در حال بارگذاری ابیات…
***
9219 : ردیف از کل
چنان چون به گاه فریدون گرد
که گیتی ببخشش به گردان سپرد
سیاوخش را در بر خویش بخواند
زهر گونه با او سخنها براند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9220 : ردیف از کل
ببخشیم و آن رای بازآوریم
ز جنگ و ز کین پای بازآوریم
بدو گفت کنجی بیآراست شاه
کزآنسان ندیدست کسی تاج وگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9221 : ردیف از کل
تو شاهی و با شاه ایران بگوی
مگر نرم گردد سر جنگجوی
زهر چیز چندانکه اندازه نیست
اگر بر نهی پیل باید دویست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9222 : ردیف از کل
سخنها همی گوی با پیلتن
به چربی بسی داستانها بزن
بتو داد خواهم همی دخترم
نگه کن بروی و وسر افسرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9223 : ردیف از کل
برین هم نشان نزد رستم پیام
پرستنده و اسپ و زرین ستام
بهانه چه داری تو از مهر من
چه پیچی زبالا واز چهر من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9224 : ردیف از کل
به نزدیک او هم چنین خواسته
ببر تا شود کار پیراسته
که تا من ترا دیده ام مرده ام
خروشان وجوشان وآزرده ام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9225 : ردیف از کل
جز از تخت زرین که او شاه نیست
تن پهلوان از در گاه نیست
همی روز روشن نبینم زدرد
برآنم که خورشید شد لاجورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9226 : ردیف از کل
بیاورد گرسیوز آن خواسته
که روی زمین زو شد آراسته
کنون هفت سالست تا مهر من
همی خون چکاند برین چهر من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9227 : ردیف از کل
دمان تا لب رود جیحون رسید
ز گردان فرستاده ای برگزید
یکی شاد کن در نهانی مرا
ببخشای روز جوانی مرا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9228 : ردیف از کل
بدان تا رساند به شاه آگهی
که گرسیوز آمد بدان فرهی
قزون زآن که دادت جهاندار شاه
بیآرایمت یاده وتاج وگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9229 : ردیف از کل
به کشتی به یکروز بگذاشت آب
بیامد سوی بلخ دل پر شتاب
وگر سر بپیچی زفرمان من
نیآید دلت سوی درمان من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9230 : ردیف از کل
فرستاده آمد به درگاه شاه
بگفتند گرسیوز آمد به راه
کنم بر تو این پادشاهی تباه
شود تیره بر روی تو هور وماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9231 : ردیف از کل
سیاوش گو پیلتن را بخواند
وزین داستان چند گونه براند
سیاوش بدو گفت هرگز مباد
که از بهر دل من دهم سر بباد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9232 : ردیف از کل
چو گوسیوز آمد به درگاه شاه
بفرمود تا برگشادند راه
چنین با پدر بی وفائی کنم
زمردی ودانش جدائی کنم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9233 : ردیف از کل
سیاووش ورا دید بر پای خاست
بخندید و بسیار پوزش بخواست
تو بانوی شاهی وخورشید گاه
یزد کز تو آید بدینسان گناه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9234 : ردیف از کل
ببوسید گرسیوز از دور خاک
رخش پر ز شرم و دلش پر ز باک
از آن تخت برخاست با خشم وجنگ
بدو اندر آویخت سودابه چنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9235 : ردیف از کل
سیاووش بنشاندش زیر تخت
از افراسیابش بپرسید سخت
بدو گفت من راز دل پیش تو
بگفتم نهانی بد اندیش تو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9236 : ردیف از کل
چو بنشست گرسیوز از گاه نو
بدید آن سر وافسر شاه نو
مرا خیره خواهی که رسوا کنی
به پیش خردمند رعنا کنی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9237 : ردیف از کل
به رستم چنین گفت کافراسیاب
چو از تو خبر یافت اندر شتاب
بزد دست وجامه بدرّید پاک
بناخن رخان همی کرد چاک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی