در حال بارگذاری بندها…
***
11396 : ردیف از کل
چو دل بر نهی بر سرای کهن
کند ناز و ز تو بپوشد سخن
از آخر بیآورد پس پهلوان
ده اسپ سوار آزموده جوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11397 : ردیف از کل
تهمتن بران گشت همداستان
که فرخنده موبد زد این داستان
خود وگرد روئین وفرشیدرود
برآورد از آن راه ناگاه گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11398 : ردیف از کل
چنین گفت خرم دل رهنمای
که خوبی گزین زین سپنجی سرای
بدو روز ودو شب بدرگه رسید
در نامور پر جفاپیشه دید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11399 : ردیف از کل
بنوش و بناز و بپوش و بخور
ترا بهره اینست زین رهگذر
فرنگیس را دید چو بیهشان
گرفته ورا روزبانان کشان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11400 : ردیف از کل
سوی آز منگر که او دشمنست
دلش برده جان آهرمنست
بچنگال هر یک یکی تیغ تیز
زدرگاه برخاسته رستخیز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11401 : ردیف از کل
نگه کن که در خاک جفت تو کیست
برین خواسته چند خواهی گریست
همه دل پر از درد ودیده پر آب
زکردار بد گوهر افراسیاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11402 : ردیف از کل
تهمتن چو بشنید شرم آمدش
برفتن یکی رای گرم آمدش
بگفتند هر کس همی با دگر
زن ومرد وکودک بدرگاه بر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11403 : ردیف از کل
نگه کرد ز اسپان به هر سو گله
که بودند بر دشت ترکان یله
که این سخن کاریست با ترس وبیم
فرنگیس را گر زنند بر دو نیم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11404 : ردیف از کل
غلام و پرستندگان ده هزار
بیاورد شایسته شهریار
زتندی شود پادشاهی تباه
مر اورا نخواند کسی نیز شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11405 : ردیف از کل
همان نافه مشک و موی سمور
ز در سپید و ز کیمال بور
همانگاه پیران بیآمد چو باد
کسی کش خرد بود زو گشت شاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11406 : ردیف از کل
به رنگ و به بوی و به دیبا و زر
شد آراسته پشت پیلان نر
چو چشم گرامی بپیران رسید
شد از آب دیده رخش نا پدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11407 : ردیف از کل
ز گستردنیها و از بیش و کم
ز پوشیدنیها و گنج و درم
بدو گفت بامن چو بد ساختی
چرا زنده ام بآتش انداختنی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11408 : ردیف از کل
ز گنج سلیح و ز تاج و ز تخت
به ایران کشیدند و بربست رخت
از اسپ اندر افتاد پیران بخاک
بتن جامۀ پهلوی کرده چاک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11409 : ردیف از کل
ز توران سوی زابلستان کشید
به نزدیک فرخنده دستان کشید
بفرمود تا روزبانان در
زفرمان زمانی بتابند سر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11410 : ردیف از کل
سوی پارس شد طوس و گودرز و گیو
سپاهی چنان نامبردار و نیو
بیآمد دمان پیش افراسیاب
دل از درد خسته دو دیده پر آب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11411 : ردیف از کل
نهادند سر سوی شاه جهان
همه نامداران فرخ نهان
بدو گفت شاها انوشه بزی
همیشه زتو دور دست بدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11412 : ردیف از کل
وزان پس چو بشنید افراسیاب
که بگذشت رستم بران روی آب
چه آمد زبد بر تو ای نیکخوی
که آمد بکشتن ترا آرزوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11413 : ردیف از کل
شد از باختر سوی دریای گنگ
دلی پر ز کینه سری پر ز جنگ
چا بر دلت چیره شد خیره دیو
ببرد از دلت ترس گیهان خدیو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11414 : ردیف از کل
همه بوم زیر و زبر کرده دید
مهان کشته و کهتران برده دید
بکشتی سیاوخش را بی گناه
بخاک اندر انداختی نام و جاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11415 : ردیف از کل
نه اسپ و نه گنج و نه تاج و نه تخت
نه شاداب در باغ برگ درخت
بایران رسد زین بدی آگهی
بگریند بر تخت شاهنشهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11416 : ردیف از کل
جهانی به آتش برافروخته
همه کاخها کنده و سوخته
بسا تاجداران ایران زمین
که با لشکر آیند ایدر بکین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11417 : ردیف از کل
ز دیده ببارید خونابه شاه
چنین گفت با مهتران سپاه
جهان آرمیده زدست بدی
شده آشکارا ره ایزدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11418 : ردیف از کل
که هر کس که این را فرامش کند
همی جان بیدار خامش کند
فریبنده دیوی زدوزخ بجست
بیآمد دل شاه ازینسان بخست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11419 : ردیف از کل
همه یک به یک دل پر از کین کنید
سپر بستر و تیغ بالین کنید
بر آن اهرمن نیز نفرین بود
که پیچید راهت سوی راه بد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11420 : ردیف از کل
به ایران سپه رزم و کین آوریم
به نیزه خور اندر زمین آوریم
پشیمان شوی زین بروز دراز
نشینی نهانی بگرم وگداز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11421 : ردیف از کل
به یک رزم اگر باد ایشان بجست
نباید چنین کردن اندیشه پست
ندانم که این گفتۀ بد زکیست
وزین آفریننده را رای چیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11422 : ردیف از کل
برآراست بر هر سوی تاختن
ندید ایچ هنگام پرداختن
کنون زو گذشتی بفرزند خویش
رسیدی بتیمار پیوند خویش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11423 : ردیف از کل
همی سوخت آباد بوم و درخت
به ایرانیان بر شد آن کار سخت
چو دیوانه از جای برخاستی
چنین خیره بدرا بیآراستی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11424 : ردیف از کل
ز باران هوا خشک شد هفت سال
دگرگونه شد بخت و برگشت حال
نجوید فرنگیس را بر گشته بخت
نه اورنگ شاهی نه تاج ونه تخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11425 : ردیف از کل
شد از رنج و سختی جهان پر نیاز
برآمد برین روزگار دراز
بفرزند با کودکی در نهان
درفشی مکن خویشتن در جهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11426 : ردیف از کل
چنان دید گودرز یک شب به خواب
که ابری برآمد ز ایران پرآب
که تا زندۀ بر تو نفرین بود
پس از زندگی دوزخ آئین بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11427 : ردیف از کل
بران ابر باران خجسته سروش
به گودرز گفتی که بگشای گوش
اگر شاه روشن کند جان من
فرستد ورا سوی ایوان من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11428 : ردیف از کل
چو خواهی که یابی ز تنگی رها
وزین نامور ترک نر اژدها
ورایدون که اندیشه از کودکیست
همانا که این درد ورنج اندکیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11429 : ردیف از کل
به توران یکی نامداری نوست
کجا نام آن شاه کیخسروست
بمان تا جدا گردد از کالبد
به پیش تو آرم بدو ساز بد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11430 : ردیف از کل
ز پشت سیاوش یکی شهریار
هنرمند و از گوهر نامدار
بدو گفت از اینسان که گوئی بساز
مرا کردی از خون او بی نیاز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11431 : ردیف از کل
ازین تخمه از گوهر کیقباد
ز مادر سوی تور دارد نژاد
سپهدار توران از آن شاد گشت
روانش از اندیشه آزاد گشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11432 : ردیف از کل
چو آید به ایران پی فرخش
ز چرخ آنچ پرسد دهد پاسخش
بیآمد بدرگاه واورا ببرد
بر آن روزبانان بسی برشمرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11433 : ردیف از کل
میان را ببندد به کین پدر
کند کشور تور زیر و زبر
بی آزار بردش بسوی ختن
خروشان همه درگه وانجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11434 : ردیف از کل
به دریای قلزم به جوش آرد آب
نخارد سر از کین افراسیاب
چه آمد به ایوان بگلشهر گفت
که این خوبرخ را بباید نهفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11435 : ردیف از کل
همه ساله در جوشن کین بود
شب و روز در جنگ بر زین بود
بدآن تا ازو شاه گردد جدا
پس آنگه بسازم یکی کیمیا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11436 : ردیف از کل
ز گردان ایران و گردنکشان
نیابد جز از گیو ازو کس نشان
تو بر پیش این خوبرخ زینهار
بباش وبدارش پرستاروار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11437 : ردیف از کل
چنین است فرمان گردان سپهر
بدو دارد از داد گسترده مهر
برین نیز بگذشت یکچند روز
گران شد فرنگیس گیتی فروز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11438 : ردیف از کل
چو از خواب گودرز بیدار شد
نیایش کنان پیش دادار شد
شبی قیرگون ماه پنهان شده
بخواب اندرون مرغ ودام ودده
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی