در حال بارگذاری ابیات…
***
11555 : ردیف از کل
جهان را به مردی به پای آورد
همان کین ما را بجای آورد
بایوان خویش آمد افروخته
خرامان وچشم بدی دوخته
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11556 : ردیف از کل
بدو گفت گیو ای سر سرکشان
ز فر بزرگی چه داری نشان
همی گفت کز داور کردگتر
درختی نو آمد جهانرا ببار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11557 : ردیف از کل
نشان سیاوش پدیدار بود
چو بر گلستان نقطه قار بود
در گنجهای کهن باز کرد
زهر گونۀ شاه را ساز کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11558 : ردیف از کل
تو بگشای و بنمای بازو به من
نشان تو پیداست بر انجمن
زدیبا ودینار ودرّ وگهر
زاسپ وسلچ وکلاه وکمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11559 : ردیف از کل
برهنه تن خویش بنمود شاه
نگه کرد گیو آن نشان سیاه
هم از تخت واز بدرهای درم
زگستردنیها واز بیش وکم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11560 : ردیف از کل
که میراث بود از گه کیقباد
درستی بدان بد کیان را نژاد
همه پیش کیخسرو آورد زود
بداد ودهش آفرین بر فزود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11561 : ردیف از کل
چو گیو آن نشان دید بردش نماز
همی ریخت آب و همی گفت راز
گسی کردشان سوی آنجایگاه
که سازیده بد خسرو نیکخواه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11562 : ردیف از کل
گرفتش به بر شهریار زمین
ز شادی برو بر گرفت آفرین
برفتند شادان بدآن شارسان
کجا گشته بد باز چون خارسان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11563 : ردیف از کل
از ایران بپرسید و ز تخت و گاه
ز گودرز وز رستم نیک خواه
فرنگیس وکیخسرو آنجا رسید
زهر سو بسی مردم آمد پدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11564 : ردیف از کل
بدو گفت گیو ای جهاندار کی
سرافراز و بیدار و فرخنده پی
بدیده ستردند روی زمین
زبان همه شهر پر آفرین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11565 : ردیف از کل
جهاندار دارنده خوب و زشت
مراگر نمودی سراسر بهشت
که از بیخ بر کنده فرّخ درخت
ازین گونه شاخی برآورد سخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11566 : ردیف از کل
همان هفت کشور به شاهنشهی
نهاد بزرگی و تاج مهی
زشاه جهان چشم بد دور باد
روان سیاوش پر از نور باد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11567 : ردیف از کل
نبودی دل من بدین خرمی
که روی تو دیدم به توران ز می
همه خار آن بوم شمساد گشت
گیا در چمن سرو آزاد گشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11568 : ردیف از کل
که داند به گیتی که من زنده ام
به خاکم و گر بآتش افگنده ام
دد ودام آن شادمان گشت نیز
زجان سیاوش بهر کس غریز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11569 : ردیف از کل
سپاس از جهاندار کاین رنج سخت
به شادی و خوبی سرآورد بخت
زخاکی که خون سیاوش بخورد
بابر اندر آمد یکی سبز نرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11570 : ردیف از کل
برفتند زان بیشه هر دو به راه
بپرسید خسرو ز کاووس شاه
نگاریده بر برگها چهر اوی
همی بوی مشک آمد از مهر اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11571 : ردیف از کل
وزان هفت ساله غم و درد او
ز گستردن و خواب وز خورد او
بدی مه بسان بهاران بدی
پرستش گه سوگواران بدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11572 : ردیف از کل
همی گفت با شاه یکسر سخن
که دادار گیتی چه افگند بن
چنین است کردار این چرخ بیر
ستاند زفرزند بستان شیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11573 : ردیف از کل
همان خواب گودرز و رنج دراز
خور و پوشش و درد و آرام و ناز
چو پیوسته شد مهر دل بر جهان
بخاک اندر آید سرش ناگهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11574 : ردیف از کل
ز کاووس کش سال بفگند فر
ز درد پسر گشت بی پای و پر
مباشید گستاخ با این جهان
که او بتّری دارد اندر نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11575 : ردیف از کل
ز ایران پراکنده شد رنگ و بوی
سراسر به ویرانی آورد روی
ازو تو بجز شادمانی مجوی
بباغ جهان برگ انده مبوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11576 : ردیف از کل
دل خسرو از درد و رنجش بسوخت
به کردار آتش رخش برفروخت
اگر تاج داری اگر دست تنگ
نبینی همی روزگار درنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11577 : ردیف از کل
بدو گفت کاکنون ز رنج دراز
ترا بردهد بخت آرام و ناز
مرنجان روان کین سرای تو نیست
بجز تنگ تابوت جای تو نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11578 : ردیف از کل
مرا چون پدر باش و با کس مگوی
ببین تا زمانه چه آرد به روی
نهادن چه باید بخوردن نشین
بامّید گنج جهان آفرین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11579 : ردیف از کل
سپهبد نشست از بر اسپ گیو
پیاده همی رفت بر پیش نیو
زگیتی ترا شادمانیست بس
گر او هیچ مهری ندارد بکس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11580 : ردیف از کل
یکی تیغ هندی گرفته به چنگ
هر آنکس که پیش آمدی بی درنگ
یکی را سرش بر کشد تا بماه
فراز آورد راستش زیر چاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11581 : ردیف از کل
زدی گیو بیدار دل گردنش
به زیر گل و خاک کردی تنش
چنین است کردار چزخ برین
گهی این بر آن وگهی آن بر این
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11582 : ردیف از کل
برفتند سوی سیاووش گرد
چو آمد دو تن را دل و هوش گرد
زخون سیاوش گذشتم بکین
بآوردن شه زتوران زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی