8953 : ردیف از کل
سیاوش چنین گفت با شهریار
که دل را بدین کار رنجه مدار
چنین تا برآمد برین روزگار
تهمتن برآمد بر شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8954 : ردیف از کل
به من بخش سودابه را زین گناه
پذیرد مگر پند و آید به راه
چنین گفت کین کودک شیروش
مراورا بگیتی چو من دایه نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8955 : ردیف از کل
همی گفت با دل که بر دست شاه
گر ایدون که سودابه گردد تباه
چو دارندگان ترا مایه نیست
مراورا بگیتی چو من دایه نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8956 : ردیف از کل
به فرجام کار او پشیمان شود
ز من بیند او غم چو پیچان شود
بسی مهتر اندیشه کرد اندر آن
نیآمد همی بر دلش آن گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8957 : ردیف از کل
بهانه همی جست زان کار شاه
بدان تا ببخشد گذشته گناه
برستم سپردش دل ودیده را
جهانجوی پور پسندیده را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8958 : ردیف از کل
سیاووش را گفت بخشیدمش
ازان پس که خون ریختن دیدمش
تهمتن ببردش بزابلستان
نشستنگهی ساخت بر گلستان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8959 : ردیف از کل
سیاوش ببوسید تخت پدر
وزان تخت برخاست و آمد بدر
سواری وتیر وکمان وکمنر
عنان ورکاب وچه وچون وچند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8960 : ردیف از کل
شبستان همه پیش سودابه باز
دویدند و بردند او را نماز
نشستنگهی باده ومیگسار
همان باز وشاهین ویوز شکار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8961 : ردیف از کل
برین گونه بگذشت یک روزگار
برو گرمتر شد دل شهریار
زداد وزبیدار وتخت وکلاه
سخن راندن وزکار سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8962 : ردیف از کل
چنان شد دلش باز از مهر اوی
که دیده نه برداشت از چهر اوی
هنرها بیآموختش سربسر
بسی رنج برداشت که آمد ببر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8963 : ردیف از کل
دگر باره با شهریار جهان
همی جادوی ساخت اندر نهان
سیاوش چنان شد که اندر جهان
بمانند او کس نبود از مهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8964 : ردیف از کل
بدان تا شود با سیاووش بد
بدانسان که از گوهر او سزد
چو یکچند بگذشت گشت او بلند
سوی گردن شیر شد با کمند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8965 : ردیف از کل
ز گفتار او شاه شد در گمان
نکرد ایچ بر کس پدید از مهان
چنین گفت با رستم سرفراز
که آمد بدیدار شاهم نیاز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8966 : ردیف از کل
بجایی که کاری چنین اوفتاد
خرد باید و دانش و دین و داد
بسی رنج بری ودل سوختی
هنرهای شاهانم آموختی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8967 : ردیف از کل
چنان چون بود مردم ترسکار
برآید به کام دل مرد کار
پدر باید اکنون که بیند زمن
هنرهای آموزش پیلتن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8968 : ردیف از کل
بجایی که زهر آگند روزگار
ازو نوش خیره مکن خواستار
گو شیر دل کار اورا بساخت
فرستادگانرا بهر سو بتاخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8969 : ردیف از کل
تو با آفرینش بسنده نه ای
مشو تیز گر پرورنده نه ای
زاسپ وپرستنده وسیم وزر
زمهر وزتیغ وکلاه وکمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8970 : ردیف از کل
چنین ست کردار گردان سپهر
نخواهد گشادن همی بر تو چهر
زپوشیدنی وهم زگستردنی
زهر سوی آورد آوردنی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8971 : ردیف از کل
برین داستان زد یکی رهنمون
که مهری فزون نیست از مهر خون
ازین هر چه در گنج رستم نبود
بگیتی فرستاد وآمد زود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8972 : ردیف از کل
چو فرزند شایسته آمد پدید
ز مهر زنان دل بباید برید
گسی کرد از آنگونه اورا براه
که شد بر سیاوش نظاره سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8973 : ردیف از کل
به مهر اندرون بود شاه جهان
که بشنید گفتار کارآگهان
همی رفت با او تهمتن بهک
بدآن تا سپهبد نباشد دژم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8974 : ردیف از کل
که افراسیاب آمد و صدهزار
گزیده ز ترکان شمرده سوار
جهانی به آئین بیآراستند
چو خشنودی پهلوان خواستند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8975 : ردیف از کل
سوی شهر ایران نهادست روی
وزو گشت کشور پر از گفت و گوی
همه زر وعنبر برآمیختند
زگنبد بسر بر همی ریختند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8976 : ردیف از کل
دل شاه کاووس ازان تنگ شد
که از بزم رایش سوی جنگ شد
جهان گشت پر شادی وخواسته
در وبام هر برزن آراسته
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8977 : ردیف از کل
یکی انجمن کرد از ایرانیان
کسی را که بد نیکخواه کیان
بزیر پی تازی اسپان درم
به ایران ندیدند یکتن دژم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8978 : ردیف از کل
بدیشان چنین گفت کافراسیاب
ز باد و ز آتش ز خاک و ز آب
همه یال اسپ از کران تا کران
بر اندوده مشک ومی وزعفران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8979 : ردیف از کل
همانا که ایزد نکردش سرشت
مگر خود سپهرش دگرگونه کشت
چو آمد بکاؤس شاه آگهی
که آمد سیاوخش با فرّهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی