در حال بارگذاری ابیات…
***
10373 : ردیف از کل
ازان پس نکوهش نباید به کس
مکافات بد جز بدی نیست بس
بدو گفت پیران کزین بوم وبر
چنانی که باشد کسی بر گذر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10374 : ردیف از کل
چنین گفت گرسیوز کینه جوی
که ای شاه بینادل و راست گوی
ازین مهربانی که بر تست شاه
بدام تو خسپد به آرامگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10375 : ردیف از کل
سیاوش بران آلت و فر و برز
بدان ایزدی شاخ و آن تیغ و گرز
چنان دان که خرّم بهارش توئی
نگارش توئی غم گسارش توئی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10376 : ردیف از کل
بیاید به درگاه تو با سپاه
شود بر تو بر تیره خورشید و ماه
بزرگی وفرزند کاؤس شاه
سر از بس هنرها رسیده بماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10377 : ردیف از کل
سیاوش نه آنست کش دیده شاه
همی ز آسمان برگذارد کلاه
پدر پیر گشت وتو برنا دلی
نگر تا زتاج کئی نگسلی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10378 : ردیف از کل
فرنگیس را هم ندانی تو باز
تو گویی شدست از جهان بی نیاز
به ایران وتوران توئی شهریار
زشاهان یکی پر هنر یادگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10379 : ردیف از کل
سپاهت بدو بازگردد همه
تو باشی رمه گر نیاری دمه
نه بینمت پیوستۀ خون کسی
کجا داردی مهر بر تو بسی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10380 : ردیف از کل
سپاهی که شاهی ببیند چنوی
بدان بخشش و رای و آن ماه روی
زتوران سزاوار وهمباز تو
نیابی کسی نیز دمساز تو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10381 : ردیف از کل
تو خوانی که ایدر مرا بنده باش
به خواری به مهر من آگنده باش
برادر نداری نه خواهر نه زن
چو شاخ گلی بر کنار چمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10382 : ردیف از کل
ندیدست کس جفت با پیل شیر
نه آتش دمان از بر و آب زیر
یکی زن نگه کن سزاوار خویش
از ایران بنه درد وتیمار خویش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10383 : ردیف از کل
اگر بچه شیر ناخورده شیر
بپوشد کسی در میان حریر
پس از مرگ کاؤس ایران تراست
همان تاج وتخت دلیران تراست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10384 : ردیف از کل
به گوهر شود باز چون شد سترگ
نترسد ز آهنگ پیل بزرگ
پس پردۀ شهریار جهان
سه ماهست با زیور اندر نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10385 : ردیف از کل
پس افراسیاب اندر آن بسته شد
غمی گشت و اندیشه پیوسته شد
که گر ماهرا دیده بودی براه
از ایشان نه برداشتی دیده ماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10386 : ردیف از کل
همی از شتابش به آمد درنگ
که پیروز باشد خداوند سنگ
سه اندر شبستان گرسیوزند
که از مام واز باب با پرورزند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10387 : ردیف از کل
ستوده نباشد سر بادسار
بدین داستان زد یکی هوشیار
نبیر فریدون وفرزند شاه
که هم زیب دارند وهم تاج وگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10388 : ردیف از کل
که گر باد خیره بجستی ز جای
نماندی بر و بیشه و پر و پای
پس پرده من چهارند خرد
چو یابد ترا بنده یابم شمرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10389 : ردیف از کل
سبکسار مردم نه والا بود
و گرچه به تن سروبالا بود
از ایشان جریره است مهتر بسال
که از خوبرویان ندارد همال
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10390 : ردیف از کل
برفتند پیچان و لب پر سخن
پر از کین دل از روزگار کهن
اگر رای باشد ترا بنده است
به پیش تو اندر پرستنده است
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10391 : ردیف از کل
بر شاه رفتی زمان تا زمان
بداندیشه گرسیوز بدگمان
سیاوش بدو گفت دارم سپاس
مرا همچو فرزند خود می شناس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10392 : ردیف از کل
ز هرگونه رنگ اندرآمیختی
دل شاه ترکان برانگیختی
زخوبان جریره مرا در خورست
که پیوندم از جان ودل بهترست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10393 : ردیف از کل
چنین تا برآمد برین روزگار
پر از درد و کین شد دل شهریار
مرا او بود نازش جان وتن
نخواهم جز او کس ازین انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10394 : ردیف از کل
سپهبد چنین دید یک روز رای
که پردخت ماند ز بیگانه جای
سپاسی نهادی ازین بر سرم
که تا زنده ام حقّ آن نسپرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10395 : ردیف از کل
به گرسیوز این داستان برگشاد
ز کار سیاوش بسی کرد یاد
چو پیران زپیش سیاوش برفت
بنزدیک گلشهر تازید تفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10396 : ردیف از کل
ترا گفت ز ایدر بباید شدن
بر او فراوان نباید بدن
بدو گفت کار جریره بساز
بفرّ سیاوخش گردن فراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10397 : ردیف از کل
بپرسی و گویی کزان جشن گاه
نخواهی همی کرد کس را نگاه
چگونه نباشیم امروز شاد
که داماد ما شد نبیر قباد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10398 : ردیف از کل
به مهرت همی دل بجنبد ز جای
یکی با فرنگیس خیز ایدر آی
بیآورد گلشهر دخترشرا
نهاد از بر تارک افسرشرا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10399 : ردیف از کل
نیازست ما را به دیدار تو
بدان پرهنر جان بیدار تو
بدیبا ودینار وزرّ ودرم
برنگ وببوی وبه پیش وبه کم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10400 : ردیف از کل
برین کوه ما نیز نخچیر هست
ز جام زبرجد می و شیر هست
بیآراست اورا چو خرّم بهار
فرستاد نزدیکئ شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10401 : ردیف از کل
گذاریم یک چند و باشیم شاد
چو آیدت از شهر آباد یاد
مر اورا بپیوست با شاه نو
فرستاد اورا سوی گاه نو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10402 : ردیف از کل
به رامش بباش و به شادی خرام
می و جام با من چرا شد حرام
ندانست کس گنج اورا شمار
همان تخت زرّین گوهر نگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10403 : ردیف از کل
برآراست گرسیوز دام ساز
دلی پر ز کین و سری پر ز راز
سیاوش چو روی جریره بدید
خوش آمدش وخندید وشادی گزید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10404 : ردیف از کل
چو نزدیک شهر سیاوش رسید
ز لشکر زبان آوری برگزید
همی بود با او شب وروز شاد
نیآمد زکاؤس بر دلش یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10405 : ردیف از کل
بدو گفت رو با سیاوش بگوی
که ای پاک زاده کی نام جوی
برین نیز چندی بگردید چرخ
سیاوخش را بود از آن کار برخ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10406 : ردیف از کل
به جان و سر شاه توران سپاه
به فر و به دیهیم کاووس شاه
ورا هر زمان پیش افراسیاب
فزونتر بدی حشمت وجاه وآب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
10407 : ردیف از کل
که از بهر من برنخیزی ز گاه
نه پیش من آیی پذیره به راه
یکی روز پیران پرهیزگار
سیاوخش را گفت که ای شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی